Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 117 (6 milliseconds)
English
Persian
Touché!
خوب تلافی کردی!
[در بحثی]
Other Matches
kurdish
کردی
orbicularity
کردی
You did well. Good for you.
خوب کردی
inside kick and overarm control
لنگ کردی
kurdistan
قالیچه کردی
How much did you spend?
تو چقدر خرج کردی؟
You have piqued my interest in ...
تو من را به ... علاقه مند کردی.
Touché!
خوب مقابله کردی!
[در بحثی]
to live extempore
کردی خوردی زندگی کردن
There you go again !
باز که دوباره شروع کردی !
What was your net profit?
خرج دررفته چقدر منفعت کردی ؟
It was wrong of you to take the bicycle .
کار غلطی کردی که دوچرخه را برداشتی
He is not such a fool as you assuoed .
آنطور که فرض کردی احمق نیست
I feel relieved because of that issue!
خیال من را از این بابت راحت کردی!
Tell me how you escaped?
بگو ببینم چطور فرار کردی ؟
what have you
[ gone and]
done now!
حالا دیگه چه فوزولی
[شیطنتی]
کردی!
Did you ever find that pen you lost ?
قلمت که گم شده بود پیدا کردی ؟
Tell me hpw you escaped.
برایم بگه چطور فرار کردی
You pulled a fast one. That was a neat trick you played.
خوب حقه زدی ( سوار کردی )
I wI'll show you! Who do you think you are ?I know how to handle (treat) people like you !
خیال کردی! خیالت رسیده ! ( درمقام تهدید )
What have you been up to this time?
حالا دیگر چه کار کردی ؟
[کاری خطا یا فضولی]
amends
تلافی
marque
تلافی
tits
تلافی
tit
تلافی
vindictive
تلافی
wanion
تلافی
retribution
تلافی
greet
تلافی
greeted
تلافی
greets
تلافی
retaliation
تلافی
incidence
تلافی
reprisal
تلافی
compensations
تلافی
compensation
تلافی
reprisals
تلافی
to make r.
تلافی کردن
rewardable
مزد تلافی
retortion
تلافی بعین
retortion
تلافی عینی
to make reprisal
تلافی کردن
to make reprisal
تلافی در اوردن
by way of reciprocation
در تلافی
[کاری]
in return
در تلافی
[کاری]
retaliate
تلافی کردن
wrathful
تلافی دراوردن
wrathful
تلافی کردن
retaliator
متضمن تلافی
retaliative
تلافی کننده
reciprocates
تلافی کردن
restitution
جبران تلافی
repay
تلافی پس دادن به
pays
تلافی کردن
paying
تلافی کردن
repaying
تلافی پس دادن به
repays
تلافی پس دادن به
reward
مزد تلافی
rewarded
مزد تلافی
rewards
مزد تلافی
retaliating
تلافی کردن
retaliates
تلافی کردن
retaliated
تلافی کردن
reciprocated
تلافی کردن
recoup
تلافی کردن
recouped
تلافی کردن
recouping
تلافی کردن
avenge
تلافی کردن
avenged
تلافی کردن
avenges
تلافی کردن
avenging
تلافی کردن
reciprocate
تلافی کردن
vindictive
تلافی کننده
recompensed
جبران تلافی
recompenses
جبران تلافی
recompense
جبران تلافی
recoups
تلافی کردن
compensator
تلافی کننده
reprisal
تلافی کردن
reprisals
تلافی کردن
pay
تلافی کردن
recompensing
جبران تلافی
reward
سزا تلافی کردن
reprise
خرج تلافی کردن
retort
جواب متقابل تلافی
rewarded
سزا تلافی کردن
to pay home
تلافی کامل کردن
rewardable
سزا تلافی کردن
to take vengeance on a person
تلافی برکسی دراوردن
retorts
جواب متقابل تلافی
rewards
سزا تلافی کردن
i will return his kindness
مهربانی او را تلافی خواهم کرد
i repaid his kindress in kind
مهربانی او را عینا` تلافی کردم
serve one out
تلافی بسر کسی دراوردن
to serve one out
تلافی بسر کسی دراوردن
to pay out
تنبیه کردن تلافی دراوردن
unrequited
بدون تلافی یا عمل متقابل
i paid him out well
خوب تلافی بسرش دراوردم
to give one his revenge
فرصت جبران یا تلافی بحریف دادن
to take vengeance on any one
تلافی بر سر کس در اوردن از کسی انتقام گرفتن
congruous
درخور درست تلافی کننده یاجفت شونده
Damn it, you are late again!
لعنتی باز تو دیر کردی.
[دیر آمدی]
to get one's own back
تلافی برسر کسی دراوردن باکسی برابر شدن
She's done so much for us, we need to repay her somehow.
او
[زن]
این همه به ما کمک کرد. یکجوری باید تلافی بکنیم.
Kurdish rug
فرش کردی
[مناطق بافت به صورت پراکنده بوده و بافته های آن نیز تمایز خاصی از نظر نقشه با دیگر شهرها ندارند. در آن از لچک ترنج گرفته تا افشان و هراتی بافته می شود.]
reciprocates
تلافی کردن عمل متقابل کردن
reciprocate
تلافی کردن عمل متقابل کردن
retaliation
تلافی کردن مقابله کردن به مثل
reciprocated
تلافی کردن عمل متقابل کردن
Anatolia
منطقه آناتولی که بین دریای سیاه و دریای مدیترانه قرار داشته و یکی از مراکز عمده قالیبافی ترکی، کردی، ارمنی و یونانی است. بیشتر به بافت فرش با گره ترکی معروف بوده و به دوران سلجوقیان باز می گردد.
countering
مقابله کردن تلافی کردن
countered
مقابله کردن تلافی کردن
counter
مقابله کردن تلافی کردن
compensate
جبران کردن تلافی کردن تصحیح کردن
compensates
جبران کردن تلافی کردن تصحیح کردن
compensated
جبران کردن تلافی کردن تصحیح کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com