English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English Persian
apollo خدای افتاب وزیبایی و شعر و موسیقی
Other Matches
sun disk صفحه بالدارمظهر خدای افتاب
ra خدای افتاب مصریان قدیم
oceanus خدای دریا خدای اقیانوس
solarium اتاق افتاب رو اطاق مریضخانه که دران مریض حمام افتاب میگیرد
solariums اتاق افتاب رو اطاق مریضخانه که دران مریض حمام افتاب میگیرد
heliograph گراورسازی بانور افتاب دستگاه عکسبرداری از افتاب مخابره بوسیله نور خورشید
play by ear <idiom> توانایی اجرای موسیقی تنها با گوش وبدون خواندن موسیقی
bloom بکمال وزیبایی رسیدن
bloomed بکمال وزیبایی رسیدن
blooms بکمال وزیبایی رسیدن
beautician متخصص ارایش وزیبایی
beauticians متخصص ارایش وزیبایی
cosmetologist متخصص ارایش وزیبایی
athena الههء عقل وزیبایی
beauty shop سالن ارایش وزیبایی
melodies مجموعه نتهای موسیقی که پایه موسیقی را تشکیل میدهد
melody مجموعه نتهای موسیقی که پایه موسیقی را تشکیل میدهد
to sight-read something از روی ورقه [نت موسیقی] آلت موسیقی بازی کردن
poetics رسالهای درباره شعر وزیبایی شناسی
MIDI Mapper برنامه پشتیبانی شده با windows که به کاربران MIDI با تجربه امکان تغییر نحوه ارسال نت موسیقی به دستگاههای موسیقی به PC را بیان میکند
musicom یک زبان برنامه نویسی تصنیفی که روش هایی برای تولید تصنیفهای موسیقی اصیل بعلاوه موسیقی ترکیبی ارائه میدهد
MIDI file فایل ذخیره شده روی PC که حاوی نتهای موسیقی و اطلاعات صوتی است که توسط کارت وسط MIDI به قطعه موسیقی ارسال میشود
wampumpeag صدف براق وزیبایی که سرخ پوستان امریکایی بجای پول مصرف میکردند
asclepius خدای طب
the ever lasting خدای سرمد
the infinite god خدای سرمد
the a of days خدای ازلی
thank god سپاس خدای را
godling خدای کوچک
god the father خدای پدر
titans خدای خورشید
the supreme خدای تعالی
the invisible خدای نادیده
poseidon خدای دریا
ares خدای جنگ
neptune خدای دریاها
aeolian خدای بادها
my goodness (my God) <idiom> اوه خدای من
odin خدای خدایان
the supreme خدای بزرگ
parcae سه خدای سرنوشت
the almighty god خدای قادرمطلق
the supreme being خدای تعالی
lar n خدای خانگی
titan خدای خورشید
jahweh یهو خدای یهود
pluto خدای عالم اسفل
He is a pastmaster at it . خدای اینکار است
hymen خدای عروسی ونکاح
monotheism اعتقاد به خدای واحد
mars بهرام خدای جنگ
satrun خدای بذر کاری
idol خدای دروغی مجسمه
the ever lasting fod خدای ازلی و ابدی
latri پرستش خدای برحق
hymens خدای عروسی ونکاح
hephaestus خدای اتش وفلز کاریhipster
Jehovah یهو خدای بنی اسرائیل
minerva صنایع یدی خدای پزشکی
jhvh یهوه خدای قوم یهود
hermes خدای بازرگانی ودزدی وسخنوری
saturnalia جشن خدای زحل عیاشی
woden "ادین " خدای روز چهارشنبه
trinity معتقدبوجود سه اقنوم در خدای واحد
the a of days خدای سرمدی قدیم الایام
uranus خدای اسمان فرزندزمین و پدرتیتان ها
valhalla سالن پذیرایی خدای اودین
parthenon پارتنون معبد خدای اتنا در اتن
incarnationist کسی که مسیح را خدای مجسم می داند
priapus خدای قدرت تناسلی جنس مذکر
dionysus >دیونسیوس <خدای شراب و میگساری وزراعت
proteus خدای دریا که اشکال مختلف بخودمیگرفته
pan- خدای مزرعه وجنگل وجانوران وشبانان
pan خدای مزرعه وجنگل وجانوران وشبانان
pans خدای مزرعه وجنگل وجانوران وشبانان
satyric وابسته به نیم خدای جنگلی دیو صفت
bacchic ornament [وابسته به باکوس خدای میگساری و شراب در روم]
vesta الهه رومی خدای اجاق وخانه داری
Cupid خدای عشق که بصورت کودک برهنه مجسم شده
cupids خدای عشق که بصورت کودک برهنه مجسم شده
Trinity سه گانگی [معتقد به وجود سه اقنوم در خدای واحد] [تثلیث]
bacchic وابسته به باکوس خدای میگساری و پرستش او مستانه و پرهیاهو
kalki نام دهمین واخرین مظهرvishnu خدای بزرگ هندوها
photosphere افتاب
sunshine افتاب
dislocate افتاب
sun افتاب
dislocates افتاب
sunned افتاب
dislocating افتاب
patent to the sun افتاب رو
sunless بی افتاب
sunning افتاب
subsolar در فل افتاب
suns افتاب
sunny افتاب رو
sunnier افتاب رو
sunniest افتاب رو
queen's weather افتاب
apolline [نوعی خطوط تزئینی مربوط به آپولو خدای خورشید در دوره باروک و رنسانس استفاده می شد.]
