English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
theonomy حکومت خدایی
Other Matches
czarism حکومت استبدادی ومطلقه حکومت تزاری
hagiarchy حکومت کشیشان وروحانیون حکومت مقدسان
technocracies حکومت دارندگان حکومت تکنوکراسی سیستمی که زمامداران در ان از میان کارشناسان و دانشمندان انتخاب می شوند و امورجاریه را از طریق فنی و برمبنای قواعد فیزیکی لایتغیراداره می کنند
technocracy حکومت دارندگان حکومت تکنوکراسی سیستمی که زمامداران در ان از میان کارشناسان و دانشمندان انتخاب می شوند و امورجاریه را از طریق فنی و برمبنای قواعد فیزیکی لایتغیراداره می کنند
theocracy حکومت خدا حکومت روحانیون
theocracies حکومت خدا حکومت روحانیون
autocracy حکومت مطلق حکومت استبدادی
civicism اصول حکومت کشوری بستگی ووفاداری باصول یاحقوق حکومت کشوری
deva خدایی
divining خدایی
divines خدایی
divined خدایی
divine خدایی
numen خدایی
godhead خدایی
godly خدایی
d.right حق خدایی
deific خدایی
divine inspiration الهام خدایی
heavenly بهشتی خدایی
to god it خدایی کردن
theanthropic خدایی وانسانی
polytheism چند خدایی
zombies خدایی بشکل مار
heaven born خدایی اسمانی نژاد
zombi خدایی بشکل مار
zombie خدایی بشکل مار
theodicy اعتقاد بعدالت خدایی
theocratic مربوط بحکومت خدایی
somebody up there loves/hates me <idiom> خدایی آن بالاهست که من را درک میکند
pantheism همه خدایی وحدت وجود
home rule حکومت به دست خود اهالی حکومت مردم بر مردم
tritheism سه خدایی اعتقاد باقانیم ثلاثه مسیحیت
an impersonal deity خدایی که هرگز مجسم بصورت شخص نمیشود
apotheosize تکریم اغراق امیز نمودن بدرجهء خدایی پرستیدن
daemon خدایی که دارای قوه خارق العاده بوده دیو
daimon خدایی که دارای قوه خارق العاده بوده دیو
kenosis اعتقادباینکه مسیح بصورت ادمی جنبه خدایی را ازخوددورساخته است
heptarchical دارای حکومت هفت تنی وابسته به حکومت هفت تنی
heptarchic دارای حکومت هفت تنی وابسته به حکومت هفت تنی
martial law مقررات حکومت نظامی حکومت نظامی
demons خدایی که دارای قوه خارق العاده بوده دیو.دیو
demon خدایی که دارای قوه خارق العاده بوده دیو.دیو
gynocracy حکومت زن
dominion حکومت
government حکومت
raj حکومت
administration حکومت
administrations حکومت
gynarchy حکومت زن
governments حکومت
autarchy حکومت استبدادی
parliamentarism حکومت پارلمانی
martial law حکومت نظامی
parliamentary government حکومت پارلمانی
statolatry حکومت پرستی
nomocracy حکومت قانونی
sword law حکومت سرنیزه
mobocracy حکومت رجاله ها
caesarism حکومت مطلقه
caesarism حکومت امپراطوری
autarky حکومت استبدادی
military government حکومت نظامی
puppet government حکومت پوشالی
polity طرز حکومت
presidential government حکومت جمهوری
local government حکومت محلی
sword law حکومت قلدری
prelacy حکومت روحانی
autocracy حکومت مستقل
autocracy حکومت مطلق
thalassocracy حکومت بر دریاها
plutocratic goverment حکومت دولتمندان
quirinal حکومت ایتالیا
stratocracy حکومت نظامیان
police states حکومت پلیسی
police state حکومت پلیسی
monarchy حکومت سلطنتی
federal government حکومت متحده
despotism حکومت مطلقه
plutartchy حکومت دولتمندان
monarchies حکومت سلطنتی
central government حکومت مرکزی
governmentalism حکومت گرایی
governance طرز حکومت
governable قابل حکومت
mixed government حکومت مختلط
gerontocrasy حکومت پیران
gerontocracy حکومت سالخوردگان
