English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
idealism خیال اندیشی
ideation خیال اندیشی
Other Matches
self reflection درون اندیشی
far sightedness مال اندیشی
right minded درست اندیشی
right-minded درست اندیشی
foresight مال اندیشی
foresight دور اندیشی
obscurantism تاریک اندیشی
provincialism محلی اندیشی
dogmatism جزمی اندیشی
right mindedness درست اندیشی
forethought دور اندیشی
long sightedness دور اندیشی
telepathy دوهم اندیشی
magical thinking جادویی اندیشی
hyperpragia زیاده اندیشی
policies مصلحت اندیشی
policy مصلحت اندیشی
wishful thinking خواسته اندیشی
foreseeingly از روی مال اندیشی
perspective مال اندیشی تجسم شی
to take long views دور اندیشی کردن
providently از روی مال اندیشی
improvidently بدون مال اندیشی
forethought مال اندیشی احتیاط
perspectives مال اندیشی تجسم شی
prognoses پیش بینی مال اندیشی
prognosis پیش بینی مال اندیشی
visionless فاقد حس بینش ومال اندیشی
afterthought چاره اندیشی برای کاری پس از کردن آن
afterthoughts فکر کاهل چاره اندیشی برای کاری پس از کردن ان
telepathic وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
humoured خیال
fanciest خیال
humoring خیال
humouring خیال
humour خیال
humored خیال
fancy خیال
fancying خیال
idealogy خیال
conceptualization خیال
fata morgana خیال
humours خیال
fantasies خیال
whims خیال
fancied خیال
spectrum خیال
fancies خیال
minds خیال
minding خیال
mind خیال
figments خیال
figment خیال
notional خیال
apparitions خیال
apparition خیال
doubleganger خیال
fantasm خیال
fantasy خیال
whim خیال
designs خیال
hallucinations خیال
notions خیال
carefree بی خیال
fiction خیال
fictions خیال
hallucination خیال
wraiths خیال
design خیال
plans خیال
plan خیال
freewheeling بی خیال
dump خیال
notion خیال
wraith خیال
phantom خیال
phantoms خیال
get off بی خیال شدن
phantasma خیال
intentions خیال
intention خیال
ideology خیال
ideologies خیال
humors خیال
phantasy خیال
inapprehensive بی خیال
abstractedly با پریشانی خیال
absentminded پریشان خیال
imaginative <adj.> خیال آفرین
abstractionism خیال بافی
an absurd notion خیال بیهوده
cloud castle خیال خام
chimaera خیال واهی
he changed his mind از ان خیال منصرف شد
flights of fancy بال خیال
absent پریشان خیال
day dreaming خیال پروری
puzzleheaded اشفته خیال
forced fantasy خیال فراخوانده
futurism خیال پرستی
going to خیال داشتن
he thought خیال می کرد
high flying بلند خیال
high flying خیال پرور
humor خیال مزاح
i intend to stay here خیال دارم که ...
maya خواب و خیال
revery خیال واهی
revery خیال خام
scatter brained پریشان خیال
daydreamer خیال باف
sitting duck <idiom> بی خیال نشستن
absent-minded <idiom> فراموش خیال
wool-gathering خواب و خیال
harebrained بیفکرو خیال
whim wham خیال وسواس
specter خیال وفکر
supposable خیال کردن
fancy free عاری از خیال
far away پریشان خیال
ideate خیال کردن
uneasily پریشان خیال
daydream خیال باطل
starry-eyed خیال اندیش
daydreaming خیال باطل
starry eyed خیال پرور
starry eyed خیال اندیش
daydreams خیال باطل
visions خیال تصور
vision خیال تصور
think خیال کردن
thinks خیال کردن
deems خیال کردن
deeming خیال کردن
deemed خیال کردن
absent-mindedly پریشان خیال
uneasy پریشان خیال
absent-minded پریشان خیال
specters خیال وفکر
spectre خیال وفکر
spectres خیال وفکر
absent minded پریشان خیال
abstracted پریشان خیال
starry-eyed خیال پرور
deem خیال کردن
ideas فکر خیال
idea فکر خیال
daydreamed خیال باطل
imaginary وهمی خیال
Utopia وهم و خیال
Utopias وهم و خیال
thoughts افکار خیال
chimera خیال واهی
thought افکار خیال
chimeras خیال واهی
ghosts جان خیال
ghost جان خیال
autism خیال پرستی
impression عقیده خیال
reveries خیال خام
reveries خیال واهی
impressions عقیده خیال
fanciers خیال باز
fancier خیال باز
fancier خیال باف
reverie خیال واهی
reverie خیال خام
fanciers خیال باف
illusions خیال باطل وهم
illusion خیال باطل وهم
to space out پریشان خیال شدن
simulacrum صورت خیالی خیال
With an easy mind (conscience). با خیال (وجدان ) راحت
fantasizing به خواب و خیال فرورفتن
fantasized به خواب و خیال فرورفتن
fantasize به خواب و خیال فرورفتن
fantasising به خواب و خیال فرورفتن
fantasises به خواب و خیال فرورفتن
fantasised به خواب و خیال فرورفتن
With peace of mind. با آرامش خیال وخاطر
cloud-cuckoo-land سرزمین خواب و خیال
envisioning خیال بافی کردن
daydreaming خیال باطل کردن
his intentions are good خیال بدی ندارد
he hasno notion of going خیال رفتن ندارد
dreamers ادم خیال باف
i gave up the idea از ان خیال منصرف شدم
daydreams خیال باطل کردن
dreamer ادم خیال باف
cloud land عالم خیال یافرض
envisions خیال بافی کردن
gawk بی خیال نگاه کردن
gawked بی خیال نگاه کردن
gawking بی خیال نگاه کردن
gawks بی خیال نگاه کردن
envision خیال بافی کردن
envisioned خیال بافی کردن
bovarism در هم امیزی خیال و واقعیت
daydreamed خیال باطل کردن
daydream خیال باطل کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com