Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 148 (7 milliseconds)
English
Persian
spectral
خیالی طیفی
Other Matches
romanticizing
بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
romanticising
بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
romanticized
بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
romanticised
بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
romanticizes
بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
romanticises
بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
romanticize
بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
graustark
سر زمین خیالی داستان خیالی
spectral
طیفی
spectral line
خط طیفی
spectrum line
خط طیفی
spectral response characteristic
مشخصه طیفی
spectral response
واکنش طیفی
spectroquality
خلوص طیفی
spectral lines
خطوط طیفی
spectral colours
رنگهای طیفی
spectral band
نوار طیفی
spectral scale
مقیاس طیفی
term
جمله طیفی
extra spectral
خارج طیفی
spectral selectivity
گزینندگی طیفی
terming
جمله طیفی
termed
جمله طیفی
spectral absorptivity
ضریب جذب طیفی
term symbol
نشانه جمله طیفی
extraspectral hue
فام برون طیفی
reversal temperature
دمایی که در ان خطوط طیفی گاز برافروخته در مقابل طیف جسم سیاه ناپدیدمیشوند
fantasmal
خیالی
phantasy
خیالی
imaginary
خیالی
viewy
خیالی
phantasmic
خیالی
visionaries
خیالی
chimerical
خیالی
poetic
خیالی
metaphsical
خیالی
phantasmal
خیالی
visionary
خیالی
brainchild
خیالی
illusional
خیالی
fantastic
خیالی
dreamier
خیالی
dreamiest
خیالی
dreamy
خیالی
fantastical
خیالی
laputan
خیالی
romantic
خیالی
visional
خیالی
romantically
خیالی
romantics
خیالی
abandon
بی خیالی
fanciful
خیالی
abandons
بی خیالی
insubstantial
خیالی
fictitious
خیالی
abandoning
بی خیالی
vagariously
خیالی
fancy picture
عکس خیالی
fantasia
اهنگ خیالی
fine spun
دقیق خیالی
fantasie
اهنگ خیالی
fantast
ادم خیالی
phantom limb
اندام خیالی
humoresque
تصنیف خیالی
shangri
بهشت خیالی
soubriquet
لقب خیالی
notional income
درامد خیالی
kinephantom
حرکت خیالی
imaginativeness
خیالی بودن
suppositious
فرضی خیالی
vagarious
خیالی وهمی
undreamed of
خیالی رویایی
imagnarily
بطور خیالی
ideative
خیالی اندیشهای
ideational
خیالی اندیشهای
fancifully
بطور خیالی
Utopias
خیالی و تصوری
abstracting
مطلق خیالی
babel
طرح خیالی
soubriquets
لقب خیالی
sobriquets
لقب خیالی
images
تصور خیالی
Utopia
خیالی و تصوری
image
تصور خیالی
bizarre
خیالی وهمی
unrealistically
خیالی تصوری
unrealistic
خیالی تصوری
abstracts
مطلق خیالی
abstract
مطلق خیالی
dreamful
غیرواقعی خیالی
eidolon
تصویر خیالی
f.claims
دعاوی خیالی
delusory
وهمی یا خیالی
phantoms
خیالی روح
phantom
خیالی روح
fantastically
بطور خیالی
false stereo
تصویر خیالی
accidencental color
رنگ خیالی
sobriquet
لقب خیالی
visionist
ادم خیالی یاغیرعملی
to chuck up the sponge
از خیالی دست کشیدن
idealism
سبک هنری خیالی
A castle in the air. Wishful thinking.
آرزوی واهی ( خیالی)
mirages
نقش بر اب امر خیالی
utopian
خیالی و غیر عملی
wonderland
کشور زیبای خیالی
wonderlands
کشور زیبای خیالی
fictitious force
نیروی خیالی
[فیزیک]
imaginary friends
دوستان خیالی
[روانشناسی]
mirage
نقش بر اب امر خیالی
fantasy
هوس نقشه خیالی
simulacrum
صورت خیالی خیال
extravaganzas
ازیک شخصیت خیالی
unreal
غیر واقعی خیالی
pipe dream
نقشه خیالی و موهوم
fantasies
هوس نقشه خیالی
pruriently
از روی هرزه خیالی
pipe dreams
نقشه خیالی و موهوم
extravaganza
ازیک شخصیت خیالی
false stereo
تصویربرجسته بین خیالی
fantasticality
طبیعت خیالی یاوسواسی بوالهوسی
shadows
بحریف خیالی مشت زدن
liliputian
وابسته به جزیره خیالی لی لی پوت
shadowing
بحریف خیالی مشت زدن
shadowed
بحریف خیالی مشت زدن
shadow
بحریف خیالی مشت زدن
fantastico
ادم خیالی و خنده اور
surrealism
سبک نگارش خیالی سوررئالیسم
spectralness
حالت طیفی حالت شبحی
spectrality
حالت طیفی حالت شبحی
She has a twisted mind .
آدم کج خیالی است ( سوء ظن دارد )
whim wham
شیی ء یا چیز هوس انگیز و خیالی
phantasmagoria
منظره خیالی وعجیب وغریب ومجلل
phantasmagorias
منظره خیالی وعجیب وغریب ومجلل
To live in a fools paradise .
گول خوشیهای خیالی وزود گذر را خوردن
idealises
بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealising
بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealize
بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealized
بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealised
بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealizes
بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
to be on a guilt trip
<idiom>
احساس خیالی داشتن که مقصر هستنند
[اصطلاح روزمره]
idealizing
بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
paranoia or noea
دیوانگی خیالی که دران انسان مردم دیگر رازیردست وسزاوارمی پندارد
adventure game
بازی کامپیوتری که در آن کاربر در یک میدان خیالی قهرمان است و باید از موقعیتهای مختلف خط رناک عبور کند
fools paradise
خوشی بی اساس یا خیالی الکی خوشی
virtual
حافظه اصلی خیالی بزرگ که با بارکردن صفخات کوچک تر از حافظه پشتیبان به حافظه موجود ایجاد میشود فقط وقتی که نیاز باشد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com