Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 196 (9 milliseconds)
English
Persian
true born
حلال زاده اصیل اصل
Other Matches
legitimates
حلال زاده
legitimating
حلال زاده
legitimated
حلال زاده
born in lawful wedding
حلال زاده
legitimate
حلال زاده
grandee
اصیل زاده
speak of the devil and he appears
<idiom>
حلال زاده بودن
well born
اصیل نجیب زاده
junker
اصیل زاده المانی
cousinry
عموزاده هاودایی زاده هاوعمه زاده هاوخاله زاده ها
nepotism
انتصاب برادر زاده یا خواهر زاده واقوام نزدیک به مشاغل مهم اداری
blue blood
نجیب زاده اشراف زاده
cosolvent
روغن شبه حلال شبه حلال
cousinly
دایی زاده وار خاله زاده وار
nepew
پسر خواهر برادر زاده یا خواهر زاده
solvents
حلال
permitted
حلال
thinner
حلال
dissolving
<adj.>
حلال
licit
حلال
resolvent
<adj.>
حلال
solvent
<adj.>
حلال
peels
حلال
peel
حلال
lawful
حلال
kosher
حلال
solvated
حلال پوشیده
solvent phase
فاز حلال
acid solvent
حلال اسیدی
co solvent
کمک حلال
amphiprotic solvent
حلال امفوتری
amphiprotic solvent
حلال دوخصلتی
amphoteric solvent
حلال امفوتری
amphoteric solvent
حلال دوخصلتی
legit
حلال مشروع
fair trade
کسب حلال
aprotic solvent
حلال بی پروتون
lawful
حلال داتایی
polar solvent
حلال قطبی
nonpolar solvent
حلال ناقطبی
originals
اصیل
McCoy
اصیل
genuine
اصیل
genteel
اصیل
noblest
اصیل
noble
اصیل
nobles
اصیل
nobler
اصیل
wellborn
اصیل
high bred
اصیل
high born
اصیل
of a noble d
اصیل
of a noble family
اصیل
of good birth
اصیل
purebred
اصیل
highborn
اصیل
thorough bred
اصیل
good birth
اصیل
true bred
اصیل
unfeigned
اصیل
bashaw
اصیل
highbred
اصیل
full-blooded
اصیل
original
اصیل
gentleman
اصیل
gentlemen
اصیل
thoroughbreds
اصیل
ingenuous
اصیل
thoroughbred
اصیل
nonqaueous solvent
حلال غیر ابی
extraction solvent
حلال استخراج کننده
solvated proton
پروتون حلال پوشیده
lyophobic colloid
کلویید حلال گریز
immiscible solvent
حلال امتزاج ناپذیر
to turn an houest
پول حلال دراوردن
lyophilic colloid
کلویید حلال دوست
prince of the blood
شاهزاده اصیل
king's english
انگلیسی اصیل
full blooded
از نژاد اصیل
john henry
امضاء اصیل
john hancock
امضاء اصیل
near beer
[American]
آبجوی حلال
[غذا و آشپزخانه]
varsol
حلال نفتی شبیه نفتا
non-alcoholic beer
آبجوی حلال
[غذا و آشپزخانه]
alcohol-free beer
آبجوی حلال
[غذا و آشپزخانه]
filly
مادیان اصیل 3 یا 4 ساله
fillies
مادیان اصیل 3 یا 4 ساله
purest
اصیل خالص کردن
purer
اصیل خالص کردن
pure
اصیل خالص کردن
kohl
اسب اصیل عربی
purism
واژه یا اصطلاح اصیل وصحیح
thoroughbreds
هر نوع اسب انگلیسی اصیل
thoroughbred
هر نوع اسب انگلیسی اصیل
chlorinated hydrocarbon
ماده حلال هیدروکلروکربن محلول هیدروژن و کلروکربن
oaks
مسابقه مادیانهای اصیل جوان در انگلستان
one thousand guineas
مسابقه شرطبندی مادیانهای اصیل 3 ساله در انگلستان
two thousands guineas
مسابقه شرطبندی بین اسبهای اصیل 3 ساله انگلیسی
toluene
مایع قابل اشتعالی که به عنوان حلال و رقیق کننده بکار میرود
descended
زاده
fries
زاده
fry
زاده
descendant
زاده
fitz
زاده
nee
زاده
progeniture
زاده
frying
زاده
descendent