sunstroke افتاب زدگی
chamaeleon افتاب پرست
sundial شاخص افتاب
girasole گل افتاب پرست
sundials شاخص افتاب
heliotherapy معالجه با افتاب
heliosis افتاب زدگی
daisy گل افتاب گردان
heliograph افتاب نگار
heliolatrous افتاب پرست
sun worshipper افتاب پرست
helianthemum افتاب چرخ
heliologist افتاب شناس
helianthemum چرخ افتاب
cockshut غروب افتاب
daisies گل افتاب گردان
sunburn افتاب زدگی
visors افتاب گردان
eclipse of sun افتاب گرفتگی
german giant swing افتاب شکسته
giant circle افتاب شکسته
heliotropism افتاب گرایی
chamaeleontis افتاب پرست
streamers تیغ افتاب
streamer تیغ افتاب
heliotrope افتاب گرای
heliophilous افتاب دوست
girasol گل افتاب پرست
sunrises طلوع افتاب
sunrise طلوع افتاب
heliotrope گل افتاب پرست
broiling sun افتاب سوزان
helianthus گل افتاب گردان
visor افتاب گردان
giant swing افتاب یا مهتاب
dry in the sun خشکاندن در افتاب
sunlight نور افتاب
sunlike مانند افتاب
sunbath حمام افتاب
sunbaked افتاب پخته
sun worship افتاب پرستی
sun struck افتاب زده
sun dried در افتاب خشکانیده
sun burn افتاب زدگی
sun beam پرتو افتاب
sunbeam پرتو افتاب
sunbeams پرتو افتاب
sunbeams تیغ افتاب
solarization تابش افتاب
sunshine recorder افتاب سنج
sunbeam تیغ افتاب
sunshine تابش افتاب
sunshine نور افتاب
sunsets غروب افتاب
weather beaten افتاب زده
vizor افتاب گردان
visorless بی افتاب گردان
visard افتاب گردان
turnsole گل افتاب گردان
sunward سوی افتاب
sunup طلوع افتاب
sunstruck افتاب زده
sunshiny افتاب گیر
solarism افسانههای افتاب
sunshades افتاب گردان
bask افتاب خوردن
dawned طلوع افتاب
dawn طلوع افتاب
p of the sun طلوع افتاب
basked افتاب خوردن
patent to the sun افتاب گیر
basking افتاب خوردن
basks افتاب خوردن
dawning طلوع افتاب
roman candle افتاب مهتاب
sunshade افتاب گردان
sunflowers گل افتاب گردان
sunflower گل افتاب گردان
p of the sun نیش افتاب
dawns طلوع افتاب
sunlit روشن از فروغ افتاب
basks حمام افتاب گرفتن
peeped نیش افتاب روزنه
under the sun در جهان در زیر افتاب
sunshiny منور از نور افتاب
sung hat کلاه افتاب گیر
sunflowers گیاه افتاب گرا
sunflower گیاه افتاب گرا
to sun one self خودرا افتاب دادن
to take the sun افتاب بخود دادن
basking حمام افتاب گرفتن
sunbaked حرارت افتاب دیده
sunbathed حمام افتاب گرفتن
bask حمام افتاب گرفتن
solisequous تابع گردش افتاب
sunbathes حمام افتاب گرفتن
sunbathing حمام افتاب گرفتن
peeps نیش افتاب روزنه
peep نیش افتاب روزنه
peeping نیش افتاب روزنه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com