English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
home rule حکومت داخلی
Search result with all words
autonomous دارای حکومت مستقل داخلی
Other Matches
hagiarchy حکومت کشیشان وروحانیون حکومت مقدسان
czarism حکومت استبدادی ومطلقه حکومت تزاری
technocracies حکومت دارندگان حکومت تکنوکراسی سیستمی که زمامداران در ان از میان کارشناسان و دانشمندان انتخاب می شوند و امورجاریه را از طریق فنی و برمبنای قواعد فیزیکی لایتغیراداره می کنند
technocracy حکومت دارندگان حکومت تکنوکراسی سیستمی که زمامداران در ان از میان کارشناسان و دانشمندان انتخاب می شوند و امورجاریه را از طریق فنی و برمبنای قواعد فیزیکی لایتغیراداره می کنند
autocracy حکومت مطلق حکومت استبدادی
theocracies حکومت خدا حکومت روحانیون
theocracy حکومت خدا حکومت روحانیون
incretion ترشح درونی یا داخلی تراوش داخلی
civicism اصول حکومت کشوری بستگی ووفاداری باصول یاحقوق حکومت کشوری
squawk مخابره داخلی ارتباط داخلی
squawked مخابره داخلی ارتباط داخلی
internal defense پدافند داخلی پایداری داخلی
internal structure ساختمان داخلی سازه داخلی
squawks مخابره داخلی ارتباط داخلی
home rule حکومت به دست خود اهالی حکومت مردم بر مردم
exchanged stabilization fund مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
storage 1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
heptarchic دارای حکومت هفت تنی وابسته به حکومت هفت تنی
heptarchical دارای حکومت هفت تنی وابسته به حکومت هفت تنی
martial law مقررات حکومت نظامی حکومت نظامی
gynocracy حکومت زن
gynarchy حکومت زن
governments حکومت
raj حکومت
administrations حکومت
administration حکومت
government حکومت
dominion حکومت
martial rule حکومت نظامی
military government حکومت نظامی
plutocracies حکومت دولتمندان
plutocracy حکومت اغنیاء
plutocracy حکومت توانگران
plutocracy حکومت دولتمندان
condominiums حکومت مشترک
home rule حکومت ملی
mixed government حکومت مختلط
hierocracy حکومت روحانیون
mobocracy حکومت رجاله ها
dyarchy حکومت دوپادشاه
hagiocrasy حکومت مقدسان
nomocracy حکومت قانونی
plutocracies حکومت توانگران
govern حکومت کردن
rule حکومت سلطه
kakistocracy بدترین حکومت
rule حکومت کردن
local government حکومت محلی
governs حکومت کردن
democracies حکومت ملی
democracy حکومت ملی
governed حکومت کردن
plutocracies حکومت اغنیاء
misrule بد حکومت کردن
police states حکومت پلیسی
autarky حکومت استبدادی
caesarism حکومت امپراطوری
caesarism حکومت مطلقه
central government حکومت مرکزی
coalition government حکومت ائتلافی
autocracy حکومت مستقل
autocracy حکومت مطلق
constitutional government حکومت مشروطه
constitutionalism حکومت مشروطه
autarchy حکومت استبدادی
polities طرز حکومت
police state حکومت پلیسی
monarchy حکومت سلطنتی
monarchies حکومت سلطنتی
despotism حکومت مطلقه
martial law حکومت نظامی
polity طرز حکومت
czarisme حکومت قیصری
czarisme حکومت تزاری
democratic government حکومت ملی
governor's seat حکومت نشین
governorship استانداری حکومت
governorship حکومت حکمرانی
gynaecocracy حکومت زنان
gynecocracy حکومت زنان
gynecocracy حکومت نسوان
gynocracy حکومت زنان
misruling بد حکومت کردن
misrules بد حکومت کردن
governmentalist حکومت گرا
governmentalism حکومت گرایی
governance طرز حکومت
despotic rule حکومت مطلقه
despotic rule حکومت استبدادی
duumvirate حکومت دو نفری
dyarchy حکومت دومجلسی
enemy state حکومت دشمن
federal government حکومت متحده
