English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
buoyancy خاصیت شناوری
Other Matches
pneumaticity خاصیت بادی یا هوایی خاصیت چیزی که با هوای فشرده کار میکند
actinism خاصیت نیروی تشعشعی مخصوصا در نواحی مرئی وغیرمرئی ماوراء بنفش که خاصیت شیمیایی پیدا میکند
floatation شناوری
floatage شناوری
immersion شناوری
hovers شناوری
hovered شناوری
hover شناوری
levitation شناوری
flotation شناوری
floating شناوری
natation شناوری
wafta شناوری
submergence شناوری
buoyancy شناوری
swimmable قابل شناوری
float factor ضریب شناوری
swim شنا شناوری
immersion شناوری فروبری
submersible قابل شناوری
immersion heater گرمکن شناوری
swims شنا شناوری
flotage شناوری بر روی اب
immersion heaters گرمکن شناوری
center of buoyancy مرکز تعادل شناوری
sound absorption خاصیت تبدیل انرژی صوتی خاصیت جذب انرژی صوتی
floating fender زنجیر شناوری که به فاصلههای معینی از یک کانال نصب میشود تا در موقع حوادث ازان استفاده شود
lifebuoy کمربند یاحلقه نجات شناوری که برای نجات غریق بر روی اب شناور میباشد
lifebuoys کمربند یاحلقه نجات شناوری که برای نجات غریق بر روی اب شناور میباشد
swimming capability قابلیت شناوری یا غوطه وری در اب قابلیت عبور از اب
flotation قابلیت شناوری یک خودرو قابلیت غوطه وری در اب
navigates خاصیت
navigate خاصیت
reflectiveness خاصیت
quale خاصیت
the five predicables خاصیت
propertyless بی خاصیت
inefficacious بی خاصیت
neer do well or well بی خاصیت
navigating خاصیت
navigated خاصیت
affection خاصیت
virtue خاصیت
virtues خاصیت
property خاصیت
gauziness خاصیت گارسی
glassiness خاصیت شیشهای
fungosity خاصیت قارچی
gumminess خاصیت صمغی
vitreosity خاصیت شیشهای
fluffiness خاصیت کرکی
function خاصیت وجودی
functioned خاصیت وجودی
functions خاصیت وجودی
chalkiness خاصیت تباشیری
chemism خاصیت شیمیایی
ductility خاصیت انگمی
ductility خاصیت کش امدن
elasticity خاصیت فنری
extensive property خاصیت مقداری
fattiness خاصیت چربی
flakiness خاصیت فلسی
magnetism خاصیت مغناطیسی
mealiness خاصیت اردی
mealness خاصیت اردی
mechanicalness خاصیت مکانیکی
sponginess خاصیت اسفنجی
steeliness خاصیت فولادی
natures نوع خاصیت
nature نوع خاصیت
unmake از خاصیت انداختن
woodiness خاصیت چوبی
the virtue of drugs خاصیت داروها
silkiness خاصیت ابریشمی
causality خاصیت سببی
milkiness خاصیت شیری
non skid quality خاصیت ضد لغزش
nutritiousness خاصیت غذائی
nutritiveness خاصیت غذایی
paramorphism خاصیت دگردیسی
powderiness خاصیت گردی
quantification تعیین خاصیت
recursivity خاصیت بازگشت
pitchiness خاصیت زفتی
carnosity خاصیت گوشتی
deactivates بی خاصیت کردن
impoverish بی خاصیت کردن
astingency خاصیت قبض
abnormalities خاصیت غیرطبیعی
abnormality خاصیت غیرطبیعی
anti knock property خاصیت ضدضربه
deactivated بی خاصیت کردن
adhesive property خاصیت چسبندگی
impoverished بی خاصیت کردن
alkalescence خاصیت قلیایی
deactivate بی خاصیت کردن
deactivating بی خاصیت کردن
impoverishing بی خاصیت کردن
impoverishes بی خاصیت کردن
absorption property خاصیت جذب
asexual فاقد خاصیت جنسی
impenetrableness خاصیت عدم تداخل
neer do well or well ادم بی وجود یا بی خاصیت
inductionless بدون خاصیت القائی
curative دارای خاصیت درمانی
alkaline دارای خاصیت قلیایی
isogametic دارای خاصیت هم گامیتی
isogamous دارای خاصیت هم گامیتی
malleability خاصیت چکش خواری
low test دارای خاصیت فراری
vitality قدرت یا خاصیت حیاتی
commutative property خاصیت جابجایی [ریاضی]
commutative law خاصیت جابجایی [ریاضی]
soak up <idiom> خاصیت جنب کردنداشتن
tonus خاصیت انقباض عضله
flexibility خاصیت خمش پذیری
springiness خاصیت فنری ارتجاع
sliminess خاصیت گلی یا لجنی
sexed دارای خاصیت جنسی
pulpiness خاصیت خمیری یاگوشتی
prevenience خاصیت جلوگیری کننده
osmosis خاصیت نفوذ وحلول
plasticity خاصیت شکل افرینی
commutative rule خاصیت جابجایی [ریاضی]
illusion of space القاء خاصیت فضایی
gamic دارای خاصیت جنسی
