English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English Persian
constitutional government حکومت مشروطه
constitutionalism حکومت مشروطه
Search result with all words
constitutionalism اعتقاد به حقانیت حکومت مشروطه اعنقاد به لزوم حاکمیت قانون اساسی
monarchy constitutional حکومت مشروطه سلطنتی
Other Matches
conditional مشروطه
limited monarchy مشروطه
hagiarchy حکومت کشیشان وروحانیون حکومت مقدسان
czarism حکومت استبدادی ومطلقه حکومت تزاری
constitutional monarchy سلطنت مشروطه
constitutional monarchies سلطنت مشروطه
constitutionalist مشروطه خواه
constitutionalist مشروطه طلب
constitutionalize مشروطه کردن
technocracies حکومت دارندگان حکومت تکنوکراسی سیستمی که زمامداران در ان از میان کارشناسان و دانشمندان انتخاب می شوند و امورجاریه را از طریق فنی و برمبنای قواعد فیزیکی لایتغیراداره می کنند
technocracy حکومت دارندگان حکومت تکنوکراسی سیستمی که زمامداران در ان از میان کارشناسان و دانشمندان انتخاب می شوند و امورجاریه را از طریق فنی و برمبنای قواعد فیزیکی لایتغیراداره می کنند
autocracy حکومت مطلق حکومت استبدادی
theocracy حکومت خدا حکومت روحانیون
theocracies حکومت خدا حکومت روحانیون
civicism اصول حکومت کشوری بستگی ووفاداری باصول یاحقوق حکومت کشوری
queen can do no wrong بیان اصل عدم مسئوولیت ملکه یاپادشاه است در سیستم مشروطه
home rule حکومت به دست خود اهالی حکومت مردم بر مردم
covenant real شرطی در یک سند که وراث مشروط علیه را در مقابل مشروطه یا خریدار متعهدمیکند شرط قابل تسری به وراث
heptarchic دارای حکومت هفت تنی وابسته به حکومت هفت تنی
heptarchical دارای حکومت هفت تنی وابسته به حکومت هفت تنی
martial law مقررات حکومت نظامی حکومت نظامی
gynarchy حکومت زن
raj حکومت
administration حکومت
administrations حکومت
government حکومت
gynocracy حکومت زن
dominion حکومت
governments حکومت
home rule حکومت داخلی
polities طرز حکومت
gynocracy حکومت زنان
home rule حکومت ملی
hierocracy حکومت روحانیون
hagiocrasy حکومت مقدسان
autocracy حکومت مستقل
plutartchy حکومت دولتمندان
parliamentary government حکومت پارلمانی
parliamentarism حکومت پارلمانی
nomocracy حکومت قانونی
mobocracy حکومت رجاله ها
mixed government حکومت مختلط
military government حکومت نظامی
martial rule حکومت نظامی
local government حکومت محلی
kakistocracy بدترین حکومت
governable قابل حکومت
autocracy حکومت مطلق
plutocratic goverment حکومت دولتمندان
polity طرز حکومت
gerontocracy حکومت سالخوردگان
federal government حکومت متحده
fair arbitration حکومت عدل
autarchy حکومت استبدادی
autarky حکومت استبدادی
dyarchy حکومت دومجلسی
dyarchy حکومت دوپادشاه
caesarism حکومت امپراطوری
caesarism حکومت مطلقه
central government حکومت مرکزی
coalition government حکومت ائتلافی
duumvirate حکومت دو نفری
czarisme حکومت قیصری
czarisme حکومت تزاری
despotic rule حکومت استبدادی
democratic government حکومت ملی
governance طرز حکومت
governmentalism حکومت گرایی
gerontocrasy حکومت پیران
despotism حکومت مطلقه
monarchies حکومت سلطنتی
monarchy حکومت سلطنتی
police state حکومت پلیسی
police states حکومت پلیسی
gynecocracy حکومت نسوان
gynecocracy حکومت زنان
gynaecocracy حکومت زنان
governorship حکومت حکمرانی
governorship استانداری حکومت
governor's seat حکومت نشین
governmentalist حکومت گرا
martial law حکومت نظامی
despotic rule حکومت مطلقه
enemy state حکومت دشمن
condominiums حکومت مشترک
aristocracy حکومت اشرافی
