Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 222 (43 milliseconds)
English
Persian
melodize
خوش اهنگ کردن
Search result with all words
jig
با اهنگ تندرقص کردن
jigs
با اهنگ تندرقص کردن
harmonised
هم اهنگ کردن
harmonised
موافق کردن هم اهنگ شدن
harmonises
هم اهنگ کردن
harmonises
موافق کردن هم اهنگ شدن
harmonising
هم اهنگ کردن
harmonising
موافق کردن هم اهنگ شدن
harmonize
هم اهنگ کردن
harmonize
موافق کردن هم اهنگ شدن
harmonized
هم اهنگ کردن
harmonized
موافق کردن هم اهنگ شدن
harmonizes
هم اهنگ کردن
harmonizes
موافق کردن هم اهنگ شدن
harmonizing
هم اهنگ کردن
harmonizing
موافق کردن هم اهنگ شدن
lilt
اهنگ خوش نوا وموزون خواندن شعرنشاط انگیز خواندن باسبکروحی حرکت کردن
lilts
اهنگ خوش نوا وموزون خواندن شعرنشاط انگیز خواندن باسبکروحی حرکت کردن
attune
هم اهنگ کردن
coordination
تشریک مساعی تطبیق دادن هم اهنگ کردن
coordinate
هماهنگ کردن هم اهنگ کردن
Other Matches
ground bass
اهنگ بم مختصری که میان اهنگ ملودی و هارمونی تکرارشود
cadenzas
اهنگ معترضهای که طی اهنگ یا اوازی اورده شود
cadenza
اهنگ معترضهای که طی اهنگ یا اوازی اورده شود
rate of march
سرعت حرکت اهنگ حرکت اهنگ راهپیمایی
coordinated illumination
روشنایی هم اهنگ شده طرح روشنایی هم اهنگ شده
tone
اهنگ
consonants
هم اهنگ
tune
اهنگ
consonant
هم اهنگ
cadences
اهنگ
cadence
اهنگ
toom
:اهنگ
homophonic
هم اهنگ
immelodious
بی اهنگ
equisonant
هم اهنگ
intonations
اهنگ
monodic
یک اهنگ
sonance
اهنگ
concordant
هم اهنگ
inharmonic
بی اهنگ
inharmonious
بی اهنگ
intonation
اهنگ
settings
اهنگ
setting
اهنگ
tones
اهنگ
tuneless
بی اهنگ
tunes
اهنگ
rates
اهنگ
rate
اهنگ
symphony orchestra
هم اهنگ
tonality
اهنگ
cradle roof
اهنگ
symphony orchestras
هم اهنگ
music
اهنگ
toneless
بی اهنگ
unisonal
هم اهنگ
tonicity
اهنگ
unisonous
هم اهنگ
symphonic
هم اهنگ
unisonant
هم اهنگ
cadency
اهنگ
barrel vault
اهنگ
tonelessly
بی اهنگ
in unison
با یک اهنگ
tone control
پیچ اهنگ
file leader
پیش اهنگ
coordinated attack
تک هم اهنگ شده
paced
اهنگ حرکت
paces
اهنگ حرکت
dead march
اهنگ عزا
expansion rate
اهنگ انبساط
pace
اهنگ حرکت
running rate
اهنگ پاسخ
continuous tone
اهنگ پیوسته
harmonist
اهنگ ساز
harmonization
هم اهنگ سازی
feeder
پیش اهنگ
feeders
پیش اهنگ
consumption rate
اهنگ مصرف
instrumentation
ترتیب اهنگ
boy scout
پیش اهنگ
cadence
اهنگ قدم
boy scouts
پیش اهنگ
cadences
اهنگ قدم
octet
اهنگ یا نت اکتاو
musicals
دارای اهنگ
musical
دارای اهنگ
fantasie
اهنگ خیالی
base rate
اهنگ پایه
fantasia
اهنگ خیالی
harmonious
خوش اهنگ
exponential rate
اهنگ نمایی
tuneful
خوش اهنگ
aired
اواز اهنگ
wagon vault
طاق اهنگ
airs
اواز اهنگ
level tone
اهنگ یکنواخت
rhythms
اهنگ موزون
tones
اهنگ داشتن
tone
اهنگ داشتن
tuneable
خوش اهنگ
tunably
خوش اهنگ
tunable
خوش اهنگ
peanoforte
اهنگ ملایم
opera
اهنگ اپرا
operas
اهنگ اپرا
lilt
اهنگ موزون
symphonious
هم اهنگ هم اوا
canorous
خوش اهنگ
scouted
پیش اهنگ
melodies
اهنگ شیرین
air
اواز اهنگ
scouts
پیش اهنگ
melody
اهنگ شیرین
rates
اهنگ حرکت
lilts
اهنگ موزون
scout
پیش اهنگ
counterpoint
اهنگ دم گیریاجفت
sonant
دارای اهنگ
rhythm
اهنگ موزون
composer
اهنگ ساز
personal pace
اهنگ فردی
composers
اهنگ ساز
personal tempo
اهنگ فردی
compositor
اهنگ ساز
rate
اهنگ حرکت
larghetto
اهنگ ملایم
compositors
اهنگ ساز
lapse rate
اهنگ کاهش
tritone
فاصله سه اهنگ
harmonic
هم اهنگ موزون
base rates
اهنگ پایه
bell wether
پیش اهنگ
hit off
