English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
lyophil خشک شده بوسیله انجمادسخت
lyophiled خشک شده بوسیله انجمادسخت
Other Matches
perprep بوسیله
per بوسیله
whereby که بوسیله ان
via بوسیله
wherewithal که بوسیله ان
thruogh the a of بوسیله
with بوسیله
at the hand of بوسیله
of بوسیله
by dint of بوسیله
by بوسیله
by the instrumentality of بوسیله
osmose نفوذ کردن در بوسیله تراوش تجزیه کردن بوسیله نفوذ تجزیه کردن
by the f. بوسیله لمس
hydromancy تفال بوسیله اب
electrically بوسیله برق
by wire بوسیله تلگراف
by depty بوسیله نماینده
per pais بوسیله کشور
hydrolysis تجزیه بوسیله اب
municipally بوسیله شهرداری
per pais بوسیله مملکت
baptizing بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
electromotive متحرک بوسیله برق
brews بوسیله جوشاندن وتخمیرابجوساختن
poured تراوش بوسیله ریزش
churns بوسیله اسباب گردنده
traingulation پیمایش بوسیله مثلثات
brew بوسیله جوشاندن وتخمیرابجوساختن
seagirt محصور بوسیله دریا
eluviation انتقال بوسیله بادوباران
pouring تراوش بوسیله ریزش
galvanography روی مس بوسیله اندودکهربایی
baptizes بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptized بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
to pick thanks بوسیله سخن چینی
pours تراوش بوسیله ریزش
baptised بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptises بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptising بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
to scent out بوسیله بوجستجوکردن ویافتن
diathermy معالجه بوسیله حرارت
churn بوسیله اسباب گردنده
dragonnades بوسیله سواره نظام
pour تراوش بوسیله ریزش
baptize بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
electric chair اعدام بوسیله برق
windblown در حرکت بوسیله باد
sent via e-mail بوسیله ایمیل فرستاده شد
infiltration پالایش بوسیله تراوش
pipeage ترابری بوسیله لوله
pipe down بوسیله شیپور یا نای
phototypography چاپ بوسیله عکسبرداری
photogelatin process چاپ بوسیله ژلاتین
pipage ترابری بوسیله لوله
postage حمل بوسیله پست
lapped joint اتصال بوسیله پوشش
brewed بوسیله جوشاندن وتخمیرابجوساختن
leaching تصفیه بوسیله شستشو
patenting بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
patented بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
intuitively بوسیله درک مستقیم
semaphore مخابره بوسیله پرچم
patents بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
patent بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
radar scan مراقبت بوسیله رادار
hydromancer تفال زننده بوسیله اب
aeromancy تفال بوسیله هوا
aerotherapeutics معالجه بوسیله هوا
hydrolyze بوسیله اب تجزیه شدن
windswept بوسیله باد جاروشده
in propria persona بوسیله خود شخص
churned بوسیله اسباب گردنده
wet down بوسیله اب پاشی خیس کردن
wirephoto بوسیله بی سیم عکس فرستادن
chafe بوسیله اصطکاک گرم کردن
argon arc welding جوش قوسی بوسیله گازارگون
waterborne حمل شده بوسیله اب اب برد
incuse نقش شده بوسیله چکش
carbon arcwelding جوش قوسی بوسیله کربن
radiograms عکسبرداری بوسیله اشعه مجهول
cathodogeaph بوسیله پرتومجهول عکس برداشتن از
wigwag ارتباط یا مخابره بوسیله پرچم
chafes بوسیله اصطکاک گرم کردن
semaphore بوسیله پرچم مخابره کردن
chemical warfare جنگ بوسیله گازهای شیمیایی
container transport حمل و نقل بوسیله کانتینر
rainwash شستشوی چیزی بوسیله باران
radiophotograph انتقال عکس بوسیله رادیو
hit wicket انداختن میله بوسیله خودتوپزن
hydropathy معالجه امراض بوسیله اب وتجویز اب
hydrophilous گرده افشانی کننده بوسیله اب
hyphenate بوسیله خط دارای فاصله کردن
in law خویشاوند و منسوب بوسیله ازدواج
platinotype عکاسی بوسیله املاح پلاتین
instantiate معرفی کردن بوسیله کنسرت
intercommunication system ارتباط بوسیله میکروفون وبلندگو
massotherapy معالجه بوسیله مشت و مال
photomap نقشه برداری بوسیله عکاسی
photolighograph عکسبردری بوسیله چاپ سنگی
photoengraving گراور سازی بوسیله عکاسی
phonendoscope اسبابی که بوسیله ان صداهای کوچک
lightproof غیرقابل نفوذ بوسیله نور
rainwash شسته شده بوسیله باران
grout stop اب بندی بوسیله تزریق دوغاب
pyretotherapy معالجه ناخوشی بوسیله تولیدتب
the block مردن بوسیله گردن زنی
telekinesis حرکت اجسام بوسیله ارواح