kakistocracy بدترین حکومت
home rule حکومت داخلی
governmentalist حکومت گرا
hagiocrasy حکومت مقدسان
gynecocracy حکومت نسوان
gynecocracy حکومت زنان
hierocracy حکومت روحانیون
governorship حکومت حکمرانی
governorship استانداری حکومت
governor's seat حکومت نشین
home rule حکومت ملی
fair arbitration حکومت عدل
enemy state حکومت دشمن
seat of government مقر حکومت
gynaecocracy حکومت زنان
czarisme حکومت تزاری
czarisme حکومت قیصری
martial rule حکومت نظامی
constitutionalism حکومت مشروطه
constitutional government حکومت مشروطه
coalition government حکومت ائتلافی
democratic government حکومت ملی
despotic rule حکومت مطلقه
self goverment حکومت بر نفس
dyarchy حکومت دومجلسی
dyarchy حکومت دوپادشاه
duumvirate حکومت دو نفری
self goverment حکومت مستقل
despotic rule حکومت استبدادی
gynocracy حکومت زنان
aristocracies حکومت اشرافی
plutocracy حکومت توانگران
plutocracy حکومت اغنیاء
aristocracy حکومت اشرافی
plutocracies حکومت دولتمندان
plutocracies حکومت توانگران
tyranny حکومت استبدادی
tyranny حکومت ستمگرانه
reigns حکومت حکمفرمایی
plutocracy حکومت دولتمندان
misruling بد حکومت کردن
misrules بد حکومت کردن
misruled بد حکومت کردن
misrule بد حکومت کردن
plutocracies حکومت اغنیاء
fascism حکومت فاشیستی
dictatorship حکومت استبدادی
under the seway of تحت حکومت
condominium حکومت مشترک
rule حکومت کردن
governs حکومت کردن
condominiums حکومت مشترک
governed حکومت کردن
govern حکومت کردن
rule حکومت سلطه
technocracy حکومت اربابان فن
democracy حکومت ملی
dictatorships حکومت استبدادی
theocracies حکومت مذهب
democracies حکومت ملی
theocracy حکومت مذهب
technocracies حکومت اربابان فن
reigned حکومت حکمفرمایی
regimens دسته حکومت
regimen دسته حکومت
polities طرز حکومت
regimes طرز حکومت
the sabre حکومت نظامی
thearchy حکومت خدایان
rTgimes طرز حکومت
regime طرز حکومت
reign حکومت حکمفرمایی
imperialism حکومت امپراتوری
technocracies حکومت کارشناسان فنی
world federalist طرفدار حکومت جهانی
regimes روش حکومت پرهیزغذایی
pentarchy حکومت پنج تنی
princedom حوزه حکومت شاهزاده
regime روش حکومت پرهیزغذایی
polycracy حکومت چند تنی
technocracy حکومت کارشناسان فنی
polyarchy حکومت چند تنی
plutocratic مربوط به حکومت توانگران
pentarchy اتحاد پنج حکومت
seigneury قلمرو حکومت لرد
mobocracy حکومت اجامر واوباش
kaiserdom قلمرو حکومت قیصر
lese majesty خیانت علیه حکومت
tyrannizes مستبدانه حکومت کردن
khanate قلمرو حکومت خان
heptarchy حکومت هفت نفری
martial rule تحت حکومت نظامی
mdiatize بدولت یا حکومت دیگرافزودن
interrex رئیس حکومت موقتی
mobocracy حکومت عوام الناس
monarchy constitutional حکومت مشروطه سلطنتی
monocracy حکومت مستقل یا انفرادی
rTgimes روش حکومت پرهیزغذایی
ochlocracy حکومت توده خلق
octarchy حکومت هشت تنی
lese majeste خیانت علیه حکومت
tyrannized فالمانه حکومت کردن
tyrannised مستبدانه حکومت کردن
state of martial law حالت حکومت نظامی
subject to the british rule تابع حکومت انگلیس
decentralises حکومت محلی دادن
tyrannize فالمانه حکومت کردن
parliamentarian طرفدار حکومت پارلمانی
tyrannizing مستبدانه حکومت کردن
parliamentarians طرفدار حکومت پارلمانی
squirearchy حکومت ملاکین واربابان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com