Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English
Persian
elater
خاصیت انبساط و گسترش
Other Matches
expansion
گسترش انبساط
deploying
اعزام ناو به ماموریت گسترش دادن گسترش یافتن باز شدن
deploy
اعزام ناو به ماموریت گسترش دادن گسترش یافتن باز شدن
deploys
اعزام ناو به ماموریت گسترش دادن گسترش یافتن باز شدن
pneumaticity
خاصیت بادی یا هوایی خاصیت چیزی که با هوای فشرده کار میکند
actinism
خاصیت نیروی تشعشعی مخصوصا در نواحی مرئی وغیرمرئی ماوراء بنفش که خاصیت شیمیایی پیدا میکند
deployment operating base
پایگاه پشتیبانی گسترش جنگی پایگاه کمک به گسترش نیروها
force tabs
نمودار یا طرح گسترش یکانهایا نیروها طرح زمان بندی شده گسترش نیروها
sound absorption
خاصیت تبدیل انرژی صوتی خاصیت جذب انرژی صوتی
dilatation
انبساط
expansion loop
خم انبساط
distension
انبساط
extensions
انبساط
extension
انبساط
pleasures
انبساط
pleasure
انبساط
stretch
انبساط
stretched
انبساط
distensions
انبساط
stretches
انبساط
strains
انبساط
expansion
انبساط
distentions
انبساط
strain
انبساط
dilatation
درز انبساط
expansiveness
انبساط پذیری
diastole
انبساط قلبی
dilation of time
انبساط زمان
tension
قوه انبساط
inextensibility
انبساط ناپذیری
tensions
قوه انبساط
dilatation
انبساط حرارتی
tensile
قابل انبساط
dilatability
انبساط پذیری
distensible
انبساط پذیر
distensibility
قابلیت انبساط
coefficient of expansion
ضریب انبساط
expansion diaphragm
دیاگرام انبساط
companding
انبساط تراکم
cubical expansion
انبساط حجمی
inextension
عدم انبساط
creep limit
حد انبساط دائمی
thermal expansion
انبساط حرارتی
expandability
قابلیت انبساط
expansion heat
حرارت انبساط
expansion coefficient
ضریب انبساط
expansile
قابل انبساط
free expansion
انبساط ازاد
evolution of heat
انبساط حرارتی
expandable
قابل انبساط
expansion rate
اهنگ انبساط
expansion point
درز انبساط
expansion joint
درز انبساط
expansion of universe
انبساط جهان
heat expansion
انبساط حرارت
expansibility
قابلیت انبساط
expansion
انبساط بسط
coefficient of thermal expansion
ضریب انبساط حرارتی
dilatability
قابلیت انبساط یا اتساع
thermal coefficient of expansion
ضریب انبساط حرارتی
d.muscle
ماهیچه انبساط دهنده
invar struts
قطعات فلزی ضد انبساط
expansible
کش امدنی انبساط پذیر
nephelauxetic effect
اثر انبساط ابرالکترونی
expansibly
بطور قابل انبساط
brake expander mechanism
مکانیزم انبساط ترمز
characteristic expansion time
زمان شاخص انبساط
strain limit
حد تناسب میان تنش و انبساط
ductile
قابل انبساط شکل پذیر
extensometer
دستگاه اندازه گیری انبساط
dilatometer
دستگاه اندازه گیری انبساط حرارتی
volume change of concrete
تغییر حجم بتن حاصل ازانقباض و انبساط
diastasis
استراحت قلب در فاصله بین انقباض و انبساط
deploys
گسترش
line of deployment
خط گسترش
expansion
گسترش
spread
گسترش
deployment
گسترش
promotions
گسترش
promotion
گسترش
propagation
گسترش
dispersal
گسترش
deploying
گسترش
spreads
گسترش
expanses
گسترش
extensions
گسترش
extension
گسترش
develop
گسترش
deploy
گسترش
expanse
گسترش
develops
گسترش
developments
گسترش
development
گسترش
fixed bridge
