English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 118 (7 milliseconds)
English Persian
plasticity خمیری نرمی
Search result with all words
plasticity حالت خمیری پلاستیسیته حالت نرمی
Other Matches
plastic analysis محاسبه درمحیط خمیری روش واکافت خمیری فراکافت خمیری
plasticity index شاخص خمیری نشانه حالت خمیری
pulpous خمیری
pultaceous خمیری
doughy خمیری
pasty خمیری
doughiest خمیری
pasties خمیری
plastic limit حد خمیری
doughier خمیری
pastiness حالت خمیری
plastic consistency پایداری خمیری
plasticity index نمایه خمیری
doughiness حالت خمیری
plastic mortar ملات خمیری
plasticity index اندیس خمیری
plastic خمیری مومینه
plastic bomb بمب خمیری
plastic bombs بمب خمیری
pulp حالت خمیری
plastic خمیری شکل
plastic خمیری نرم
pasted plate صفحه باتری خمیری
faure plate صفحه باتری خمیری
pulpiness خاصیت خمیری یاگوشتی
plastic deformation تغییر شکل خمیری
collapse design محاسبه در محیط خمیری
plastic metal deformation تغییر شکل خمیری فلز
plastic خرج خمیری شکل پلاستیکی
crumby مانند مغز نان خمیری
composition a خرج خمیری شکل ا یا ب ترکیب ا
crummiest مانند مغز نان خمیری
crummier مانند مغز نان خمیری
crummy مانند مغز نان خمیری
stollen نان خمیری شیرین حاوی میوه وخشکبار
lenience نرمی
lenity نرمی
limpness نرمی
litheness نرمی
milkiness نرمی
oiliness نرمی
looseness نرمی
lubricity نرمی
mushiness نرمی
lubricous نرمی
mansuetude نرمی
peachiness نرمی
spooniness نرمی
unction نرمی
pulpiness نرمی
suavity نرمی
subtilty نرمی
suppleness نرمی
tractability نرمی
waxiness نرمی
pliability نرمی
silkiness نرمی
sleekness نرمی
smoothly به نرمی
facileness نرمی
ductility نرمی
downiness نرمی
doughiness نرمی
benignancy نرمی
softly به نرمی
smoothness نرمی
pliantly به نرمی
placably به نرمی
limply به نرمی
leniency نرمی
leniently به نرمی
mildly به نرمی
gloss : نرمی
softness نرمی
mildness نرمی
fineness نرمی
sweetness نرمی
flabbiness نرمی
flagginess نرمی
flexibly به نرمی
laxly به نرمی
fluffiness نرمی
flexility نرمی
flimsiness نرمی
osteomalacia نرمی استخوان
amenities نرمی ملایمت
rickets نرمی استخوان استخوان نرمی
reckets نرمی استخوان
reckets استخوان نرمی
amenity نرمی ملایمت
flow حرکت به نرمی
mellowness نرمی رسیدگی
facilely به نرمی ماهرانه
flowed حرکت به نرمی
flows حرکت به نرمی
pash یورش نرمی
creep ductility نرمی خزش
toughness index شاخص نرمی
softening point نقطه نرمی
She has a soft voice صدای نرمی دارد
fineness modulus مدول ریزی و نرمی
fineness of lime نرمی و ریزی اهک
fineness modulus مدول نرمی و ریزی
plasticity حالت پلاستیکی نرمی
malleability باخاصیت چکش خواری نرمی
ricketiness دچاری به نرمی استخوان لغزندگی
scumble نرمی حاصله در اثر سایس یامالش
holystone سنگ شنی نرمی که با ان عرشه کشتی را میشویند
great dane نوعی سگ بزرگ وقوی که دارای پوست نرمی است
brie پنیر نرمی که بوسیله کفک رسیده شده باشد
gibus کلاه نرمی که دراپرابرسرمیگذارندبرای اینکه هرچه بران مشت بزنند
textile زیر دست [احساس نرمی یا زبری فرش بدون توجه به طرح و رنگ آن]
pastil خمیری که برای بخور دادن بکاررود بخور
pastile خمیری که برای بخور دادن بکاررود بخور
pastille خمیری که برای بخور دادن بکاررود بخور
pastilles خمیری که برای بخور دادن بکاررود بخور
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com