Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (2 milliseconds)
English
Persian
terrorization
حکومت باتهدید وارعاب
Search result with all words
terrorised
باتهدید وارعاب حکومت کردن ترور کردن
terrorises
باتهدید وارعاب حکومت کردن ترور کردن
terrorising
باتهدید وارعاب حکومت کردن ترور کردن
terrorize
باتهدید وارعاب حکومت کردن ترور کردن
terrorized
باتهدید وارعاب حکومت کردن ترور کردن
terrorizes
باتهدید وارعاب حکومت کردن ترور کردن
terrorizing
باتهدید وارعاب حکومت کردن ترور کردن
Other Matches
terrorization
تهدید وارعاب ارعابگری
hagiarchy
حکومت کشیشان وروحانیون حکومت مقدسان
czarism
حکومت استبدادی ومطلقه حکومت تزاری
blackjack
بزور و باتهدید
technocracies
حکومت دارندگان حکومت تکنوکراسی سیستمی که زمامداران در ان از میان کارشناسان و دانشمندان انتخاب می شوند و امورجاریه را از طریق فنی و برمبنای قواعد فیزیکی لایتغیراداره می کنند
technocracy
حکومت دارندگان حکومت تکنوکراسی سیستمی که زمامداران در ان از میان کارشناسان و دانشمندان انتخاب می شوند و امورجاریه را از طریق فنی و برمبنای قواعد فیزیکی لایتغیراداره می کنند
blackmailed
باتهدید از کسی چیزی طلبیدن
blackmail
باتهدید از کسی چیزی طلبیدن
blackmailing
باتهدید از کسی چیزی طلبیدن
blackmails
باتهدید از کسی چیزی طلبیدن
theocracy
حکومت خدا حکومت روحانیون
autocracy
حکومت مطلق حکومت استبدادی
theocracies
حکومت خدا حکومت روحانیون
fulminate
باتهدید سخن گفتن دادوبیداد راه انداختن
fulminated
باتهدید سخن گفتن دادوبیداد راه انداختن
fulminates
باتهدید سخن گفتن دادوبیداد راه انداختن
civicism
اصول حکومت کشوری بستگی ووفاداری باصول یاحقوق حکومت کشوری
home rule
حکومت به دست خود اهالی حکومت مردم بر مردم
heptarchical
دارای حکومت هفت تنی وابسته به حکومت هفت تنی
heptarchic
دارای حکومت هفت تنی وابسته به حکومت هفت تنی
martial law
مقررات حکومت نظامی حکومت نظامی
administrations
حکومت
administration
حکومت
gynocracy
حکومت زن
raj
حکومت
government
حکومت
governments
حکومت
gynarchy
حکومت زن
dominion
حکومت
nomocracy
حکومت قانونی
despotism
حکومت مطلقه
plutartchy
حکومت دولتمندان
parliamentary government
حکومت پارلمانی
polity
طرز حکومت
parliamentarism
حکومت پارلمانی
mixed government
حکومت مختلط
polities
طرز حکومت
mobocracy
حکومت رجاله ها
local government
حکومت محلی
autocracy
حکومت مطلق
autocracy
حکومت مستقل
martial rule
حکومت نظامی
gerontocrasy
حکومت پیران
military government
حکومت نظامی
kakistocracy
بدترین حکومت
home rule
حکومت داخلی
hierocracy
حکومت روحانیون
home rule
حکومت ملی
monarchies
حکومت سلطنتی
monarchy
حکومت سلطنتی
gerontocracy
حکومت سالخوردگان
caesarism
حکومت امپراطوری
caesarism
حکومت مطلقه
central government
حکومت مرکزی
coalition government
حکومت ائتلافی
federal government
حکومت متحده
constitutional government
حکومت مشروطه
constitutionalism
حکومت مشروطه
fair arbitration
حکومت عدل
czarisme
حکومت قیصری
enemy state
حکومت دشمن
dyarchy
حکومت دومجلسی
democratic government
حکومت ملی
dyarchy
حکومت دوپادشاه
despotic rule
حکومت مطلقه
despotic rule
حکومت استبدادی
governable
قابل حکومت
autarky
حکومت استبدادی
autarchy
حکومت استبدادی
police state
حکومت پلیسی
police states
حکومت پلیسی
hagiocrasy
حکومت مقدسان
gynocracy
حکومت زنان
gynecocracy
حکومت نسوان
gynecocracy
حکومت زنان
czarisme
حکومت تزاری
martial law
حکومت نظامی
gynaecocracy
حکومت زنان
governorship
حکومت حکمرانی
governorship
استانداری حکومت
governor's seat
حکومت نشین
governmentalist
حکومت گرا
governmentalism
حکومت گرایی
governance
