Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English
Persian
technocracies
حکومت کارشناسان فنی
technocracy
حکومت کارشناسان فنی
Search result with all words
technocracies
حکومت دارندگان حکومت تکنوکراسی سیستمی که زمامداران در ان از میان کارشناسان و دانشمندان انتخاب می شوند و امورجاریه را از طریق فنی و برمبنای قواعد فیزیکی لایتغیراداره می کنند
technocracy
حکومت دارندگان حکومت تکنوکراسی سیستمی که زمامداران در ان از میان کارشناسان و دانشمندان انتخاب می شوند و امورجاریه را از طریق فنی و برمبنای قواعد فیزیکی لایتغیراداره می کنند
Other Matches
award of experts
نظر کارشناسان
czarism
حکومت استبدادی ومطلقه حکومت تزاری
hagiarchy
حکومت کشیشان وروحانیون حکومت مقدسان
autocracy
حکومت مطلق حکومت استبدادی
theocracies
حکومت خدا حکومت روحانیون
theocracy
حکومت خدا حکومت روحانیون
civicism
اصول حکومت کشوری بستگی ووفاداری باصول یاحقوق حکومت کشوری
a dead language
<idiom>
زبان مرده و منقرض شده
[زبانی که دیگر آموزش داده نمی شود اما شاید برخی از کارشناسان از آن استفاده کنند.]
home rule
حکومت به دست خود اهالی حکومت مردم بر مردم
Economic expert
[A person who is a member of the Advisory Council on the Assessment of Overall Economic Development in Germany]
حکیم اقتصادی
[ کسی که عضو شورای کارشناسان برای سنجش توسعه کلی اقتصادی در آلمان است]
heptarchical
دارای حکومت هفت تنی وابسته به حکومت هفت تنی
heptarchic
دارای حکومت هفت تنی وابسته به حکومت هفت تنی
martial law
مقررات حکومت نظامی حکومت نظامی
rug names
اسامی فرش
[بدلیل پراکندگی زیاد بافت ها و اختلاف سلیقه بافندگان، طراحان و کارشناسان یک سیستم نامگذاری تعریف شده برای فرش وجود ندارد.بدین جهت از مکان، قبیله، قوم، اندازه، طرح و انگیزه استفاده می شود.]
gynarchy
حکومت زن
raj
حکومت
administrations
حکومت
administration
حکومت
dominion
حکومت
gynocracy
حکومت زن
governments
حکومت
government
حکومت
parliamentarism
حکومت پارلمانی
nomocracy
حکومت قانونی
caesarism
حکومت مطلقه
mobocracy
حکومت رجاله ها
sword law
حکومت سرنیزه
martial law
حکومت نظامی
mixed government
حکومت مختلط
autarchy
حکومت استبدادی
caesarism
حکومت امپراطوری
military government
حکومت نظامی
autarky
حکومت استبدادی
parliamentary government
حکومت پارلمانی
police states
حکومت پلیسی
presidential government
حکومت جمهوری
prelacy
حکومت روحانی
autocracy
حکومت مستقل
autocracy
حکومت مطلق
puppet government
حکومت پوشالی
seat of government
مقر حکومت
self goverment
حکومت بر نفس
plutocratic goverment
حکومت دولتمندان
plutartchy
حکومت دولتمندان
polities
طرز حکومت
police state
حکومت پلیسی
monarchy
حکومت سلطنتی
monarchies
حکومت سلطنتی
despotism
حکومت مطلقه
polity
طرز حکومت
quirinal
حکومت ایتالیا
self goverment
حکومت مستقل
central government
حکومت مرکزی
governance
طرز حکومت
governmentalism
حکومت گرایی
governmentalist
حکومت گرا
governor's seat
حکومت نشین
governorship
استانداری حکومت
governorship
حکومت حکمرانی
gynaecocracy
حکومت زنان
gynecocracy
حکومت زنان
gynecocracy
حکومت نسوان
gynocracy
حکومت زنان
hagiocrasy
حکومت مقدسان
hierocracy
حکومت روحانیون
home rule
حکومت ملی
home rule
حکومت داخلی
local government
حکومت محلی
kakistocracy
بدترین حکومت
gerontocrasy
حکومت پیران
gerontocracy
حکومت سالخوردگان
coalition government
حکومت ائتلافی
constitutional government
حکومت مشروطه
constitutionalism
حکومت مشروطه
czarisme
حکومت قیصری
czarisme
حکومت تزاری
democratic government
حکومت ملی
governable
قابل حکومت
despotic rule
حکومت مطلقه
despotic rule
حکومت استبدادی
martial rule
حکومت نظامی
duumvirate
