English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 92 (7 milliseconds)
English Persian
presumption of death decree حکم موت فرضی
presumption of the death decree حکم موت فرضی
warrant of presumed death حکم موت فرضی
Search result with all words
obligatory فرضی
imaginary فرضی
theoretical فرضی
hypotheses قضیه فرضی نهشته
hypothesis قضیه فرضی نهشته
supposition فرضی انگاشتی
suppositions فرضی انگاشتی
assumed فرضی
supposedly بطور فرضی
presumptive فرضی احتمالی
presumptive فرضی
hypothetical فرضی
Utopia دنیای فرضی که در ان همه چیز در حداعلی نیکو است
Utopias دنیای فرضی که در ان همه چیز در حداعلی نیکو است
ideal نمونه کامل فرضی
ideals نمونه کامل فرضی
supposed فرضی
agonic line خط فرضی روی نقشه
agonic line خط فرضی
an imaginary line خط فرضی
arbitrary control کنترل فرضی
arbitrary control کنترل با استفاده از گرایامختصات فرضی
assumed azimuth گرای فرضی
assumed decimal point ممیز فرضی نقطه اعشار فرضی
assumed grid شبکه بندی فرضی
assumed grid شبکه فرضی سیستم مختصات فرضی
assumed mean میانگین فرضی
assumed orientation توجیه فرضی
assumed orientation توجیه فرضی وسایل نقشه برداری
assumed position موضع فرضی
assumptive فرضی
bomb release line خط فرضی دور هدف که هواپیما بمب خود را داخل ان رها میکند
chapman region منطقه فرضی در لایههای فوقانی اتمسفر که توزیع دانسیته الکترونها در ان باتغییرات ارتفاع قابل پیش بینی است
conceptual nervous system دستگاه عصبی فرضی
cone of scape مخروط فرضی در اگزوسفر
data line خط فرضی که نمایشگر حدفاصله بین دو روز عملیات میباشد
dead reckoning محل فرضی
dead reckoning نقطه فرضی
differential ballistic wind باد بالیستیکی فرضی
false origin مبنای مختصات فرضی مبنای فرضی
fictitious thickness ضخامت فرضی
four yard line خط فرضی 4 متر به موازات دوازه واترپولو
graviton واحد بنیادی فرضی گرانش
head string خط عرضی فرضی وسط میزبیلیارد
home whistle امتیاز واقعی یا فرضی
hypostasis موجود فرضی حالت تعلیق
hypostatic اصلی- فرضی
hypothetial فرضی
hypothetic فرضی
hypothetical case دعوی فرضی
hypothetical construct سازه فرضی
hypothetico deductive method روش فرضی- قیاسی
implied malice سوء نیت فرضی
implied trust مسئولیت فرضی
implied trust امانت فرضی حالتی است که کسی به حکم مندرج در قانون و یاجمع شدن شرایطی که قانون پیش بینی کردن عنوان امین می یابد و یا در موردی مسئول تلقی میشود بدون انکه شخصا" به این امرتمایل داشته باشد
intervening variable متغیر فرضی رابط
isallobar خط فرضی که نقاط دارای فشار جوی مساوی در زمان معینی رانشان میدهد
isallobaric خط فرضی که نقاط دارای فشار جوی مساوی در زمان معینی رانشان میدهد
john done اسم فرضی
lay line خط فرضی مسیر قایق به مقصد
line of scrimmage خط فرضی تجمعی
long string خط فرضی از وسط طول میزکیسه دار بیلیارد
notional income درامد فرضی
offside line خط فرضی موازی با دروازه
persumptive death موت فرضی
supposed death موت فرضی
phantom line خط فرضی
point of fall نقطه فرود گلوله به زمین به طور فرضی که با دهانه لوله در یک افق قرار دارد
presumed death موت فرضی
presumption of death موت فرضی
presumptive title حق فرضی
presumptive title سمت فرضی
purpuric acid اسید فرضی که نمک های آن ارغوانی رنگ هستند
rhumb line خط فرضی روی کره زمین که همه نصف النهارها را تحت زاویه یکسان قطع میکند
rule of thumb حساب تخمینی و فرضی
suppisitive فرضی
suppositive فرضی
suppositional فرضی
suppositious فرضی خیالی
tabula rasa مرحله فرضی فکری خالی ازافکاروتخیلات
talweg خط فرضی موجوددر رود یا نهر که اگر این رود یا نهر بین دو کشورمشترک باشد خط مذکور مرزان دو محسوب خواهد شد
telegony انتقال فرضی صفات ونفوذاخلاقی شوهر اول در بچههای زن از شوهران بعدی
theoretical competition رقابت فرضی
yard line خطوط واقعی یا فرضی روی زمین فوتبال امریکایی بعرض یک یارد از یکدیگر
yard marker خطوط فرضی یا واقعی روی زمین فوتبال امریکایی بعرض یک یارد از یکدیگر
assumed name نام فرضی
It is quite a hypothetical case . این یک قضیه کاملا" فرضی است
fictitious thickness ضخامت فرضی
fictitious force نیروی فرضی [فیزیک]
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com