Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English
Persian
lese majeste
خیانت یاتوط ئه علیه مقام سلطنت یاحکومت
lese majesty
خیانت یاتوط ئه علیه مقام سلطنت یاحکومت
Other Matches
lese majeste
خیانت علیه حکومت
lese majesty
خیانت علیه حکومت
kingship
مقام سلطنت
crown colony
بعضی از کلنیهای ممالک مشترک المنافع انگلیس که مقام سلطنت بر انها نظارت دارد
compounding a felony
سازش کردن در دعوی ناشی از جنایت با پرداخت مبلغی به عنوان غرامت به مجنی علیه یا قائم مقام او
coalitions
مثلا" جنگ علیه دشمن اطلاق میشود دراین مقام می توان چنانچه معمول است این کلمه را به "اتفاق " یا " اتحاد " تبدیل کرد
coalition
مثلا" جنگ علیه دشمن اطلاق میشود دراین مقام می توان چنانچه معمول است این کلمه را به "اتفاق " یا " اتحاد " تبدیل کرد
treasonoius
خیانت امیز قابل ارتکاب خیانت
treasonable
خیانت امیز قابل ارتکاب خیانت
subkingdom
سلطنت تابع سلطنت دیگری
policy
اداره یاحکومت کردن
policies
اداره یاحکومت کردن
in personam
علیه شخص خاصی علیه انسان
rule
نظامات حکمرانی یاحکومت کردن
viceroyalty
نیابت سلطنت مدت نیابت سلطنت
viceroyship
نیابت سلطنت مدت نیابت سلطنت
plate milling stand
مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
dominion
سلطنت
the u kingdom
سلطنت
reigin
سلطنت
reign
سلطنت
queenhood
سلطنت
reigned
سلطنت
raj
سلطنت
reigns
سلطنت
Majesties
سلطنت
Majesty
سلطنت
realm
سلطنت
realms
سلطنت
the u states
سلطنت
sultanates
سلطنت
sultanate
سلطنت
kingdom
سلطنت
king ship
سلطنت
king dom
سلطنت
antimonaechical
ضد سلطنت
kinghood
سلطنت
traitorousness
خیانت
betrayal
خیانت
perfidy
خیانت
betrayment
خیانت
falseness
خیانت
betrayals
خیانت
felony
خیانت
felonies
خیانت
punic faith
خیانت
punic f.
خیانت
faithlessness
خیانت
dishonesty
خیانت
insidiousness
خیانت
treachery
خیانت
infidelities
خیانت
treason
خیانت
disloyaty
خیانت
infidelity
خیانت
untruthful
خیانت
untruth
خیانت
untruths
خیانت
rat
خیانت
false heartedness
خیانت
falsity
خیانت
monarchize
تبدیل به سلطنت
monarchize
سلطنت کردن
monarchic
سلطنت خواه
constitutional monarchies
سلطنت مشروطه
regency
نیابت سلطنت
regencies
نیابت سلطنت
royalists
طرفدار سلطنت
decrown
خلع از سلطنت
regality
سلطنت قلمرو
royalists
سلطنت طلب
monarchist
سلطنت طلب
antimonaechical
مخالف سلطنت
monarchical
سلطنت طلبی
monarchists
سلطنت طلب
absolute monarchy
سلطنت مطلقه
constitutional monarchy
سلطنت مشروطه
the united kingdom
سلطنت متحده
royalist
سلطنت طلب
reigns
سلطنت کردن
reigned
سلطنت کردن
reign
سلطنت کردن
rights of throne
حقوق سلطنت
regnant
سلطنت کننده
royalism
سلطنت طلبی
royalist
طرفدار سلطنت
treacherous
خیانت امیز
betrays
خیانت کردن به
betraying
خیانت کردن به
betray
خیانت کردن به
abuse of confidence
خیانت در امانت
felonious
خیانت امیز
foully
ازراه خیانت
treason
خیانت به کشور
false hearted