هم اهنگ بودن
symphonist
اهنگ ساز
birth rates
اهنگ زاد و ولد
chanted
سرود یا اهنگ خواندن
chanting
اهنگ ساده و کشیده
syncopation
اهنگ بین دو ضرب
music of the spheres
اهنگ حرکات افلاک
tunes
اهنگ صدا اواز
chanted
اهنگ ساده و کشیده
chant
اهنگ ساده و کشیده
chanting
سرود یا اهنگ خواندن
death rate
اهنگ مرگ و میر
birth rate
اهنگ زاد و ولد
tune
اهنگ صدا اواز
net birth rate
اهنگ خالص زایش
chants
سرود یا اهنگ خواندن
melodic
دلپذیر خوش اهنگ
monophony
دارای یک اهنگ ملودی
music of the spheres
اهنگ جنبش سیارات
chants
اهنگ ساده و کشیده
heroic stanza
اهنگ چهارهجایی در اشعارحماسی
chant
سرود یا اهنگ خواندن
lay
اهنگ ملودی الحان
pace setter
نافم اهنگ حرکت
noting
اهنگ صدا نت موسیقی
chime in
بادیگران هم اهنگ شدن
chorusing
نغمه سرایان هم اهنگ
jigs
اهنگ رقص تند
notes
اهنگ صدا نت موسیقی
tonal
مربوطه به اهنگ صدا
choruses
نغمه سرایان هم اهنگ
jig
اهنگ رقص تند
coda
قطعه اخریک اهنگ
chorused
نغمه سرایان هم اهنگ
chorus
نغمه سرایان هم اهنگ
codas
قطعه اخریک اهنگ
accents
صدا یا اهنگ اکسان
pace-setter
نافم اهنگ حرکت
note
اهنگ صدا نت موسیقی
pace-setters
نافم اهنگ حرکت
accenting
صدا یا اهنگ اکسان
finale
اهنگ نهایی اخر
finales
اهنگ نهایی اخر
melodize
اهنگ ملودی ساختن
lays
اهنگ ملودی الحان
bellwether
پیش اهنگ گله
rhythmic
دارای وزن یا اهنگ پرنواخت
nonet
اهنگ برای نه صدا یا نه ساز
cub scouts
پسران پیش اهنگ 8 تا 01ساله
cub scout
پسران پیش اهنگ 8 تا 01ساله
tenderfoot
پیش اهنگ تازه کار
rhythmically
دارای وزن یا اهنگ پرنواخت
instrumentation
تنظیم اهنگ استعمال الت
isotonic
دارای اهنگ مساوی هم توان
contrapuntal
اهنگ یاترانه چند صوتی
to set a poem to music
اهنگ برای شعری ساختن
basal metabolic rate
اهنگ سوخت و ساز پایه
mark time
<idiom>
با ضرب اهنگ پا را تکان دادن
harmoniously
بطور موزون یا خوش اهنگ
coordinated fire plan
طرح اتش هم اهنگ شده
galliard
نوعی اهنگ و رنگ رقص
supertonic
نت بعد از کلید نت دومین اهنگ میزان
achromic
بدون نیم پردهء میان اهنگ
syncopation
رقص یا اهنگ سبک وبدون ضرب
tone-deaf
فاقد حساسیت نسبت به اهنگ موسیقی
part song
اهنگ ملودی چهاربخشی بدون ساز
achromatic
بدون نیم پردهء میان اهنگ
tone deaf
فاقد حساسیت نسبت به اهنگ موسیقی
bell wether
پیش اهنگ گله گوسفندزنگوله دار
camporee
اجتماع پسران ودختران پیش اهنگ از ناحیه معینی
grace note
نتی که به اهنگ برای زیبایی اصلی اضافه میگردد
double bar
دوقطعه واسطهای که دو قسمت اصلی اهنگ را بهم مربوط میسازد
verism
رجحان اهنگ ها و روایات متداول برروایات و اهنگهای قهرمانی و افسانه امیز
mediant
یکی ازالحان سرود کلیسایی که حدفاصل بین اهنگ طبیعی صداواوج صدا است
harmonic motion
اهنگ مرکبی که از ترکیب چند موج صوتی ساده تر ترکیب شده باشد
sottovoce
صدای خیلی یواش اهنگ خیلی اهسته
straight barrel vault
طاق اهنگ طاق گهوارهای
cadences
رژه با اهنگ قدم قدم رو
coordinator
هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
annular barrel vault
طاق اهنگ طاق گهوارهای
cadence
رژه با اهنگ قدم قدم رو
coordinated procurement
عملیات اماد هماهنگ شده تحویل هم اهنگ شده اماد
net death rate
نرخ خالص مرگ و میر اهنگ خالص مرگ و میر
to let somebody treat you like a doormat
<idiom>
با کسی خیلی بد رفتار کردن
[اصطلاح]
[ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew
رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharge
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharges
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com