طرز حکومت
duumvirate
حکومت دو نفری
plutocratic goverment
حکومت دولتمندان
thalassocracy
حکومت بر دریاها
technocracy
حکومت اربابان فن
reigns
حکومت حکمفرمایی
condominium
حکومت مشترک
condominiums
حکومت مشترک
reigned
حکومت حکمفرمایی
reign
حکومت حکمفرمایی
under the seway of
تحت حکومت
govern
حکومت کردن
governed
حکومت کردن
governs
حکومت کردن
rule
حکومت کردن
dictatorships
حکومت استبدادی
statolatry
حکومت پرستی
technocracies
حکومت اربابان فن
stratocracy
حکومت نظامیان
fascism
حکومت فاشیستی
tyranny
حکومت ستمگرانه
tyranny
حکومت استبدادی
aristocracies
حکومت اشرافی
aristocracy
حکومت اشرافی
sword law
حکومت سرنیزه
dictatorship
حکومت استبدادی
sword law
حکومت قلدری
the sabre
حکومت نظامی
thearchy
حکومت خدایان
theocracies
حکومت مذهب
theocracy
حکومت مذهب
theonomy
حکومت خدایی
rule
حکومت سلطه
plutocracies
حکومت دولتمندان
plutocracy
حکومت اغنیاء
plutocracy
حکومت توانگران
plutocracy
حکومت دولتمندان
regimes
طرز حکومت
regime
طرز حکومت
misrule
بد حکومت کردن
imperialism
حکومت امپراتوری
misruled
بد حکومت کردن
misrules
بد حکومت کردن
plutocracies
حکومت توانگران
plutocracies
حکومت اغنیاء
democracies
حکومت ملی
self goverment
حکومت مستقل
self goverment
حکومت بر نفس
regimens
دسته حکومت
regimen
دسته حکومت
seat of government
مقر حکومت
quirinal
حکومت ایتالیا
puppet government
حکومت پوشالی
misruling
بد حکومت کردن
democracy
حکومت ملی
rTgimes
طرز حکومت
presidential government
حکومت جمهوری
prelacy
حکومت روحانی
world federalist
طرفدار حکومت جهانی
mobocracy
حکومت اجامر واوباش
kaiserdom
قلمرو حکومت قیصر
martial rule
تحت حکومت نظامی
mdiatize
بدولت یا حکومت دیگرافزودن
polycracy
حکومت چند تنی
polyarchy
حکومت چند تنی
plutocratic
مربوط به حکومت توانگران
mobocracy
حکومت عوام الناس
monarchy constitutional
حکومت مشروطه سلطنتی
monocracy
حکومت مستقل یا انفرادی
ochlocracy
حکومت توده خلق
octarchy
حکومت هشت تنی
pentarchy
حکومت پنج تنی
princedom
حوزه حکومت شاهزاده
lese majesty
خیانت علیه حکومت
subject to the british rule
تابع حکومت انگلیس
stratocracy
حکومت یا دولت نظامی
state of martial law
حالت حکومت نظامی
squirearchy
حکومت ملاکین واربابان
squirarchy
حکومت ملاکین واربابان
self government
حکومت به دست مردم
heptarchy
حکومت هفت نفری
interrex
رئیس حکومت موقتی
khanate
قلمرو حکومت خان
seigneury
قلمرو حکومت لرد
lese majeste
خیانت علیه حکومت
pentarchy
اتحاد پنج حکومت
domineer
مستبدانه حکومت کردن
tyrannizing
فالمانه حکومت کردن
tyrannising
فالمانه حکومت کردن
tyrannising
مستبدانه حکومت کردن
tyrannises
فالمانه حکومت کردن
tyrannises
مستبدانه حکومت کردن
democracy
حکومت قاطبه مردم
interregna
دوره حکومت موقتی
interregnum
دوره حکومت موقتی
interregnums
دوره حکومت موقتی
democracies
حکومت قاطبه مردم
self-government
حکومت بدست مردم
tyrannize
مستبدانه حکومت کردن
tyrannize
فالمانه حکومت کردن
decentralised
حکومت محلی دادن
decentralises
حکومت محلی دادن
tyrannizing
مستبدانه حکومت کردن
decentralising
حکومت محلی دادن
decentralize
حکومت محلی دادن
decentralizing
حکومت محلی دادن
tyrannizes
فالمانه حکومت کردن
tyrannizes
مستبدانه حکومت کردن
tyrannized
فالمانه حکومت کردن
tyrannized
مستبدانه حکومت کردن
steers
حکومت اداره کردن
steered
حکومت اداره کردن
technocracies
حکومت کارشناسان فنی
decentralizes
حکومت محلی دادن
aristocrate
طرفدار حکومت اشراف
rTgimes
روش حکومت پرهیزغذایی
colonial government
دولت یا حکومت مستعمراتی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com