English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
oligarchies حکومت معدودی از اغنیا وثروتمندان
oligarchy حکومت معدودی از اغنیا وثروتمندان
Other Matches
oligopoly تولید کالا توسط افراد یا شرکتهای معدودی
close corporation شرکت یا بنگاهی که توسط عده معدودی از افراد اداره میشود
hagiarchy حکومت کشیشان وروحانیون حکومت مقدسان
czarism حکومت استبدادی ومطلقه حکومت تزاری
technocracy حکومت دارندگان حکومت تکنوکراسی سیستمی که زمامداران در ان از میان کارشناسان و دانشمندان انتخاب می شوند و امورجاریه را از طریق فنی و برمبنای قواعد فیزیکی لایتغیراداره می کنند
technocracies حکومت دارندگان حکومت تکنوکراسی سیستمی که زمامداران در ان از میان کارشناسان و دانشمندان انتخاب می شوند و امورجاریه را از طریق فنی و برمبنای قواعد فیزیکی لایتغیراداره می کنند
theocracy حکومت خدا حکومت روحانیون
theocracies حکومت خدا حکومت روحانیون
autocracy حکومت مطلق حکومت استبدادی
civicism اصول حکومت کشوری بستگی ووفاداری باصول یاحقوق حکومت کشوری
home rule حکومت به دست خود اهالی حکومت مردم بر مردم
heptarchic دارای حکومت هفت تنی وابسته به حکومت هفت تنی
heptarchical دارای حکومت هفت تنی وابسته به حکومت هفت تنی
martial law مقررات حکومت نظامی حکومت نظامی
administration حکومت
gynocracy حکومت زن
administrations حکومت
gynarchy حکومت زن
governments حکومت
dominion حکومت
raj حکومت
government حکومت
local government حکومت محلی
gynecocracy حکومت نسوان
gynecocracy حکومت زنان
misruled بد حکومت کردن
central government حکومت مرکزی
gynaecocracy حکومت زنان
caesarism حکومت مطلقه
caesarism حکومت امپراطوری
governorship حکومت حکمرانی
misrule بد حکومت کردن
stratocracy حکومت نظامیان
statolatry حکومت پرستی
autocracy حکومت مطلق
autocracy حکومت مستقل
czarisme حکومت قیصری
gynocracy حکومت زنان
coalition government حکومت ائتلافی
seat of government مقر حکومت
kakistocracy بدترین حکومت
misruling بد حکومت کردن
home rule حکومت داخلی
home rule حکومت ملی
misrules بد حکومت کردن
hierocracy حکومت روحانیون
thalassocracy حکومت بر دریاها
constitutionalism حکومت مشروطه
hagiocrasy حکومت مقدسان
sword law حکومت قلدری
constitutional government حکومت مشروطه
sword law حکومت سرنیزه
governorship استانداری حکومت
polities طرز حکومت
police state حکومت پلیسی
police states حکومت پلیسی
plutocratic goverment حکومت دولتمندان
self goverment حکومت مستقل
democratic government حکومت ملی
despotic rule حکومت مطلقه
dyarchy حکومت دومجلسی
dyarchy حکومت دوپادشاه
duumvirate حکومت دو نفری
puppet government حکومت پوشالی
despotic rule حکومت استبدادی
gerontocrasy حکومت پیران
martial law حکومت نظامی
quirinal حکومت ایتالیا
monarchy حکومت سلطنتی
monarchies حکومت سلطنتی
governor's seat حکومت نشین
governmentalist حکومت گرا
governance طرز حکومت
governable قابل حکومت
autarky حکومت استبدادی
gerontocracy حکومت سالخوردگان
autarchy حکومت استبدادی
federal government حکومت متحده
fair arbitration حکومت عدل
enemy state حکومت دشمن
czarisme حکومت تزاری
polity طرز حکومت
despotism حکومت مطلقه
self goverment حکومت بر نفس
aristocracies حکومت اشرافی
parliamentarism حکومت پارلمانی
fascism حکومت فاشیستی
tyranny حکومت ستمگرانه
tyranny حکومت استبدادی
governmentalism حکومت گرایی
aristocracy حکومت اشرافی
dictatorship حکومت استبدادی
nomocracy حکومت قانونی
