English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
basicity خاصیت بازی وقلیایی حالت بنیانی
Other Matches
acid base catalysis خاصیت اسیدی- بازی
acid base behavior خاصیت اسیدی- بازی
halomorphic دارای املاح خنثی وقلیایی
to defend aggressively در حالت تدافع بازی کردن [ورزش]
to stonewall در حالت تدافع بازی کردن [ورزش]
pneumaticity خاصیت بادی یا هوایی خاصیت چیزی که با هوای فشرده کار میکند
actinism خاصیت نیروی تشعشعی مخصوصا در نواحی مرئی وغیرمرئی ماوراء بنفش که خاصیت شیمیایی پیدا میکند
the i [حالت من) اگاهی :این کلمه در حالت مفعولیت me ودر حالت فاعلیت I است
mode قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
modes قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
essential <adj.> بنیانی
triatomic سه بنیانی
quintessential <adj.> بنیانی
basic بنیانی
basics بنیانی
major <adj.> بنیانی
fundametal بنیانی
trivalent سه بنیانی
vital <adj.> بنیانی
substantive [essential] <adj.> بنیانی
univalent یک بنیانی
basic تهی بنیانی
trivalency ترکیب سه بنیانی
trivalence ترکیب سه بنیانی
tetravalent چهار بنیانی
polyvalence چند بنیانی
polyvalent چند بنیانی
basics تهی بنیانی
polyvalency چند بنیانی
multivalence چند بنیانی
organic بنیانی حیوانی
structural form شکل بنیانی
heptad هفت بنیانی
quinquevalent پنج بنیانی
quadrivalent چهار بنیانی
base metal فلزات بنیانی
quinquivalent پنج بنیانی
structural equilibrium تعادل بنیانی
base metals فلزات بنیانی
silicon سیلیسیوم عنصر شش بنیانی
benzidine بنیانی بفرمول 2N21H21C
constructive total loss صدمه کلی خسارت بنیانی
binary alloy الیاژ محتوی دوفلز بنیانی
foreground سیستم کامپیوتری که در حالت اجرای برنامه ممکن است : حالت پیش زمینه برای برنامههای کاربردی محاورهای . حالت پس زمینه : برای برنامههای سیستمهای ضروری
sound absorption خاصیت تبدیل انرژی صوتی خاصیت جذب انرژی صوتی
shinny بازی هاکی که با توپ چوبی بازی شود چوب بازی هاکی
analogue ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
squares تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
analogues ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
square تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squaring تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
analog سیگنالهای ذخیره سازی در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
vitrifying تغییر شکل سرامیک از حالت کریستالی به حالت شیشهای یا غیر متبلور
squared تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
convertor وسیله یا برنامهای که داده را از یک حالت به حالت دیگر تبدیل میکند
oblique case حالت مفعولی یا اضافه حالت اسمی که نه فاعل باشدنه منادی
printed کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
prints کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
print کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
alternate تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
alternated تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
alternates تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
plebeianism حالت عوام یا مردم پست حالت توده
state of rest حالت ارام حالت سکون وضعیت ساکن
devitrify از حالت شیشهای در اوردن حالت بلوری دادن
plasticity حالت خمیری پلاستیسیته حالت نرمی
genitive حالت مالکیت حالت مضاف الیه
harlequinade بخشی ازنمایش یالال بازی که لوده دران بازی میکند لودگی
frame مدت زمان به کیسه انداختن تمام گویهای بازی اسنوکر یک دهم از بازی بولینگ
gamesmanship مهارت در بردن بازی بدون تخلف از مقررات بازی
misplay بازی بد واز روی ناشیگری غلط بازی کردن
cutthroat بازی 3 نفره که هریک به نفع خود بازی میکند
game وسیله ROM که حاوی کد برنامه برای بازی کامپیوتری است و در کنسول بازی نصب میشود
shinney بازی هاکی که باتوپ چوبی بازی شود
fire fight ترقه بازی اتش بازی مبادله تیراندازی
dib ریگ بازی قاپ یا ریگی که با ان بازی می کنند
to make a trick با کارت شعبده بازی کردن [ورق بازی]
