Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English
Persian
wire
خط اغاز یا پایان مسابقه
wires
خط اغاز یا پایان مسابقه
Other Matches
committee boat
قایق داوران در اغاز و پایان مسیر
unilinear
دارای تغییرات مسلسل از اغاز تا پایان
guard line
خط اغاز مسابقه شمشیربازی
pre game drills
تمرینهای قبل از اغاز مسابقه
bump start
اغاز مسابقه با هل دادن موتورسیکلت
barriers
نقطه اغاز مسابقه اسبدوانی مانع
barrier
نقطه اغاز مسابقه اسبدوانی مانع
approach
دورخیر دو کشتی گیر در اغاز مسابقه
approached
دورخیر دو کشتی گیر در اغاز مسابقه
approaches
دورخیر دو کشتی گیر در اغاز مسابقه
come off
پایان مسابقه
finishes
پایان مسابقه
finish
پایان مسابقه
formation
برنامه سازمان دفاعی یاتهاجمی در اغاز هر مسابقه
target captain
عضو تیم چهارنفره تیراندازی با تیر و کمان که ضمنا"دستور اغاز و پایان را میدهد
finish tape
نوار پایان مسابقه
finish yarn
نوار پایان مسابقه
starting post
تیری که در مسابقه دوجای اغاز و حرکت را نشان میدهد
night-watchman
توپزن پایان مسابقه کریکت
night watchman
توپزن پایان مسابقه کریکت
night-watchmen
توپزن پایان مسابقه کریکت
checkered flag
پرچم شطرنجی سفید و سیاه پایان مسابقه اتومبیلرانی
gun
اتش زدن تپانچه برای پایان مسابقه یا اغازمسابقات
guns
اتش زدن تپانچه برای پایان مسابقه یا اغازمسابقات
declare
پذیرفتن شکست قبل از پایان مسابقه کشتی گیر دفاعی
declares
پذیرفتن شکست قبل از پایان مسابقه کشتی گیر دفاعی
outrun
منطقه توقف در پایان مسابقه اسکی پیروزی بر حریف ویژه
declaring
پذیرفتن شکست قبل از پایان مسابقه کشتی گیر دفاعی
outruns
منطقه توقف در پایان مسابقه اسکی پیروزی بر حریف ویژه
outrunning
منطقه توقف در پایان مسابقه اسکی پیروزی بر حریف ویژه
overnight
مسابقهای که ثبت نام 27ساعت پیش از مسابقه پایان می یابد
checkpoints
علامتی در نزدیکی خط اغاز هرکدام از نقاط معین توقف در نوعی مسابقه دوصحرانوردی به کمک نقشه وقطبنما
checkpoint
علامتی در نزدیکی خط اغاز هرکدام از نقاط معین توقف در نوعی مسابقه دوصحرانوردی به کمک نقشه وقطبنما
check-points
علامتی در نزدیکی خط اغاز هرکدام از نقاط معین توقف در نوعی مسابقه دوصحرانوردی به کمک نقشه وقطبنما
eol
پایان خط پرچمی که بیان کننده پایان یک خط داده میباشد
face off
رویارویی دو حریف در اغاز رویارویی دو حریف در اغازبازی لاکراس اغاز بازی باپرتاب توپ واترپولو
terminated
پایان دادن پایان یافتن
terminate
پایان دادن پایان یافتن
terminates
پایان دادن پایان یافتن
dawning
اغاز اغاز شدن
dawned
اغاز اغاز شدن
dawns
اغاز اغاز شدن
dawn
اغاز اغاز شدن
skull practice
کلاس تعلیم فنون مسابقه جلسه مشورت درباره مسابقه
hooligan
مسابقه جبرانی در مسیرخاکی برای اتومبیلهایی که در مسابقه اصلی شکست خورده اند
hooligans
مسابقه جبرانی در مسیرخاکی برای اتومبیلهایی که در مسابقه اصلی شکست خورده اند
tug of war
مسابقه طناب کشی مسابقه برای برتری یافتن
sack race
مسابقه دو درحالیکه پای مسابقه دهنده در کیسه پیچیده
selling plater
اسب مسابقه قابل خرید پس از مسابقه
opener
مسابقه نخست ازدو مسابقه متوالی
senior
مسابقه گلف برای بازیگران بالاترازسن معین بازیگر سالمند مسابقه دو برای بالاترین سطح بدون شرط سنی
seniors
مسابقه گلف برای بازیگران بالاترازسن معین بازیگر سالمند مسابقه دو برای بالاترین سطح بدون شرط سنی
match play
مسابقه گلف بین دو نفر یا دوتیم مسابقه بولینگ بین دونفر
handicaps
مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
handicap
مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
stables
گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
stable
گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
initio