پلی که بجز انبساط و انقباض هیچگونه حرکتی ندارد
expanding cement
سیمانی که زیر اب سفت میشود سیمان قابل انبساط
development plan
طرح گسترش
eco development
بوم گسترش
sign extension
گسترش علامت
expansion path
مسیر گسترش
job enlargement
گسترش شغلی
image speard
گسترش تصویر
deployment diagram
طرح گسترش
deployment diagram
دیاگرام گسترش
credit expansion
گسترش اعتبار
expansible
گسترش پذیر
prompt deployment
گسترش مناسب
prompt deployment
گسترش فوری
bank expansion
گسترش بانکی
extensibility
گسترش پذیری
flank development
گسترش جناحی
circumfuse
گسترش یافتن
path of expansion
مسیر گسترش
accrues
گسترش یافتن
deployed
گسترش یافته
to grow
[into]
گسترش دادن
[به]
to develop
[into]
گسترش دادن
[به]
accrue
گسترش یافتن
accruing
گسترش یافتن
deploy
گسترش یافتن
deploying
گسترش یافتن
deploys
گسترش یافتن
to unfold
گسترش دادن
generations
افرینش گسترش
widening of market
گسترش بازار
develops
گسترش وضعیت
widening of capital
گسترش سرمایه
deployed
<adj.>
<past-p.>
گسترش یافته
inserted
<adj.>
<past-p.>
گسترش یافته
expansion
گسترش توسعه
spread
گسترش یافتن
spreads
گسترش یافتن
installed
<adj.>
<past-p.>
گسترش یافته
disposition
ارایشات گسترش
outspread
گسترش یافتن
appointed
<adj.>
<past-p.>
گسترش یافته
generation
افرینش گسترش
vertical expansion
گسترش عمودی
abroad
گسترش یافته
wide angle
عدسی گسترش
develops
گسترش دادن
develop
گسترش وضعیت
develop
گسترش دادن
wide-angle
عدسی گسترش
applied
<adj.>
<past-p.>
گسترش یافته
deployment
تفرقه گسترش
invar
الیاژی از نیکل و اهن باضریب انبساط حرارتی نزدیک صفر
the five predicables
خاصیت
virtue
خاصیت
virtues
خاصیت
property
خاصیت
affection
خاصیت
inefficacious
بی خاصیت
neer do well or well
بی خاصیت
quale
خاصیت
propertyless
بی خاصیت
reflectiveness
خاصیت
navigating
خاصیت
navigates
خاصیت
navigated
خاصیت
navigate
خاصیت
redeployment
گسترش مجدد دادن
bank development
گسترش شبکه بانکی
automatic volume expansion
گسترش خودکار صدا
to spread
[across]
[over]
گسترش یافتن
[سرتاسر]
flare angle
زاویه گسترش یا گشادگی
dispersion
تفرقه گسترش یکان
expanding industry
صنعت در حال گسترش
spaces
گسترش دادن متن
growth company
شرکت در حال گسترش
space
گسترش دادن متن
redeployment
تجدید گسترش کردن
relocation
تجدید گسترش دادن
generated
گسترش یافتن افریدن
generates
گسترش یافتن افریدن
generating
گسترش یافتن افریدن
generate
گسترش یافتن افریدن
gauziness
خاصیت گارسی
flakiness
خاصیت فلسی
sponginess
خاصیت اسفنجی
recursivity
خاصیت بازگشت
fattiness
خاصیت چربی
the virtue of drugs
خاصیت داروها
steeliness
خاصیت فولادی
silkiness
خاصیت ابریشمی
quantification
تعیین خاصیت
nutritiveness
خاصیت غذایی
nutritiousness
خاصیت غذائی
non skid quality
خاصیت ضد لغزش
milkiness
خاصیت شیری
mechanicalness
خاصیت مکانیکی
mealness
خاصیت اردی
paramorphism
خاصیت دگردیسی
gumminess
خاصیت صمغی
unmake
از خاصیت انداختن
vitreosity
خاصیت شیشهای
fluffiness
خاصیت کرکی
powderiness
خاصیت گردی
fungosity
خاصیت قارچی
woodiness
خاصیت چوبی
glassiness
خاصیت شیشهای
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com