Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (25 milliseconds)
English
Persian
hypnotised
خواب هیپنوتیزم کردن
hypnotises
خواب هیپنوتیزم کردن
hypnotising
خواب هیپنوتیزم کردن
hypnotize
خواب هیپنوتیزم کردن
hypnotized
خواب هیپنوتیزم کردن
hypnotizes
خواب هیپنوتیزم کردن
hypnotizing
خواب هیپنوتیزم کردن
Other Matches
hypnoid
نومی شبیه خواب یا خواب هیپنوتیزم
hypnoidal
نومی شبیه خواب یا خواب هیپنوتیزم
hypnosis
خواب هیپنوتیزم
hypnogenesis
ایجاد خواب هیپنوتیزم
mesmerist
متخصص علم هیپنوتیزم خواب کن
hypnogenetic
ایجاد کننده خواب هیپنوتیزم
hypnotism
علم هیپنوتیزم یاطریقه خواب اوری مصنوعی
mesmerized
هیپنوتیزم کردن
mesmerize
هیپنوتیزم کردن
mesmerizes
هیپنوتیزم کردن
mesmerising
هیپنوتیزم کردن
mesmerizing
هیپنوتیزم کردن
mesmerises
هیپنوتیزم کردن
mesmerised
هیپنوتیزم کردن
hypnotization
هیپنوتیزم کردن
somnambulist
کسیکه در خواب راه میرود وابسته به راهروی درخواب خواب گرد
the early bird catches the worm
<proverb>
کسی که بر سر خواب سحر شبیخون زد هزار دولت بیدار را به خواب گرفت
narcolepsy
حالت خواب الودگی ومیل شدیدبه خواب
night gown
جامه خواب زنان و کودکان پیراهن خواب
mafrash
مفرش
[واژه عربی به معنی خوابگاه و یا کیسه خواب می باشد و حالت تزئینی داشته، اطراف تشک خواب و یا جای استراحت را می پوشاند.]
hypnotic
هیپنوتیزم
neurypnology
هیپنوتیزم
mesmerism
هیپنوتیزم
mesmerising
هیپنوتیزم شدن
autohypnosis
هیپنوتیزم خود
mesmerizing
هیپنوتیزم شدن
mesmerize
هیپنوتیزم شدن
hypnotist
هیپنوتیزم کننده
mesmerizes
هیپنوتیزم شدن
cataplexy
هیپنوتیزم حیوانی
mesmerized
هیپنوتیزم شدن
mesmerised
هیپنوتیزم شدن
mesmerises
هیپنوتیزم شدن
self hypnosis
هیپنوتیزم خود
hypnagogic
خواب اور خواب کننده
morpheus
الهه خواب خواب پرور
somnific
خواب اور خواب الود
hypnogogic
خواب اور خواب کننده
dreamier
خواب مانند خواب الود
dogsleep
خواب زودبر خواب دروغی
dreamy
خواب مانند خواب الود
dreamiest
خواب مانند خواب الود
dehypnotize
از حالت هیپنوتیزم خارج شدن
to put to bed
خواب کردن
sopite
خواب کردن
to rock to sleep
خواب کردن
to lull to sleep
خواب کردن
drowsing
خواب الود کردن
drowses
خواب الود کردن
wakes
از خواب بیدار کردن رد پا
drowsed
خواب الود کردن
waked
از خواب بیدار کردن رد پا
hypnotizing
بطورمصنوعی خواب کردن
hypnotising
بطورمصنوعی خواب کردن
siesta
خواب بعدازفهر کردن
hypnotised
بطورمصنوعی خواب کردن
hypnotize
بطورمصنوعی خواب کردن
siestas
خواب بعدازفهر کردن
hypnotized
بطورمصنوعی خواب کردن
hypnotizes
بطورمصنوعی خواب کردن
wake
از خواب بیدار کردن رد پا
hypnotises
بطورمصنوعی خواب کردن
get off to sleep
خواب کردن خواباندن
drowse
خواب الود کردن
to charm asleep
با افسون خواب کردن
to break the sleep
از خواب بیخواب کردن
rises
از خواب برخاستن طغیان کردن
rise
از خواب برخاستن طغیان کردن
night dress
جامه خواب پیراهن خواب خواب جامه
drowze
چرت زدن خواب الود کردن
maunder
بطور خواب الود وسرگردان حرکت کردن
He is fast asleep.