حکومت دو نفری
dyarchy
حکومت دوپادشاه
dyarchy
حکومت دومجلسی
enemy state
حکومت دشمن
fair arbitration
حکومت عدل
federal government
حکومت متحده
democracies
حکومت ملی
democracy
حکومت ملی
technocracies
حکومت اربابان فن
the sabre
حکومت نظامی
theocracy
حکومت مذهب
theocracies
حکومت مذهب
thearchy
حکومت خدایان
dictatorships
حکومت استبدادی
theonomy
حکومت خدایی
dictatorship
حکومت استبدادی
under the seway of
تحت حکومت
technocracy
حکومت اربابان فن
condominium
حکومت مشترک
condominiums
حکومت مشترک
thalassocracy
حکومت بر دریاها
rule
حکومت سلطه
rule
حکومت کردن
governs
حکومت کردن
governed
حکومت کردن
govern
حکومت کردن
aristocracy
حکومت اشرافی
regimen
دسته حکومت
rTgimes
طرز حکومت
regimes
طرز حکومت
regime
طرز حکومت
imperialism
حکومت امپراتوری
regimens
دسته حکومت
aristocracies
حکومت اشرافی
tyranny
حکومت استبدادی
tyranny
حکومت ستمگرانه
fascism
حکومت فاشیستی
reigns
حکومت حکمفرمایی
reigned
حکومت حکمفرمایی
reign
حکومت حکمفرمایی
plutocracy
حکومت اغنیاء
misrules
بد حکومت کردن
misrule
بد حکومت کردن
stratocracy
حکومت نظامیان
sword law
حکومت قلدری
misruling
بد حکومت کردن
plutocracy
حکومت توانگران
plutocracies
حکومت توانگران
plutocracy
حکومت دولتمندان
plutocracies
حکومت اغنیاء
plutocracies
حکومت دولتمندان
misruled
بد حکومت کردن
statolatry
حکومت پرستی
squirearchy
حکومت ملاکین واربابان
tyrannised
مستبدانه حکومت کردن
decentralised
حکومت محلی دادن
decentralises
حکومت محلی دادن
decentralising
حکومت محلی دادن
decentralize
حکومت محلی دادن
decentralizes
حکومت محلی دادن
decentralizing
حکومت محلی دادن
world federalist
طرفدار حکومت جهانی
parliamentarians
طرفدار حکومت پارلمانی
tyrannised
فالمانه حکومت کردن
self government
حکومت به دست مردم
squirarchy
حکومت ملاکین واربابان
regime
روش حکومت پرهیزغذایی
tyrannize
مستبدانه حکومت کردن
tyrannising
فالمانه حکومت کردن
tyrannising
مستبدانه حکومت کردن
interrex
رئیس حکومت موقتی
tyrannises
فالمانه حکومت کردن
lese majesty
خیانت علیه حکومت
khanate
قلمرو حکومت خان
tyrannize
فالمانه حکومت کردن
heptarchy
حکومت هفت نفری
regimes
روش حکومت پرهیزغذایی
kaiserdom
قلمرو حکومت قیصر
tyrannizing
فالمانه حکومت کردن
tyrannizing
مستبدانه حکومت کردن
tyrannizes
فالمانه حکومت کردن
tyrannizes
مستبدانه حکومت کردن
tyrannized
فالمانه حکومت کردن
rTgimes
روش حکومت پرهیزغذایی
tyrannized
مستبدانه حکومت کردن
lese majeste
خیانت علیه حکومت
state of martial law
حالت حکومت نظامی
princedom
حوزه حکومت شاهزاده
mobocracy
حکومت اجامر واوباش
mobocracy
حکومت عوام الناس
parliamentarian
طرفدار حکومت پارلمانی
stratocracy
حکومت یا دولت نظامی
monarchy constitutional
حکومت مشروطه سلطنتی
subject to the british rule
تابع حکومت انگلیس
seigneury
قلمرو حکومت لرد
monocracy
حکومت مستقل یا انفرادی
steer
حکومت اداره کردن
ochlocracy
حکومت توده خلق
octarchy
حکومت هشت تنی
steered
حکومت اداره کردن
steers
حکومت اداره کردن
pentarchy
حکومت پنج تنی
self-government
حکومت بدست مردم
democracy
حکومت قاطبه مردم
interregnums
دوره حکومت موقتی
interregnum
دوره حکومت موقتی
interregna
دوره حکومت موقتی
domineer
مستبدانه حکومت کردن
martial rule
تحت حکومت نظامی
polycracy
حکومت چند تنی
democratism
اصول حکومت ملی
proclamation of martial law
اعلان حکومت نظامی
declare martial
اعلان حکومت نظامی
tyrannises
مستبدانه حکومت کردن
democracies
حکومت قاطبه مردم
mdiatize
بدولت یا حکومت دیگرافزودن
polyarchy
حکومت چند تنی
pentarchy
اتحاد پنج حکومت
aristocrate
طرفدار حکومت اشراف
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com