زاده
horse
اسب اصیل 5ساله یا بیشتر اوردن ماهی به خشکی بزور
noblemen
نجیب زاده
levite
زاده لاوی
noblewomen
نجیب زاده
thane
نجیب زاده
sea born
زاده دریا
noblewoman
نجیب زاده
nobleman
نجیب زاده
patricians
نجیب زاده
aristocrat
نجیب زاده
aristocrat
اشراف زاده
aristocrats
نجیب زاده
knights
نجیب زاده
knighting
نجیب زاده
patrician
اعیان زاده
patrician
نجیب زاده
bashaw
نجیب زاده
knighted
نجیب زاده
knight
نجیب زاده
born in the purple
دارا زاده
born in the purple
غنی زاده
chevalier
نجیب زاده
cousins
دایی زاده
cousins
عمو زاده
patricians
اعیان زاده
illegitimate
زنا زاده
blue blooded
نجیب زاده
blue-blooded
نجیب زاده
childe
نجیب زاده
cousin
عمه زاده
cousin
خاله زاده
cousin
عمو زاده
cousin
دایی زاده
cousins
عمه زاده
cousins
خاله زاده
cousin german
عمو زاده
cousin german
عمه زاده
first ling
نخست زاده
magnates
نجیب زاده
firstling
نخست زاده
freeborn
ازاد زاده
first-born
نخست زاده
hagseed
زاده عجوزه
hamite
زاده حام
high born
نجیب زاده
aristocrats
اشراف زاده
first born
نخست زاده
first begotten
نخست زاده
magnate
نجیب زاده
firstborn
نخست زاده
coz
عمه زاده
coz
خاله زاده
earth born
زاده خاک
evite
زاده حوا
coz
دایی زاده
cousinly
عمه زاده وار
don
لرد یا نجیب زاده
mulatto
زاده اروپایی وزنگی
underbred
نااصل زاده بی تربیت
donned
لرد یا نجیب زاده
feringhee
پرتغالی زاده هند
dons
لرد یا نجیب زاده
gentleman of fortune
نجیب زاده حادثه جو
donning
لرد یا نجیب زاده
junker
جوان نجیب زاده المانی
hagborn
شیطان زاده فرزند ساحره
household troops
هیئت محافظ پادشاه یا نجیب زاده
wellborn
نجیب زاده دارای خصوصیات نجابت
milord
مرد اشرافی ونجیب زاده انگلیسی
africander
اروپایی نژادی که درافریقای جنوبی زاده شد
mestizo
کسیکه زاده اسپتنیولی و هندی و امریکایی باشد
knickerbocker
زاده هلندی هایی که به york new کوچ کردند
mestiza
کسیکه زاده اسپانیولی و هندی وامریکایی باشد
lead pony
اسب همراه اسب اصیل درسان دیدن بعد از مسابقه
holograph
سند اصیل وصیت نامه یا سند دیگری دستینه
holographs
سند اصیل وصیت نامه یا سند دیگری دستینه
acrylic lacquer
لاک های اکریلیک که دارای حلال های بسیار فرار بوده و برای پرداخت سطح هواپیما بکار میرود
grand tour
سفر وسیاحتی که جوانان اشراف زاده انگلیسی بعنوان قسمتی ازتعلیم وتربیت خود میکردند
grand tours
سفر وسیاحتی که جوانان اشراف زاده انگلیسی بعنوان قسمتی ازتعلیم وتربیت خود میکردند
musicom
یک زبان برنامه نویسی تصنیفی که روش هایی برای تولید تصنیفهای موسیقی اصیل بعلاوه موسیقی ترکیبی ارائه میدهد
pythogenic
پیدا شده از چرک یا گندیدگی زاده چرک
yonker
نجیب زاده جوان جوان سلحشور
younker
نجیب زاده جوان جوان سلحشور
unborn
هنوز زاده نشده هنوززاده نشده
what is bred in the bone will come out in the flesh
<proverb>
عاقبت گرگ زاده گرگ شود
crude
حالت طبیعی رنگ
[حالت ملایم و اصیل رنگ]
synthetic dyes
رنگینه های شیمیایی
[این رنگ ها که جدیدا وارد بازار فرش شده اند، اصالت فرش اصیل را خدشه دار نموده اند. بدلیل ثبات و درخشندگی جا افتادگی فرش را می گیرند ولی در عوض سهولت دسترسی باعث استقابل شده است.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com