خواب خواب است
to have pins and needles
مور مور کردن
[در اثر خواب رفتگی]
napping
خواب
dreamed
خواب
asleep
خواب
dream
خواب
sleeps
خواب
dreaming
خواب
dreams
خواب
noctambulism
خواب
naps
خواب
noctambulation
خواب
shut-eye
خواب
sleep
خواب
napped
خواب
bedfellows
هم خواب
sleeping
خواب
bedfellow
هم خواب
isocline
هم خواب
floor gully
کف خواب
post dormitum
پس خواب
watchfulness
بی خواب
nap
خواب
sleepless
بی خواب
nightdresses
لباس خواب
sopor
خواب عمیق
sleeping pills
قرص خواب
dreamful
خواب مانند
sleeping pill
قرص خواب
slumbers
خواب سبک
sleeping sickness
مرض خواب
slumbering
خواب سبک
get off to sleep
خواب رفتن
slumbered
خواب سبک
dressing gowns
لباس خواب
dressing gown
لباس خواب
nightclothes
لباس خواب
slumber
خواب سبک
nightdress
لباس خواب
nightshirts
پیراهن خواب
night robe
لباس خواب
opiate
خواب اور
opiates
خواب اور
night suit
جامه خواب
hypnosis
خواب در اثرتلقین
hypnosis
خواب مصنوعی
slumbrous
خواب الود
slumbrous
خواب اور
slumbery
خواب الود
cataplexy
خواب حیوانی
night gown
خواب جامه
narcitic
خواب اور
bedroom
اطاق خواب
nightshirt
پیراهن خواب
nightlights
چراغ خواب
nightlight
چراغ خواب
bedrooms
اطاق خواب
the new of dreams
عالم خواب
drowsiness
خواب الودگی
dream reader
خواب تعبیرکن
sleeping room
اطاق خواب
sleepers
خواب رونده
somniferous
خواب اور
profound sleep
خواب سنگین
somnifugous
خواب زدا
nap
خواب نیمروز
napped
خواب نیمروز
to fall asleep
به خواب رفتن
terrace
بهار خواب
terraces
بهار خواب
dreamlike
خواب مانند
lights out
ساعت خواب
to doze off
به خواب رفتن
somnifacient
خواب الود
somnambulism
خواب گردی
pile
خواب پارچه
night clothes
جامه خواب
sleeper
خواب رونده
somnambulation
خواب گردی
piled
خواب پارچه
somnambulistic
خواب گرد
somnifacient
خواب اور
an interpreter of dreams
خواب تعبیر کن
noctambulant
در خواب راه رو
narcolepsy
حمله خواب
lay
خواب طناب
oneirocritic
خواب تعبیر کن
siesta
خواب نیمروز
fluff
خواب پارچه
fluffed
خواب پارچه
drowsihead
خواب الودگی
fluffing
خواب پارچه
fluffs
خواب پارچه
predormitum
پیش خواب
somnolism
خواب مصنوعی
somnolence
خواب الودگی
to oversleep oneself
خواب ماندن
naps
خواب نیمروز
drowsihead
سنگینی خواب
lays
خواب طناب
narcosis
خواب شیمیایی
dreamt
خواب دیدن
siestas
خواب نیمروز
napping
خواب نیمروز
dogsleep
خواب سبک
Beauty sleep .
خواب ناز
slumbery
خواب اور
overslept
خواب ماندن
antihypnotic
خواب شکن
hypnos or nus
رب النوع خواب
uprise
از خواب برخاستن
oversleep
خواب ماندن
somniloquy
خواب گفتاری
sleep talking
خواب گفتاری
watchful
بی خواب دقیق
hypnopompic hallucination
توهم پس خواب
dortour
اتاق خواب
sleep spindles
دوکهای خواب
hypnopompic
خواب و بیدار
wool-gathering
خواب و خیال
footsack
کیسه خواب
somnolent
خواب الود
sleeplike
مثل خواب
steeped in slumber
مست خواب
Womens dreams go by contraries.
خواب زن چپ است
plushier
خواب دار
sleepiness
خواب الودی
hypersomnia
خواب زدگی
coved cornice
قرنیز کف خواب
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com