gerontocracy حکومت سالخوردگان
gerontocrasy حکومت پیران
governable قابل حکومت
misruled بد حکومت کردن
statolatry حکومت پرستی
aristocracies حکومت اشرافی
aristocracy حکومت اشرافی
regimen دسته حکومت
reigns حکومت حکمفرمایی
dictatorship حکومت استبدادی
the sabre حکومت نظامی
thearchy حکومت خدایان
rTgimes طرز حکومت
dictatorships حکومت استبدادی
regimes طرز حکومت
tyranny حکومت استبدادی
presidential government حکومت جمهوری
prelacy حکومت روحانی
stratocracy حکومت نظامیان
sword law حکومت قلدری
sword law حکومت سرنیزه
reigned حکومت حکمفرمایی
self goverment حکومت بر نفس
seat of government مقر حکومت
quirinal حکومت ایتالیا
self goverment حکومت مستقل
puppet government حکومت پوشالی
reign حکومت حکمفرمایی
thalassocracy حکومت بر دریاها
regimens دسته حکومت
fascism حکومت فاشیستی
regime طرز حکومت
tyranny حکومت ستمگرانه
theocracies حکومت مذهب
technocracy حکومت اربابان فن
condominium حکومت مشترک
fair arbitration حکومت عدل
parliamentary government حکومت پارلمانی
parliamentarism حکومت پارلمانی
imperialism حکومت امپراتوری
theonomy حکومت خدایی
theocracy حکومت مذهب
under the seway of تحت حکومت
plutartchy حکومت دولتمندان
plutocratic goverment حکومت دولتمندان
technocracies حکومت اربابان فن
decentralizing حکومت محلی دادن
decentralising حکومت محلی دادن
self government حکومت به دست مردم
decentralises حکومت محلی دادن
decentralised حکومت محلی دادن
interregnum دوره حکومت موقتی
state of martial law حالت حکومت نظامی
declare martial اعلان حکومت نظامی
stratocracy حکومت یا دولت نظامی
subject to the british rule تابع حکومت انگلیس
decentralize حکومت محلی دادن
decentralizes حکومت محلی دادن
rTgimes روش حکومت پرهیزغذایی
regime روش حکومت پرهیزغذایی
world federalist طرفدار حکومت جهانی
proclamation of martial law اعلان حکومت نظامی
aristocrate طرفدار حکومت اشراف
parliamentarians طرفدار حکومت پارلمانی
democratism اصول حکومت ملی
parliamentarian طرفدار حکومت پارلمانی
interregna دوره حکومت موقتی
colonial government دولت یا حکومت مستعمراتی
interregnums دوره حکومت موقتی
domineer مستبدانه حکومت کردن
terrorization حکومت باتهدید وارعاب
regimes روش حکومت پرهیزغذایی
lese majeste خیانت علیه حکومت
mdiatize بدولت یا حکومت دیگرافزودن
democracies حکومت قاطبه مردم
plutocratic مربوط به حکومت توانگران
democracy حکومت قاطبه مردم
polycracy حکومت چند تنی
octarchy حکومت هشت تنی
mobocracy حکومت اجامر واوباش
polyarchy حکومت چند تنی
heptarchy حکومت هفت نفری
mobocracy حکومت عوام الناس
self-government حکومت بدست مردم
steers حکومت اداره کردن
lese majesty خیانت علیه حکومت
technocracies حکومت کارشناسان فنی
pentarchy اتحاد پنج حکومت
technocracy حکومت کارشناسان فنی
pentarchy حکومت پنج تنی
kaiserdom قلمرو حکومت قیصر
interrex رئیس حکومت موقتی
squirarchy حکومت ملاکین واربابان
martial rule تحت حکومت نظامی
steered حکومت اداره کردن
monarchy constitutional حکومت مشروطه سلطنتی
monocracy حکومت مستقل یا انفرادی
tyrannising فالمانه حکومت کردن
tyrannize مستبدانه حکومت کردن
steer حکومت اداره کردن
ochlocracy حکومت توده خلق
tyrannize فالمانه حکومت کردن
tyrannized مستبدانه حکومت کردن
tyrannized فالمانه حکومت کردن
tyrannizes مستبدانه حکومت کردن
tyrannizes فالمانه حکومت کردن
tyrannizing مستبدانه حکومت کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com