English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 218 (34 milliseconds)
English Persian
unfrock خلع لباس کردن
Search result with all words
dress لباس درست کردن موی سر پانسمان کردن
dress درست کردن لباس
dresses لباس درست کردن موی سر پانسمان کردن
dresses درست کردن لباس
flounce چین دار کردن حاشیه لباس
flounced چین دار کردن حاشیه لباس
flounces چین دار کردن حاشیه لباس
flouncing چین دار کردن حاشیه لباس
able لباس پوشاندن قوی کردن
abler لباس پوشاندن قوی کردن
ablest لباس پوشاندن قوی کردن
dry clean لباس را بابخار تمیز کردن
personate در لباس عوضی رل نمایش را بازی کردن
take off (clothes) <idiom> پاک کردن(لباس)
try on <idiom> امتحان کردن لباس
hang out پهن کردن لباس [روی بند لباس]
accessorize اضافه کردن وسایل جانبی و تزئینات به لباس و اتاق و غیره
Other Matches
to dress [put on your clothes or particular clothes] لباس پوشیدن [لباس مهمانی یا لباس ویژه] [اصطلاح رسمی]
motley مختلط لباس رنگارنگ دلقک ها لباس چهل تکه
life jacket لباس نجات لباس چوب پنبهای
steam irons ماشین بخار لباس شویی دستگاه بخار لباس شویی
steam iron ماشین بخار لباس شویی دستگاه بخار لباس شویی
uniform لباس متحدالشکل لباس نظامی متحدالشکل
uniforms لباس متحدالشکل لباس نظامی متحدالشکل
out fit لباس
rosette گل لباس
donkey jacket لباس
attire لباس
rosettes گل لباس
dressings لباس
costume لباس
dressing لباس
untented بی لباس
flannels لباس
flannel لباس
clobbered لباس
costumes لباس
acoutrement لباس
bathhouse لباس کن
garb لباس
oilskins لباس ضد اب
nightgowns لباس شب
clobbers لباس
frou frou خش خش لباس
clobbering لباس
nightgown لباس شب
clobber لباس
costume لباس
bibandtucker لباس
accouterments لباس
accouterment لباس
clothing لباس
costumes لباس ها
evining dress لباس شب
vestment لباس
vesture لباس
outwall لباس تن
tux لباس رسمی
slashed چاک لباس
dressing gowns لباس خواب
dressing gown لباس خواب
slashes چاک لباس
rainwear لباس بارانی
thing لباس موجود
disrobing لباس دراوردن
tunicle لباس کوتاه
robe de chambre لباس خانه
disrobes لباس دراوردن
vestment لباس رسمی
liveried دارای لباس
uniform of the day لباس فصل
underclothing لباس زیر
water suit لباس ضد فشار اب
liveries لباس مستخدم
print dress لباس چیتی
tether لباس ردیاب
electronic tag لباس ردیاب
livery لباس مستخدم
ankle bracelet لباس ردیاب
ankle monitor لباس ردیاب
slash چاک لباس
braw جوش لباس
the long robe لباس قضائی
antiblackout suit لباس ضد فشار اب
tuxedos لباس رسمی
survival suit لباس نجات
clothes tree چنگک لباس
lap دامن لباس
clothier لباس فروش
academicals لباس دانشگاهی
academic costume لباس دانشگاهی
tuxedo لباس رسمی
regimental لباس نظامی
asbestos kit لباس نسوز
battle dress لباس ضدگلوله
to dress up لباس پوشیدن
silk لباس ابریشمی
plain لباس غیرنظامی
plainer لباس غیرنظامی
plainest لباس غیرنظامی
plains لباس غیرنظامی
costume لباس محلی
gash خوش لباس
costumes لباس محلی
gashed خوش لباس
gashes خوش لباس
gashing خوش لباس
to a onself لباس زیباپوشیدن
garb لباس پوشانیدن
regimental لباس هنگ
pinning گیره لباس
uniform لباس یک شکل
uniform لباس فرم
rig لوازم لباس
slip-ons لباس گشاد
zippers زیب لباس
zipper زیب لباس
rigged لوازم لباس
rigs لوازم لباس
nightclothes لباس خواب
toggery لباس فروشی
nightdresses لباس خواب
tou book لباس تکواندو
uniforms لباس فرم
ski suit لباس اسکی
pinned گیره لباس
wet suits لباس غواصی
wet suit لباس غواصی
doff لباس کندن
doffed لباس کندن
dry suit لباس غواصی
doffing لباس کندن
doffs لباس کندن
pin گیره لباس
slip on لباس گشاد
uniforms لباس یک شکل
smoking jacket لباس اسموکینگ
slopwork لباس دوخته
slack suit لباس راحتی
nightdress لباس خواب
disrobed لباس دراوردن
sportswear لباس راحت
knock about clothes لباس کار
disguised لباس مبدل
kiyi برس لباس
woolly : لباس پشمی
woolliest : لباس پشمی
disguises لباس مبدل
woollies : لباس پشمی
woollier : لباس پشمی
disguising لباس مبدل
wooliest : لباس پشمی
woolies : لباس پشمی
woolier : لباس پشمی
tog لباس پوشیدن
disguise لباس مبدل
khaki لباس نظامی
exposure suit لباس محافظ
sportswear لباس خودمانی
dresses لباس پوشیدن
mab لباس ژولیده
suit لباس دادن به
wearer پوشنده لباس
suited لباس دادن به
dress لباس پوشیدن
flashproof لباس ضد شعله
Clinging clothes. Tight-fitting dress. لباس چسب تن
laundress لباس شوی زن
launderer لباس شوی
suits لباس دادن به
Full dress. Formal dress. لباس رسمی
undergarment لباس بزیر
fearnought suit لباس نسوز
gaberdine لباس پوشش
gown روپوش لباس شب
undresses لباس کندن
garderobe اشکاف لباس
gowns روپوش لباس شب
undress لباس کندن
put on <idiom> لباس پوشیدن
haute couturer طراح لباس
habilitate لباس پوشیده
habiliments لباس مخصوص
habiliment لباس زیبا
fancy dress لباس بالماسکه
gratuitous issue لباس پیشکش
undressing لباس کندن
masquerade لباس مبدل
skirt دامن لباس
masquerading لباس مبدل
underwear لباس زیر
masquerades لباس مبدل
underclothes لباس زیر
finical خوش لباس
flight gear لباس پرواز
undergarments لباس بزیر
masqueraded لباس مبدل
skirts دامن لباس
skirted دامن لباس
seam درز لباس
seams درز لباس
lapped دامن لباس
pajama لباس خواب
hangers چنگک لباس
night robe لباس خواب
habit لباس روحانیت
neckline گردن لباس
necklines گردن لباس
rag لباس مندرس
rags لباس مندرس
tights لباس تنگ
clothes جامه لباس
driss uniform لباس رسمی
hanger چنگک لباس
attire لباس پوشاندن
disguisedly با لباس مبدل
knitwear لباس کشباف
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com