kiss in the ring بازی بگیرماچ کن :بازی که دران پسریادختری ....تااوراببوسد
inning گیمی که بازیگر سرویس زده و ان را باخته فرصت برای نوبت هر بازی بیلیارد یاکروکه یک بخش از بازی بولینگ
uart قطعهای که رشتههای بیت سریال آسنکردن را به حالت موازی یا داده را به حالت رشته بیت سری تبدیل میکند
cold forming حالت دهی در حالت سرد
transitoriness حالت ناپایداری حالت بی بقایی
spectralness حالت طیفی حالت شبحی
spectrality حالت طیفی حالت شبحی
marginal case حالت نهائی حالت حدی
harlepuinade نمایش لال بازی ودلقک بازی
charlatanic امیخته بازبان بازی یاچاچول بازی
crampet game بازی خفه بازی کم فضای شطرنج
Bureaucracy . Red tape . کاغذ بازی ( قرطاس بازی )
navigate خاصیت
quale خاصیت
property خاصیت
navigated خاصیت
navigates خاصیت
inefficacious بی خاصیت
navigating خاصیت
propertyless بی خاصیت
virtue خاصیت
neer do well or well بی خاصیت
the five predicables خاصیت
reflectiveness خاصیت
affection خاصیت
virtues خاصیت
multivalent دارای چندین قدر چندین بنیانی
chemism خاصیت شیمیایی
steeliness خاصیت فولادی
causality خاصیت سببی
nature نوع خاصیت
abnormality خاصیت غیرطبیعی
gumminess خاصیت صمغی
fluffiness خاصیت کرکی
gauziness خاصیت گارسی
absorption property خاصیت جذب
mechanicalness خاصیت مکانیکی
vitreosity خاصیت شیشهای
non skid quality خاصیت ضد لغزش
woodiness خاصیت چوبی
recursivity خاصیت بازگشت
powderiness خاصیت گردی
unmake از خاصیت انداختن
fattiness خاصیت چربی
abnormalities خاصیت غیرطبیعی
nutritiousness خاصیت غذائی
the virtue of drugs خاصیت داروها
pitchiness خاصیت زفتی
extensive property خاصیت مقداری
elasticity خاصیت فنری
natures نوع خاصیت
magnetism خاصیت مغناطیسی
glassiness خاصیت شیشهای
astingency خاصیت قبض
milkiness خاصیت شیری
nutritiveness خاصیت غذایی
flakiness خاصیت فلسی
mealiness خاصیت اردی
ductility خاصیت انگمی
quantification تعیین خاصیت
paramorphism خاصیت دگردیسی
mealness خاصیت اردی
silkiness خاصیت ابریشمی
deactivate بی خاصیت کردن
impoverishing بی خاصیت کردن
carnosity خاصیت گوشتی
chalkiness خاصیت تباشیری
deactivated بی خاصیت کردن
alkalescence خاصیت قلیایی
impoverish بی خاصیت کردن
functions خاصیت وجودی
functioned خاصیت وجودی
function خاصیت وجودی
adhesive property خاصیت چسبندگی
impoverished بی خاصیت کردن
fungosity خاصیت قارچی
buoyancy خاصیت شناوری
deactivating بی خاصیت کردن
deactivates بی خاصیت کردن
ductility خاصیت کش امدن
impoverishes بی خاصیت کردن
anti knock property خاصیت ضدضربه
sponginess خاصیت اسفنجی
crude حالت طبیعی رنگ [حالت ملایم و اصیل رنگ]
commutative law خاصیت جابجایی [ریاضی]
commutative property خاصیت جابجایی [ریاضی]
soak up <idiom> خاصیت جنب کردنداشتن
low test دارای خاصیت فراری
osmosis خاصیت نفوذ وحلول
plasticity خاصیت شکل افرینی
pulpiness خاصیت خمیری یاگوشتی
diastatic دارای خاصیت جوهربزاق
ductility خاصیت فتیله شدن
curative دارای خاصیت درمانی
sliminess خاصیت گلی یا لجنی
capillarity خاصیت موئی مویسانی
neer do well or well ادم بی وجود یا بی خاصیت
gamic دارای خاصیت جنسی
flexibility خاصیت خمش پذیری
malleability خاصیت چکش خواری
alkaline دارای خاصیت قلیایی
geomagnetic خاصیت مغناطیسی زمین
illusion of space القاء خاصیت فضایی
tonus خاصیت انقباض عضله
corkiness خاصیت چوب پنبهای
impenetrableness خاصیت عدم تداخل
corporeity خاصیت جسمی یامادی
erotization خاصیت شهوانی یافتن
heat treating property خاصیت عملیات حرارتی
antidotal دارای خاصیت پادزهری
asexual فاقد خاصیت جنسی
sexed دارای خاصیت جنسی
vitality قدرت یا خاصیت حیاتی
prevenience خاصیت جلوگیری کننده
ductility خاصیت لوله شدن
agglomerative دارای خاصیت تراکم
commutative rule خاصیت جابجایی [ریاضی]
isogametic دارای خاصیت هم گامیتی
diathermacy خاصیت هدایت گرما
isogamous دارای خاصیت هم گامیتی
springiness خاصیت فنری ارتجاع
inductionless بدون خاصیت القائی
elater خاصیت انبساط و گسترش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com