diastatic دارای خاصیت جوهربزاق
diathermacy خاصیت هدایت گرما
agglomerative دارای خاصیت تراکم
alkalescent دارای خاصیت قلیایی
ductility خاصیت فتیله شدن
ductility خاصیت لوله شدن
elater خاصیت انبساط و گسترش
heat treating property خاصیت عملیات حرارتی
erotization خاصیت شهوانی یافتن
antidotal دارای خاصیت پادزهری
geomagnetic خاصیت مغناطیسی زمین
acid base behavior خاصیت اسیدی- بازی
corporeity خاصیت جسمی یامادی
acid base catalysis خاصیت اسیدی- بازی
corkiness خاصیت چوب پنبهای
capillarity خاصیت موئی مویسانی
sourness is the p of vinegar ترشی خاصیت سرکه است
acoustic vases [ظروف سفالین با خاصیت آکوستیک]
ethereality خاصیت اتری یا اثیری روحانیت
quale شیی دارای خاصیت هوشیاری
adhesion of fibers خاصیت چسبندگی الیاف به یکدیگر
nervous nellie ادم محافظه کار و بی خاصیت
de energize از بین بردن خاصیت مغناطیسی
distributive law خاصیت پخش پذیری [ریاضی]
demagnetize خاصیت مغناطیسی را از بین بردن
distributive law خاصیت توزیع پذیری [ریاضی]
distributive rule خاصیت توزیع پذیری [ریاضی]
absorbent دارای خاصیت جذب درکش
amphoteric دارای خاصیت اسید و قلیا
paramorphous دارای خاصیت تغییر یابی
paramorphic دارای خاصیت تغییر یابی
actescence نمایش شیر خاصیت شیری
absorbant دارای خاصیت جذب درکش
persalt نمک دارای خاصیت اسیدی
absorbency خاصیت درکشی یا دراشامی جذب
active material موادی که خاصیت تجزیه دارند
indiscerptibility خاصیت چیزی که در اثرتجزیه فنانپذیرد
male sterile گامتهای عقیم وبی خاصیت نر
balmier دارای خاصیت مرهم خنک کننده
basicity خاصیت بازی وقلیایی حالت بنیانی
balmiest دارای خاصیت مرهم خنک کننده
despiritualize فاقد خاصیت یا جنبه روحانی کردن
acids سرکه مانند دارای خاصیت اسید
acid سرکه مانند دارای خاصیت اسید
electromagnetism خاصیت مغناطیسی حاصل ازجریانهای الکتریکی
capillarity خاصیت بالا رفتن اب درسوراخهای موئی
hot forming property خاصیت تغییر شکل پذیری گرم
balmy دارای خاصیت مرهم خنک کننده
objectify خاصیت و ماهیت چیزی رامعین کردن
dips اندازه گیر زاویه انحنا عمق غوطه وری مین عمق شناوری ازاد مین نیم افراشتن پرچم
dip اندازه گیر زاویه انحنا عمق غوطه وری مین عمق شناوری ازاد مین نیم افراشتن پرچم
buoyancy نیروی بالابر نیروی شناوری
fording عبور از پایاب شناوری پایاب
iceland spar کلسیت شفاف دارای خاصیت انکسار مضاعف
incendivity خاصیت اتش زنی که در جرقه الکتریکی هست
radioactivity خاصیت جسمی که از خودپرتو مجهول بیرون میدهد
vitrescence امادگی برای تبدیل به شیشه خاصیت شیشهای
radio activity خاصیت جسمی که از خودپرتو مجهول بیرون دهد
zooflagellate اغازیان شبه گیاه فاقد خاصیت جذب نور
vitrescent اماده برای تبدیل به شیشه دارای خاصیت شیشهای
catapulted هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
prepositional phrase بخشی از جمله که با حرف اغازگرد دو خاصیت صفت یاقیدیا اسم راپیداکند
catapult هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
catapulting هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
catapults هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
neutral soil خاکی که نه خاصیت اسیدی دارد نه قلیائی یعنی پ هاش ان مساوی 7است
electro magnet اهنی که در تحت تاثیر قوه برق خاصیت مغناطیسی پیداکند اهنربای الکتریکی
pitchstone یکجور خاره اتش فشانی که خاصیت شیشه و صیقل زفت رادارا است
actinoelectric اجسامی که دارای خاصیت تولید الکتریسیته در اثر تابش طول موجی متناسب با نورباشند
electromagnet اهنی که بوسیله جریان برق خاصیت مغناطیسی پیدا میکند اهن ربای الکتریکی مغناطیس برقی
curie point دمای بحرانی منحصر به فردبرای هر ماده که بالاتر از ان مواد فرومانیتیک خاصیت مغناطیسی دائم یاموقت خودرا ازدست میدهند
kemp پشم ضخیم [بیشتر مربوط به ناحیه زیر شکم گوسفند بوده که شکننده است و خاصیت رنگ پذیری کمی دارد.]
plasma display صفحه نمایش با استفاده از خاصیت نورانی بدون گازهای متن صفحه
elasticity خاصیت فنری قابلیت ارتجاع و خم شدن قابلیت انعطاف
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com