English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
earing خوشه بندی
Other Matches
bunch خوشه
bunched خوشه
beard خوشه
clumps خوشه
clumping خوشه
clumped خوشه
clump خوشه
virgo خوشه
virginis خوشه
clusters خوشه
beards خوشه
cluster bombs خوشه
cluster خوشه
gregarious خوشه خوشه
grouped <adj.> خوشه ای
raceme خوشه
cluster bomb خوشه
bunches خوشه
rar خوشه
bunching خوشه
evaluation rating درجه بندی اطلاعات یا طبقه بندی ان از نظر اعتبار وصحت و دقت
icker خوشه ذرت
gleaner خوشه چین
globular cluster خوشه کروی
galactic cluster خوشه کهکشانی
glomerule خوشه دسته
gleaning خوشه چینی
staller cluster خوشه ستارهای
eared خوشه دار
racemiform خوشه مانند
open cluster خوشه باز
mine mooring خوشه مین
mealie خوشه ذرت
ear خوشه زائده
oval faced chaser punch قلم خوشه
racemose بشکل خوشه
super cluster ابر خوشه
clumpy خوشه دار
tuffet کلاله خوشه
ears خوشه زائده
vintager خوشه چین
gleans خوشه چینی کردن
gleanings خوشه چینی کردن
open star cluster خوشه باز ستارهای
glean خوشه چینی کردن
cluster bomb خوشه مین خوشهای
spadix خوشه گریبانه دار
cluster خوشه مین خوشهای
gleaned خوشه چینی کردن
botryoidal شبیه خوشه انگور
spicular مانند خوشه کوچک
globular cluster خوشه ستارهای کروی
clusters خوشه مین خوشهای
cluster bombs خوشه مین خوشهای
grain head خوشه دانه [گیاه شناسی]
ears خوشه دار یاگوشدار کردن
spica الفا- خوشه سماک اعزل
ear خوشه دار یاگوشدار کردن
tucket خوشه نرسیده ذرت هندی
grain ear خوشه دانه [گیاه شناسی]
alpha virginis سماک اعزال الفا- خوشه
eared خوشه کرده سنبله دار
botryoidal دارای شکل خوشه انگور
word warp فرمت بندی مجدد پس از حذف ها و اصلاحات ویژگی که درصورت جانگرفتن یک کلمه درخط اصلی ان را به ابتدای خط بعدی می برد سطر بندی
carpet classification طبقه بندی [درجه بندی] فرش
rating طبقه بندی کردن درجه بندی
ratings طبقه بندی کردن درجه بندی
sori خوشههای گرده گیاهی خوشه هاگی
married failure عمل نکردن خوشه اتصال مین
foxtail یکجورعلف که درسران خوشه هایی ماننددم روباه دارد
ears هرالتی شبیه گوش یا مثل دسته کوزه خوشه
ear هرالتی شبیه گوش یا مثل دسته کوزه خوشه
glomerule خوشه متراکم ازمویرگهای کوچک و بافتهای حیوانی و غیره
telescopic دستگاه شکسته بندی تلسکوپیک چوبهای شکسته بندی مربوط به دوربین تلسکوپی یادستگاه نشانه روی
packaging ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
grape shot گلولههای بهم چسبیده چون خوشه انگورکه یکباردرتوپ گذارند
defense classification طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
lineament طرح بندی صورت بندی
classification طبقه بندی رده بندی
lineaments طرح بندی صورت بندی
laggin اب بندی کردن اب بندی ناوها
wording جمله بندی کلمه بندی
classifications طبقه بندی رده بندی
regrade تجدید طبقه بندی اطلاعات درجه بندی مجدد اطلاعات ازنظر اهمیت
downgrade کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrading کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrades کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgraded کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
gift wrap بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
cluster bombs کامپیوتر مرکزی که ارتباطات بین دو وسیله خوشه ورا شده یا محلی از حافظه را کنترل میکند
clusters کامپیوتر مرکزی که ارتباطات بین دو وسیله خوشه ورا شده یا محلی از حافظه را کنترل میکند
cluster کامپیوتر مرکزی که ارتباطات بین دو وسیله خوشه ورا شده یا محلی از حافظه را کنترل میکند
cluster bomb کامپیوتر مرکزی که ارتباطات بین دو وسیله خوشه ورا شده یا محلی از حافظه را کنترل میکند
line astern صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
security classification طبقه بندی منطقه تامینی طبقه بندی حفافتی
declassification از طبقه بندی خارج کردن حذف طبقه بندی
black designation علامت مخصوص برای ارتباط طبقه بندی شده حامل پیام طبقه بندی شده
ear خوشه [بخشی از ساقه گیاه غلاتی] [گیاه شناسی]
transparently نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
transparent نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
grades درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
group دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grade دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grade درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
grades دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
groups دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
insulation testing apparatus دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
unitized load بار بسته بندی شده یا باردست چین شده بار تقسیم بندی شده
clusters جمع کردن خوشه کردن
cluster bombs جمع کردن خوشه کردن
cluster bomb جمع کردن خوشه کردن
bunches دسته کردن خوشه کردن
bunching دسته کردن خوشه کردن
bunched دسته کردن خوشه کردن
bunch دسته کردن خوشه کردن
cluster جمع کردن خوشه کردن
approach formation صورت بندی تقرب به باند صورت بندی تقرب به دشمن
army class manager activity سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
classifications طبقه بندی کردن طبقه بندی
phasing مرحله بندی مرحله بندی عملیات
classification طبقه بندی کردن طبقه بندی
black concept علامت حاوی پیام طبقه بندی شده سیستم ارتباطی حاوی پیام طبقه بندی شده
phased attack تک مرحله بندی شده حمله مرحله بندی شده
mud sill ته بندی
funiculars بندی
funicular بندی
nailed up سر هم بندی
trimerous سه بندی
alignment صف بندی
neuration رگ بندی
queuing صف بندی
queing صف بندی
taping ته بندی
articular بندی
alignments صف بندی
vanation رگ بندی
commissural بندی
hermetic sealing اب بندی
humidity insulation نم بندی
seal اب بندی
waterproofing اب بندی
patching سر هم بندی
seals اب بندی
humidity insulation اب بندی
laced بندی
lapping اب بندی
striation خط بندی
sealing off اب بندی
snacks ته بندی
snack ته بندی
commisural بندی
categorization رده بندی
groupings گروه بندی
junta دسته بندی
encrustations پوسته بندی
grouping گروه بندی
scaffolds تخته بندی
scaffold تخته بندی
fanny بقچه بندی
tabulating جدول بندی
bedding لایه بندی
betting شرط بندی
fannies بقچه بندی
packages بسته بندی
packages عدل بندی
packaged بسته بندی
packaged عدل بندی
package بسته بندی
package عدل بندی
paging صفحه بندی
rank رتبه بندی
taxonomy طبقه بندی
taxonomies طبقه بندی
fiddle around <idiom> سرهم بندی
ranks رتبه بندی
ranked رتبه بندی
choice of words جمله بندی
gambles شرط بندی
gambled شرط بندی
scaling درجه بندی
gamble شرط بندی
ascendant دور بندی
berm تراس بندی
verbiage [American English] کلمه بندی
diction کلمه بندی
grades درجه بندی
word choice جمله بندی
wording جمله بندی
grade درجه بندی
diction جمله بندی
verbiage [American English] جمله بندی
word choice کلمه بندی
wording کلمه بندی
carcse استخوان بندی
formulation صورت بندی
categorization رسته بندی
factions دسته بندی
faction دسته بندی
grading دسته بندی
planking تخته بندی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com