Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 71 (5 milliseconds)
English
Persian
the a of a book
خوانندگان کتابی
Other Matches
choir
دسته خوانندگان
choral
دسته خوانندگان
choir
گروه خوانندگان
chorale
دسته خوانندگان
quire
دسته خوانندگان
choric
وابسته بدسته خوانندگان
chorusing
هم سرایی کردن دسته خوانندگان
chorale
دسته سرایندگان مجموعه خوانندگان
chorus
هم سرایی کردن دسته خوانندگان
chorused
هم سرایی کردن دسته خوانندگان
choruses
هم سرایی کردن دسته خوانندگان
choristers
اوازه خوان جزو دسته خوانندگان
octet
دسته خوانندگان یانوازندگان هشت نفری
chorister
اوازه خوان جزو دسته خوانندگان
karaite
عضو تیرهای ازیهودکه تنهانص توریه راقبول دارند....یعنی خوانندگان
agony aunt
شخصیکهدر ستونیاز روزنامه مطلبمینویسد کهدر آن پاسخ مشکلات و نامههای خوانندگان طرح میشود
by the book
کتابی
bookman
کتابی
literay
کتابی
bookish
کتابی
literary
کتابی
scribal
کتابی
carpenter stopper
خفت کتابی
Duch arch
قوس کتابی
credenza
قفسه یا جا کتابی
edition
[ed.]
[of a book]
ویرایش
[کتابی]
book learning
علم کتابی
edition
[ed.]
[of a book]
چاپ
[کتابی]
To bind a book.
کتابی را جلد کردن
purview of a book
انچه کتابی فرامیگیرد
when reading a book
در حال خواندن کتابی
book move
حرکت کتابی شطرنج
needle book
سوزن دان کتابی
bookplayer
شطرنج باز کتابی
delectus
کتابی که پارههای برگزیده
flex x
خرج انفجار کتابی
to inset a sheet in a book
برگی را در کتابی گذاشتن
with out book
برون سند کتابی ازبر
the forthcoming book
کتابی که به زودی به فروشگاه می آید
versions
کتابی که ترجمه کتاب دیگرباشد
to wade through a book
بکندی وزحمت کتابی راخواندن
version
کتابی که ترجمه کتاب دیگرباشد
he presented abook to me
کتابی بمن پیشکشی کرد
book draw
تساوی کتابی یا تئوریک شطرنج
to license a book
اجازه چاپ کتابی را دادن
he presented me with a book
کتابی بمن پیشکشی کرد
i had never seen such a book
من هرگز چنین کتابی ندیده ام
interpolator
کسیکه عبارات قلب در کتابی می افزاید
pedantry or pedantism
پیروی ازعلم کتابی یا قواعد نظری
scissors and paste
تالیف کتابی با برشهای کتابهای دیگر
to put any one through a book
کسیرا وادار بخواندن کتابی کردن
booklore
علم کتابی معلومات ناشی از مطالعه کتاب
interleaf
برگ سفید که لای برگهای کتابی بگذارند
to read a book
کتابی را دوباره وسه باره خواندن یامرورکردن
interleave
برگ سفید لای صفحات کتابی گذاشتن
rubricator
کسیکه عنوانهای کتابی رابخط قرمز مینویسد
sexto
کتابی که هر برگ انرا 6بارتاه زده باشند
grangerism
ارایش کتابی باموادچاپی یاعکس هایی که ازکتابهای دیگرببرند
what not
قفسه گنجه طاقچه دار کتاب دان جا کتابی
accession number
نمره مسلسل کتابی که به کتب کتابخانه افزوده میشود
to prefix a chapter to a book
فصلی بطور دیباچه یا مقدمه در جلو کتابی نوشتن
Netscape Navigator
یکی از جستجوگران معروف www که هنوز هم در بازار مط رح است شامل خصوصیات بسیاری از قبیل خوانندگان جدید و نیز تامین برنامههای java است
A to Z
کتابی حاوی اطلاعات مربوط به نقشه راههای یک شهر یا ناحیه مشخص
White Paper
کتابی که حکومت یک کشور جهت تشریح یااعلام بعضی مسائل منتشرمیکند
White Papers
کتابی که حکومت یک کشور جهت تشریح یااعلام بعضی مسائل منتشرمیکند
glossarist
کسی که در پایان کتابی فهرست یا فرهنگی برای لغات دشوار ان تهیه میکند مفسر
twelvemo
کتابی که یک ورق ان یک دوازدهم ورق بزرگ چاپی باشد
duodecimo
کتابی که یک ورق ان یک دوازدهم ورق بزرگ چاپی باشد
epitomist
شخصی که کتابی را خلاصه کند خلاصه نویس
blue book
کتابی است که وزارت امور خارجه هرکشور هر چند سال یک مرتبه منتشر و مسائل سیاسی عنوان شده در طی ان چندسال را تجزیه و تحلیل وروشن میکند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com