stethoscopy معاینه بوسیله گوشی طبی
step down کم کردن ولتاژجریان بوسیله ترانسفورماتور
steam propulsion of ships راندن کشتی ها بوسیله بخار
sporogony تولید مثل بوسیله هاگ
electro magnetism تولید خواص مغناطیسی بوسیله
electrometallurgy ذوب فلزات بوسیله برق
self administered اداره شونده بوسیله خویشتن
perfusion غسل تعمید بوسیله اب پاشی
electrotype بوسیله برق چاپ کردن
seaborne بوسیله کشتی حمل شده
embolic مربوط به انسداد رگ بوسیله جسمی
roentgenoscopy معاینه بوسیله اشعه مجهول
rocket propulsion حرکت بجلو بوسیله موتورموشکی
memoria technica فن یا شیوهای که بوسیله ان یادوهوش رانیرومندمیسازند
to buy something at an auction چیزی را در [بوسیله] حراجی خریدن
self-service کمک بوسیله خود شخص
self service کمک بوسیله خود شخص
suicide attack قصد کشت بوسیله خودکشی
suicide bombing قصد کشت بوسیله خودکشی
self appointed منصوب شده بوسیله خویشتن
soaks بوسیله مایع اشباع شدن
soak بوسیله مایع اشباع شدن
by no one else از [بوسیله] هیچ کسی دیگر
chafing بوسیله اصطکاک گرم کردن
self-appointed منصوب شده بوسیله خویشتن
nettle بوسیله گزنه گزیده شدن
nettles بوسیله گزنه گزیده شدن
shields بوسیله سپر حفظ کردن
photocopied رونوشت برداری بوسیله عکاسی
lip-reads کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
lip-read کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
lip read کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
photocopies رونوشت برداری بوسیله عکاسی
latch بوسیله کلون محکم کردن
string یک سری تیراندازی بوسیله یک نفر
luring بوسیله تطمیع بدام انداختن
lures بوسیله تطمیع بدام انداختن
latches بوسیله کلون محکم کردن
lured بوسیله تطمیع بدام انداختن
lure بوسیله تطمیع بدام انداختن
photocopying رونوشت برداری بوسیله عکاسی
photocopy رونوشت برداری بوسیله عکاسی
mail order سفارش کالا بوسیله پست
shield بوسیله سپر حفظ کردن
radiogram عکسبرداری بوسیله اشعه مجهول
locomotion نقل وانقال نیرو بوسیله حرکت
roentgenoscope دستگاه معاینه بوسیله اشعه مجهول
galanty show نمایش اشکال بوسیله سایه انداختن
gamogenetic پیداشده بوسیله جفت گیری مواقعهای
roentgenize بوسیله اشعه مجهول معالجه کردن
osteopathy درمان بوسیله مالش استخوان و مفاصل
electrolysis تجزیه جسمی بوسیله جریان برق
faradize بوسیله القای برق معالجه کردن
to shield بوسیله سپر [پوشش] حفظ کردن
police states اداره کشور بوسیله نیروی پلیس
electrotype جاپ بوسیله برق گراورسازی برقی
photoengrave بوسیله عکاسی گراور سازی کردن
nutriments کسب نیرو بوسیله غذا بقوت
nutriment کسب نیرو بوسیله غذا بقوت
photosensitize بوسیله نور به چیزی حساسیت دادن
espresso نوعی قهوه که بوسیله فشاربخاراماده میشود
sea borne goods کالای حمل شده بوسیله دریا
pipage عوارض یاحق حمل بوسیله لوله
schizogenesis تولید مثل بوسیله شکاف خوردن
pipeage عوارض یاحق حمل بوسیله لوله
lighterage حمل ونقل کالا بوسیله دوبه
homologate تصویب نوع اتومبیل بوسیله داوران
evaporated milk شیری که بوسیله تبخیرغلیط شده است
procrustean بوسیله اعمال زورکاری از پیش برنده
wherewithal چیزی که بوسیله ان عملی قابل اجراست
permanent magnet centering تمرکز اشعه بوسیله مغناطیسهای پایدار
hydrometallurgy استخراج یاتهیه فلزات بوسیله اب یا مایعات
espressos نوعی قهوه که بوسیله فشاربخاراماده میشود
permanent magnet focusing تمرکز اشعه بوسیله مغناطیسهای پایدار
pyrocondensation تغلیظ یا تکاثف شیمیایی بوسیله حرارت
hypnotherapy معالجه امراض بوسیله خواب مغناطیسی
rhapsodic سروده شده بوسیله دوره گرد
hand off کنار زدن حریف بوسیله توپدار
rhabdomancy پیش گویی بوسیله چوب یاعصا
he voted by proxy بوسیله وکیل یا نماینده رای داد
ratchet wheel چرخ دندانه دارمتحرک بوسیله موتور
pocket veto رد لایحه قانونی بوسیله معوق گذاردن ان
polices بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
latensify بوسیله مواد شیمیایی تقویت کردن
radiobroadcast پخش و سخن پراکنی بوسیله رادیو
immunotherapy معالجه یاجلوگیری از بیماری بوسیله پادگن
wind pollinated گرده افشانی شده بوسیله باد
andromeda شاهزاده خانم حبشهای که بوسیله پرسوس
police بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
to skype somebody به کسی با [بوسیله] سکایپ زنگ زدن
derelict ترک شده بوسیله مالک یا قیم
autogamy لقاح وباروری بوسیله گرده خودگل
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com