در اغاز
originationu
اغاز
initation
اغاز
inchoation
اغاز
get away
اغاز
onset
اغاز
primordium
اغاز
jump off
اغاز
instep
اغاز
commencement
اغاز
incipience or ency
اغاز
abinitio
از اغاز
kick off
اغاز
venue
اغاز
exordium
اغاز
authorship
اغاز
venues
اغاز
kick-off
اغاز
kick-offs
اغاز
initiation
اغاز
outset
اغاز
entrance
اغاز
entranced
اغاز
getaway
اغاز
origin
اغاز
origins
اغاز
entrances
اغاز
entrancing
اغاز
insteps
اغاز
inception
اغاز
beginning
اغاز
beginnings
اغاز
scratch line
خط اغاز
getaways
اغاز
terminus a que
اغاز
dragway
مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
dragstrip
مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
quadrangular meet
مسابقه شنای دورهای بین 4تیم مسابقه دورهای بین 4تیم با محاسبه مجموع امتیازهای فردی
initiate
اغاز کردن
debut
اغاز کار
alpha and omega
اغاز و فرجام
inaugurating
اغاز کردن
at first
در اغاز کار
inaugurates
اغاز کردن
inaugurate
اغاز کردن
inaugurated
اغاز کردن
inchoate
اغاز کردن
initiates
اغاز کردن
inaugurator
اغاز کننده
initiating
اغاز کردن
initiated
اغاز کردن
debuts
اغاز کار
commence
اغاز کردن
initialing
واقع در اغاز
initialled
واقع در اغاز
initialling
واقع در اغاز
at the start
در اغاز کار
uppermost
از اغاز از ابتدا
alpha
اغاز شروع
alphas
اغاز شروع
initials
واقع در اغاز
revival
اغاز رونق
initialed
واقع در اغاز
initial
واقع در اغاز
takeoff
اغاز پرش
commenced
اغاز کردن
commences
اغاز کردن
commencing
اغاز کردن
thru
از اغاز تاانتها
begin
اغاز کردن
begin
اغاز شدن
begins
اغاز کردن
begins
اغاز شدن
takeoffs
اغاز پرش
revivals
اغاز رونق
jump off
اغاز حمله
self initiated
خود اغاز
soft start
اغاز نرم
som
اغاز پیام
start bit
بیت اغاز
primed
درجه یک اغاز
prime
درجه یک اغاز
start of heading
اغاز سرفصل
start of message
اغاز پیام
push off
اغاز کردن
incipit
شروع و اغاز
nodal point
نقطه اغاز
introductive
اغاز کننده
initial point
نقطه اغاز
lead off
اغاز کردن
birth
اغاز زاد
birth
اغاز کردن
births
اغاز زاد
leadoff
اغاز ضربت
primes
درجه یک اغاز
launching
اغاز کردن
incept
اغاز کردن
wire to wire
از اغاز تا فرجام
to push off
اغاز کردن
from a to izzard
از اغاز تا انجام
start of taxt
اغاز متن
launch
اغاز کردن
launched
اغاز کردن
launches
اغاز کردن
to take to
اغاز نهادن
births
اغاز کردن
pullulate
اغاز توسعه نهادن
new departure
اغاز رویه تازه
originating
اغاز شدن یاکردن
originated
اغاز شدن یاکردن
originate
اغاز شدن یاکردن
staggers
خط اغاز مسیر هر دونده
staggering
خط اغاز مسیر هر دونده
corrosive attack
اغاز و توسعه خورندگی
kickoff
ضربه اغاز بازی
stagger
خط اغاز مسیر هر دونده
eras
اغاز تاریخ عصر
reoccupy
دوباره اغاز کردن
stages
قراردادن اتومبیل در خط اغاز
stage
قراردادن اتومبیل در خط اغاز
through
از اغاز تا انتها کاملا
multilaunching
اغاز بکار چندتایی
start bit
ذرهء اغاز نما
originates
اغاز شدن یاکردن
preface
اغاز پیش گفتار
prefaced
اغاز پیش گفتار
era
اغاز تاریخ عصر
to take arms
جنگ اغاز کردن
prefacing
اغاز پیش گفتار
set position
اماده در نقطه اغاز
upfield
نقطه اغاز بازی
kick off
ضربه اغاز بازی
jump the gum
خطا در اغاز پرش
prefaces
اغاز پیش گفتار
exordial
مربوط به اغاز یا مقدمه
christmas tide
هفتهای که اغاز ان 42دسامبراست
aurora
سرخی شفق اغاز
decadence
فساد اغاز ویرانی
grid start
حرکت اتومبیلها با هم در اغاز
initial boiling point
نقطه اغاز جوشش
hajime
اغاز مبارزه کاراته
flagman
پرچم دار خط اغاز
eolithic
متعلق به اغاز عصرسنگ
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com