Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 113 (6 milliseconds)
English
Persian
four yard line
خط فرضی 4 متر به موازات دوازه واترپولو
Other Matches
assumed grid
شبکه فرضی سیستم مختصات فرضی
assumed decimal point
ممیز فرضی نقطه اعشار فرضی
parallelism
موازات
water polo
واترپولو
poloist
بازیگر واترپولو
technical foul
به تاخیرانداختن بازی واترپولو
goal umpire
دروازه بان واترپولو
lateral route
جاده هایی که به موازات خط لجمن قرارداشته باشند
lateral water hazard
مانع برکهای به موازات مسیر گوی گلف
aileron station
فاصله ابتدای فلپ تا لبه ان به موازات تیرهای اتصال ان
cards
سوراخی که در موازات بلندترین لبه کارت قرار دارد
card
سوراخی که در موازات بلندترین لبه کارت قرار دارد
ordinary foul
خطای بازی بین المللی واترپولو
goal throw
پرتاب ازاد دروازه بان واترپولو
marine ball
نوعی واترپولو دراستخر کم عمق 02 در04 متر
technical foul
بازی با توپ واترپولو در حال ایستادن کف استخر
technical foul
خطای شروع بازی واترپولو پیش ازاعلام داور
square in
پاس با دویدن دریافت کننده توپ به جلو و تغییر مسیر به کنار و به موازات خط تجمع
false origin
مبنای مختصات فرضی مبنای فرضی
team handball court
مربع مستطیل 04 در 02 متر که باخطی به موازات خط دروازه به دو قسمت تقسیم شده وهر منطقه یک دروازه دارد
bar automatic
میله فولادی که به موازات ریل راه اهن کشیده میشودو وقتی که چرخ قطاری روی ان قرار می گیرد نقاط توقف و موقعیت را مشخص می نماید
phantom line
خط فرضی
hypothetial
فرضی
hypothetic
فرضی
suppositional
فرضی
suppositive
فرضی
suppisitive
فرضی
presumptive title
حق فرضی
assumptive
فرضی
imaginary
فرضی
hypothetical
فرضی
obligatory
فرضی
presumptive
فرضی
assumed
فرضی
theoretical
فرضی
supposed
فرضی
an imaginary line
خط فرضی
agonic line
خط فرضی
persumptive death
موت فرضی
line of scrimmage
خط فرضی تجمعی
presumptive title
سمت فرضی
presumption of death
موت فرضی
notional income
درامد فرضی
supposed death
موت فرضی
presumed death
موت فرضی
suppositious
فرضی خیالی
supposition
فرضی انگاشتی
fictitious thickness
ضخامت فرضی
assumed name
نام فرضی
implied trust
مسئولیت فرضی
suppositions
فرضی انگاشتی
theoretical competition
رقابت فرضی
supposedly
بطور فرضی
presumptive
فرضی احتمالی
arbitrary control
کنترل فرضی
john done
اسم فرضی
hypothetical construct
سازه فرضی
hypostatic
اصلی- فرضی
assumed azimuth
گرای فرضی
hypothetical case
دعوی فرضی
assumed mean
میانگین فرضی
fictitious thickness
ضخامت فرضی
assumed orientation
توجیه فرضی
assumed position
موضع فرضی
dead reckoning
نقطه فرضی
dead reckoning
محل فرضی
out of bounds
خارج از خط کناری یا پایان یا خط دروازه توپ خارج از میدان واترپولو توپ مرده
conceptual nervous system
دستگاه عصبی فرضی
cone of scape
مخروط فرضی در اگزوسفر
hypotheses
قضیه فرضی نهشته
rule of thumb
حساب تخمینی و فرضی
hypothesis
قضیه فرضی نهشته
fictitious force
نیروی فرضی
[فیزیک]
warrant of presumed death
حکم موت فرضی
differential ballistic wind
باد بالیستیکی فرضی
presumption of the death decree
حکم موت فرضی
presumption of death decree
حکم موت فرضی
agonic line
خط فرضی روی نقشه
offside line
خط فرضی موازی با دروازه
implied malice
سوء نیت فرضی
hypothetico deductive method
روش فرضی- قیاسی
home whistle
امتیاز واقعی یا فرضی
ideals
نمونه کامل فرضی
intervening variable
متغیر فرضی رابط
assumed grid
شبکه بندی فرضی
ideal
نمونه کامل فرضی
hypostasis
موجود فرضی حالت تعلیق
head string
خط عرضی فرضی وسط میزبیلیارد
graviton
واحد بنیادی فرضی گرانش
arbitrary control
کنترل با استفاده از گرایامختصات فرضی
lay line
خط فرضی مسیر قایق به مقصد
assumed orientation
توجیه فرضی وسایل نقشه برداری
It is quite a hypothetical case .
این یک قضیه کاملا" فرضی است
tabula rasa
مرحله فرضی فکری خالی ازافکاروتخیلات
long string
خط فرضی از وسط طول میزکیسه دار بیلیارد
data line
خط فرضی که نمایشگر حدفاصله بین دو روز عملیات میباشد
Utopias
دنیای فرضی که در ان همه چیز در حداعلی نیکو است
Utopia
دنیای فرضی که در ان همه چیز در حداعلی نیکو است
purpuric acid
اسید فرضی که نمک های آن ارغوانی رنگ هستند
goal judge
داور پشت دروازه لاکراس داور دروازه واترپولو
face off
رویارویی دو حریف در اغاز رویارویی دو حریف در اغازبازی لاکراس اغاز بازی باپرتاب توپ واترپولو
telegony
انتقال فرضی صفات ونفوذاخلاقی شوهر اول در بچههای زن از شوهران بعدی
bomb release line
خط فرضی دور هدف که هواپیما بمب خود را داخل ان رها میکند
yard line
خطوط واقعی یا فرضی روی زمین فوتبال امریکایی بعرض یک یارد از یکدیگر
yard marker
خطوط فرضی یا واقعی روی زمین فوتبال امریکایی بعرض یک یارد از یکدیگر
isallobaric
خط فرضی که نقاط دارای فشار جوی مساوی در زمان معینی رانشان میدهد
isallobar
خط فرضی که نقاط دارای فشار جوی مساوی در زمان معینی رانشان میدهد
point of fall
نقطه فرود گلوله به زمین به طور فرضی که با دهانه لوله در یک افق قرار دارد
rhumb line
خط فرضی روی کره زمین که همه نصف النهارها را تحت زاویه یکسان قطع میکند
chapman region
منطقه فرضی در لایههای فوقانی اتمسفر که توزیع دانسیته الکترونها در ان باتغییرات ارتفاع قابل پیش بینی است
talweg
خط فرضی موجوددر رود یا نهر که اگر این رود یا نهر بین دو کشورمشترک باشد خط مذکور مرزان دو محسوب خواهد شد
implied trust
امانت فرضی حالتی است که کسی به حکم مندرج در قانون و یاجمع شدن شرایطی که قانون پیش بینی کردن عنوان امین می یابد و یا در موردی مسئول تلقی میشود بدون انکه شخصا" به این امرتمایل داشته باشد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com