aristocracies حکومت اشرافی
tyranny حکومت استبدادی
tyranny حکومت ستمگرانه
fascism حکومت فاشیستی
thalassocracy حکومت بر دریاها
sword law حکومت سرنیزه
dictatorship حکومت استبدادی
condominium حکومت مشترک
technocracy حکومت اربابان فن
statolatry حکومت پرستی
technocracies حکومت اربابان فن
stratocracy حکومت نظامیان
theocracy حکومت مذهب
theocracies حکومت مذهب
dictatorships حکومت استبدادی
sword law حکومت قلدری
the sabre حکومت نظامی
thearchy حکومت خدایان
theonomy حکومت خدایی
rTgimes طرز حکومت
regimes طرز حکومت
regime طرز حکومت
imperialism حکومت امپراتوری
under the seway of تحت حکومت
reigns حکومت حکمفرمایی
reigned حکومت حکمفرمایی
reign حکومت حکمفرمایی
democracy حکومت ملی
regimens دسته حکومت
regimen دسته حکومت
govern حکومت کردن
misrules بد حکومت کردن
plutocracies حکومت توانگران
democracies حکومت ملی
quirinal حکومت ایتالیا
puppet government حکومت پوشالی
misrule بد حکومت کردن
prelacy حکومت روحانی
presidential government حکومت جمهوری
plutocracies حکومت اغنیاء
plutocracies حکومت دولتمندان
plutocracy حکومت اغنیاء
plutocracy حکومت توانگران
plutocracy حکومت دولتمندان
misruling بد حکومت کردن
misruled بد حکومت کردن
seat of government مقر حکومت
self goverment حکومت بر نفس
governed حکومت کردن
self goverment حکومت مستقل
rule حکومت سلطه
governs حکومت کردن
rule حکومت کردن
polycracy حکومت چند تنی
squirearchy حکومت ملاکین واربابان
mobocracy حکومت اجامر واوباش
monocracy حکومت مستقل یا انفرادی
polyarchy حکومت چند تنی
ochlocracy حکومت توده خلق
octarchy حکومت هشت تنی
lese majeste خیانت علیه حکومت
squirarchy حکومت ملاکین واربابان
pentarchy حکومت پنج تنی
domineer مستبدانه حکومت کردن
pentarchy اتحاد پنج حکومت
seigneury قلمرو حکومت لرد
state of martial law حالت حکومت نظامی
interrex رئیس حکومت موقتی
terrorization حکومت باتهدید وارعاب
subject to the british rule تابع حکومت انگلیس
self government حکومت به دست مردم
princedom حوزه حکومت شاهزاده
khanate قلمرو حکومت خان
stratocracy حکومت یا دولت نظامی
lese majesty خیانت علیه حکومت
plutocratic مربوط به حکومت توانگران
heptarchy حکومت هفت نفری
kaiserdom قلمرو حکومت قیصر
martial rule تحت حکومت نظامی
world federalist طرفدار حکومت جهانی
mdiatize بدولت یا حکومت دیگرافزودن
mobocracy حکومت عوام الناس
decentralised حکومت محلی دادن
tyrannized فالمانه حکومت کردن
decentralizing حکومت محلی دادن
tyrannized مستبدانه حکومت کردن
tyrannize فالمانه حکومت کردن
tyrannize مستبدانه حکومت کردن
interregna دوره حکومت موقتی
interregnum دوره حکومت موقتی
interregnums دوره حکومت موقتی
tyrannising فالمانه حکومت کردن
tyrannizes مستبدانه حکومت کردن
tyrannizes فالمانه حکومت کردن
decentralises حکومت محلی دادن
decentralising حکومت محلی دادن
decentralize حکومت محلی دادن
steers حکومت اداره کردن
technocracies حکومت کارشناسان فنی
technocracy حکومت کارشناسان فنی
tyrannizing فالمانه حکومت کردن
tyrannizing مستبدانه حکومت کردن
decentralizes حکومت محلی دادن
tyrannising مستبدانه حکومت کردن
tyrannises مستبدانه حکومت کردن
parliamentarian طرفدار حکومت پارلمانی
parliamentarians طرفدار حکومت پارلمانی
declare martial اعلان حکومت نظامی
democracies حکومت قاطبه مردم
aristocrate طرفدار حکومت اشراف
steer حکومت اداره کردن
steered حکومت اداره کردن
self-government حکومت بدست مردم
regime روش حکومت پرهیزغذایی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com