dictatorships حکومت استبدادی
theocracies حکومت مذهب
theocracy حکومت مذهب
under the seway of تحت حکومت
technocracies حکومت اربابان فن
parliamentary government حکومت پارلمانی
reigns حکومت حکمفرمایی
imperialism حکومت امپراتوری
plutartchy حکومت دولتمندان
regime طرز حکومت
regimes طرز حکومت
regimen دسته حکومت
regimens دسته حکومت
reign حکومت حکمفرمایی
reigned حکومت حکمفرمایی
technocracy حکومت اربابان فن
governed حکومت کردن
rule حکومت سلطه
military government حکومت نظامی
thearchy حکومت خدایان
martial rule حکومت نظامی
democracies حکومت ملی
theonomy حکومت خدایی
presidential government حکومت جمهوری
democracy حکومت ملی
prelacy حکومت روحانی
plutocracies حکومت اغنیاء
the sabre حکومت نظامی
rule حکومت کردن
governs حکومت کردن
condominium حکومت مشترک
condominiums حکومت مشترک
plutocracy حکومت دولتمندان
plutocracy حکومت توانگران
mobocracy حکومت رجاله ها
plutocracy حکومت اغنیاء
rTgimes طرز حکومت
mixed government حکومت مختلط
plutocracies حکومت دولتمندان
plutocracies حکومت توانگران
govern حکومت کردن
pentarchy اتحاد پنج حکومت
lese majesty خیانت علیه حکومت
kaiserdom قلمرو حکومت قیصر
lese majeste خیانت علیه حکومت
khanate قلمرو حکومت خان
plutocratic مربوط به حکومت توانگران
declare martial اعلان حکومت نظامی
pentarchy حکومت پنج تنی
proclamation of martial law اعلان حکومت نظامی
democratism اصول حکومت ملی
parliamentarian طرفدار حکومت پارلمانی
monarchy constitutional حکومت مشروطه سلطنتی
mobocracy حکومت اجامر واوباش
monocracy حکومت مستقل یا انفرادی
mobocracy حکومت عوام الناس
ochlocracy حکومت توده خلق
polycracy حکومت چند تنی
martial rule تحت حکومت نظامی
octarchy حکومت هشت تنی
polyarchy حکومت چند تنی
domineer مستبدانه حکومت کردن
heptarchy حکومت هفت نفری
mdiatize بدولت یا حکومت دیگرافزودن
interrex رئیس حکومت موقتی
subject to the british rule تابع حکومت انگلیس
democracy حکومت قاطبه مردم
tyrannizing فالمانه حکومت کردن
terrorization حکومت باتهدید وارعاب
steered حکومت اداره کردن
steer حکومت اداره کردن
decentralised حکومت محلی دادن
decentralises حکومت محلی دادن
decentralising حکومت محلی دادن
decentralize حکومت محلی دادن
decentralizes حکومت محلی دادن
decentralizing حکومت محلی دادن
stratocracy حکومت یا دولت نظامی
tyrannizing مستبدانه حکومت کردن
tyrannizes فالمانه حکومت کردن
steers حکومت اداره کردن
tyrannised مستبدانه حکومت کردن
tyrannises مستبدانه حکومت کردن
tyrannises فالمانه حکومت کردن
tyrannising مستبدانه حکومت کردن
democracies حکومت قاطبه مردم
tyrannising فالمانه حکومت کردن
tyrannize مستبدانه حکومت کردن
tyrannize فالمانه حکومت کردن
tyrannized مستبدانه حکومت کردن
self-government حکومت بدست مردم
tyrannized فالمانه حکومت کردن
state of martial law حالت حکومت نظامی
colonial government دولت یا حکومت مستعمراتی
princedom حوزه حکومت شاهزاده
tyrannizes مستبدانه حکومت کردن
rTgimes روش حکومت پرهیزغذایی
regimes روش حکومت پرهیزغذایی
seigneury قلمرو حکومت لرد
tyrannised فالمانه حکومت کردن
parliamentarians طرفدار حکومت پارلمانی
regime روش حکومت پرهیزغذایی
aristocrate طرفدار حکومت اشراف
world federalist طرفدار حکومت جهانی
interregnums دوره حکومت موقتی
squirearchy حکومت ملاکین واربابان
squirarchy حکومت ملاکین واربابان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com