English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 18 (2 milliseconds)
English Persian
appointed by an official order حکمی
incorporal حکمی
Other Matches
to suspend [stay] a ruling [proceedings] [the execution] تعلیق کردن حکمی [دعوایی ] [ اجرای حکمی] [قانون]
mistake of law اشتباه حکمی
fiat رخصت حکمی
fiats رخصت حکمی
incorporeal hereditament حق حکمی در میراث
snap باخشونت حکمی رادادن
snaps باخشونت حکمی رادادن
snapping باخشونت حکمی رادادن
snapped باخشونت حکمی رادادن
mistake of fact is a good defence اشتباه حکمی دفاع محسوب میشود
mistake of law is no defence اشتباه حکمی دفاع محسوب نمیشود
summary judgment حکمی که علیه ضامن صادر میشود
to sue out a writ حکمی را بوسیله دادن عرضحال گرفتن
psephism حکمی که بموجب رای مجلس صادر میشد
declaratory judgment حکمی است که در ان حقوق عدهای تثبیت واعلام میشود لیکن هیچ دستور اجراییی را که از نظراختتام دعوی موثر در مقام باشد متضمن نیست
quando acciderint وقتی مدیرترکه در مقابل غرماء متوفی به دفاع در دست نبودن مالی از متوفی متوسل میشودمحکمه با صدور حکمی باعنوان بالا مقرر می دارد که هر گاه مالی از متوفی بدست اید باید به غرماء داده شود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com