English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 129 (9 milliseconds)
English Persian
coastline خط ساحلی
coastlines خط ساحلی
sea board خط ساحلی
strandline خط ساحلی
Search result with all words
offing اب ساحلی
links تپه ساحلی
inshore ساحلی
coaster کشتی ویژه خط ساحلی
coasters کشتی ویژه خط ساحلی
cove خور پناهگاه ساحلی دامنه کوه
coves خور پناهگاه ساحلی دامنه کوه
ports انواع بندرهای ساحلی شیارهای برجسته یا مجاری عبور روغن
offshore دور از ساحل قسمت ساحلی دریا
offshore در داخل دریا منطقه خارج از حدود ساحلی کشورها
dune توده شن ساحلی
quay دیوار ساحلی
quays دیوار ساحلی
piloting ناوبری در کنار ابهای ساحلی
piloting ناوبری در کنار ساحل ناوبری ساحلی و رودخانهای
marina تفرجگاه ساحلی
marinas تفرجگاه ساحلی
coastguard گارد ساحلی
coastguards گارد ساحلی
foreshore کمربند ساحلی
foreshores کمربند ساحلی
lido میعادگاه قشنگ ساحلی
lidos میعادگاه قشنگ ساحلی
shoreline خط ساحل یا خط ساحلی
shorelines خط ساحل یا خط ساحلی
territorial waters ابهای ساحلی
landing craft کرجی ساحلی
coastal ساحلی
barrier light نورافکن ساحلی
barrier reef مرجان سنگ ساحلی
battalion landing team تیم ساحلی گردان
beach diagram طرح نمودار بارانداز ساحلی طرح نمودار قسمت ساحلی
beach dump انبار موقت ساحلی
beach erosion فرسایش ساحلی
shore erosion فرسایش ساحلی
beach exit گذرگاه ساحلی
beach exit معبر ساحلی
beach face کمربند ساحلی
beach flag پرچم مشخصه ساحلی
beach group گروه خدمات ساحلی
beach group گروه خدمات بارانداز ساحلی گروه پیشرو یا یورتچی دریایی
beach head سر پل ساحلی
bridge head سر پل ساحلی
beach marker علامت یا وسیله مشخص کننده ساحل یا تاسیسات ساحلی شاخص خط ساحل
beach matting تور سیمی ساحلی
beach matting کف پوش ساحلی
beach minefield میدان مین ساحلی
beach obstacle مانع ساحلی
beach organization یکان ساحلی
beach organization یکان مسئول اداره اسکله قسمت ساحلی
beach party گروه ساحلی گروه شناسایی اسکله یا ساحل
beach patrol گشتی ساحلی
beach patrol نگهبان ساحلی
beach reserves ذخایر ساحلی
beach reserves ذخایر موجود دربارانداز ساحلی
beach support area منطقه پشتیبانی ساحلی
beach unit یکان مسئول اسکله یا خدمات ساحلی
beachmaster's unit یکان لجستیک ساحلی
boat telephone تلفن ساحلی
bridgehead line خط سر پل ساحلی
cabotage کشتی رانی ساحلی
cabotage تجارت ساحلی
cabotage کشتیرانی ساحلی
cabotage حمل ونقل ساحلی
cay تخته سنگ ساحلی درجزیره
coast defence پدافند ساحلی
coast pilot کتاب راهنمای ساحلی راهنمای ساحلی
coast station ایستگاه ساحلی
coastal artillery توپخانه ساحلی
coastal convoy ستونهای حمل و نقل ساحلی ستونهای حمل بار از کشتی به ساحل
coastal frontier حدود ساحلی
coastal frontier نوار مرزی ساحلی
coastal navigation, coasting حمل و نقل ساحلی
coastal patrol گشتی ساحلی
coastal refraction انعکاس ساحلی امواج رادیویی
coastal route مسیر ساحلی
coastal route راه ابی ساحلی
coastal zone منطقه ساحلی
coastel low قوانین مربوط به ابهای ساحلی
littoral law قوانین مربوط به ابهای ساحلی
contiguous zone منطقهای ازابهای متصل به ابهای ساحلی کشور را گویند که هرچند قواعد مربوط به ابهای ساحلی در مورد انها رعایت نمیشود ولی برای کشورمجاور در محدوده ان حقوق استیلایی خاص و محدودی وجود دارد
continental shelf حد ساحلی فلات قاره
continental shelf مقداری از خاک زیر اب دریا که از حاشیه ابهای ساحلی یک کشورشروع و به خطی که از ان اولین شیب تند قعر دریا اغاز میشود و ارتفاع ان باید بایداز سطح دریا 002 متر باشدختم میشود
costal frontier مرز ساحلی
costal frontier نوار مرزی ساحلی
daymark علامت ساحلی بدون چراغ فار دریایی روزانه
defense coastal area منطقه ساحلی مورد پدافند منطقه پدافندی ساحلی
freedom of seas ازادی رفت وامد کشتی ها در خارج ازابهای ساحلی کشور مجاوردر زمان صلح بدون اینکه کسی بتواند به نحوی از انحامعترض انها بشود
groyne سد یا دیواره ساحلی
inshore current جریانات ساحلی
inshore current جریان اب ساحلی
inshore water ابهای ساحلی
inshore water اب ساحلی
inshorepatrol گشتی ساحلی
intercoastal رفت و امد داخل مملکتی درون ساحلی درون مرزی
intermediate type submarine cable کابل ساحلی
intracoastal sealift سیستم حمل و نقل دریایی ساحلی در عملیات
land breeze باد ساحلی
layig up position موضع یا اسکله مخصوص تهیه سرپل ساحلی
laying up تهیه کردن سر پل دریایی تهیه سرپل ساحلی
Other Matches
shore patrol انتظامات ساحلی یا گشتی ساحلی
seasider ساحلی
over the beach operations عملیات ساحلی
sea dike دیوار ساحلی
shore boat تاکسی ساحلی
shore patrol پلیس ساحلی
shore patrol دژبان ساحلی
shore stablishment تاسیسات ساحلی
territorial sea دریای ساحلی
tidewater خط ساحلی کشند اب
martello قلعه ساحلی
littoral ناحیه ساحلی
out port ساحلی مورد استفاده سر پل
sanbar دیوار شنی ساحلی
levee دیواره ساحلی رودخانه
Goa ایالتی ساحلی در غرب هندوستان
phalarope مرغ ساحلی نوک دراز
tideland زمین ساحلی دستخوش جزرومد
shore party گروه پیشرو ساحلی درعملیات اب خاکی
surfbird مرغ ساحلی سواحل اقیانوس ارام
sea frontiers مرزبانی دریایی پایگاه فرماندهی دفاع ساحلی
willet مرغ ساحلی درشت اندام شبیه لک لک یا ماهیخوار
riviera ناحیه ساحلی فرانسه و ایتالیادر اطراف مدیترانه
polder زمین پست ساحلی که بوسیله سد بندی مزروع گردد
rill جوی کوچک شیارهای ساحلی دریا جاری شدن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com