خیانت امیز
high treason
خیانت بزرگ
breach of trust
خیانت در امانت
barratry
خیانت در امانت
betrayed
خیانت کردن به
perfidiously
ازروی خیانت
to play false
خیانت کردن
traitorous
خیانت امیز
treacherousness
خیانت کاری
perfidiousness
خیانت کاری
guile
خیانت دورویی
two-faced
<idiom>
ناسپاس ،خیانت
malice a
خیانت عمدی
malversation
خیانت در امانت
monarchism
اصول سلطنت مستقل
absolutism
سیستم سلطنت استبدادی
dethroning
از سلطنت خلع کردن
reigns
سلطنت یاحکمرانی کردن
reigned
سلطنت یاحکمرانی کردن
reign
سلطنت یاحکمرانی کردن
reigin
جکومت سلطنت کردن
regina
ملکه سلطنت کننده
vice regent
وابسته به نیابت سلطنت
viceregal
مربوط به نیابت سلطنت
dethrones
از سلطنت خلع کردن
dethrone
از سلطنت خلع کردن
viceroyal
مربوط به نیابت سلطنت
Achaemenid
دوره سلطنت هخامنشیان
dethroned
از سلطنت خلع کردن
prevarication
خیانت وکیل به موکل
stab someone in the back
<idiom>
خیانت کردن به کسی
disloyalty
خیانت نمک بحرامی
conspiracy
نقشه خیانت امیز
conspiracies
نقشه خیانت امیز
guile
تلبیس تدلیس خیانت
enthroning
برتخت سلطنت نشاندن بلندکردن
enthrones
برتخت سلطنت نشاندن بلندکردن
legitimism
هواخواه سلطنت ارثی ومشروع
monarchy
سلطنت مطلقه رژیم سلطنتی
monarchies
سلطنت مطلقه رژیم سلطنتی
enthroned
برتخت سلطنت نشاندن بلندکردن
enthrone
برتخت سلطنت نشاندن بلندکردن
monarchic
مربوط به سلطان یا سلطنت مستقل
judns be trayed jesus
یهودابه مسیح خیانت کرد
sell-out
یکجا فروختن خیانت کردن
sell-outs
یکجا فروختن خیانت کردن
conspire
درنقشه خیانت شرکت کردن
conspired
درنقشه خیانت شرکت کردن
conspiring
درنقشه خیانت شرکت کردن
belie
دروغ دراوردن خیانت کردن
belies
دروغ دراوردن خیانت کردن
conspires
درنقشه خیانت شرکت کردن
sedition
خیانت در حفظ اسرار نظامی
belied
دروغ دراوردن خیانت کردن
sell the pass
خیانت به مرام دسته خودکردن
sell to pass
خیانت به مرام دسته خودکردن
sell out
یکجا فروختن خیانت کردن
belying
دروغ دراوردن خیانت کردن
millenarianism
اعتقاد به سلطنت هزار ساله مسیح
millenarian
معتقد به سلطنت هزار ساله مسیح
legitimist
هواخواه اصول سلطنت با حق مشروع یا ارثی
Victorian
مربوط به زمان سلطنت ملکه ویکتوریا
belies
خیانت کردن به عوضی نشان دادن
belying
خیانت کردن به عوضی نشان دادن
This is treason, pure and simple.
خیانت که دیگه شاخ ودم ندارد
belied
خیانت کردن به عوضی نشان دادن
to swear tre sonagainstany one
سوگند برای خیانت بکسی خوردن
belie
خیانت کردن به عوضی نشان دادن
monarchs
پادشاه یا ملکهای که تنها درکشوری سلطنت میکند
monarch
پادشاه یا ملکهای که تنها درکشوری سلطنت میکند
sovereignty
پادشاهی و سلطنت وفرمانروایی حاکمیت و سیادت و سلطه
princess regent
شاهزاده خانمیکه نیابت سلطنت راعهده دارباشد
Jacobean
مربوط بدوره سلطنت جیمزاول و دوم در انگلیس
embassage
مقام سفارت مقام ایلچی سفارت
conning
بر علیه
pro and con
له و علیه
against
علیه
cons
بر علیه
conned
بر علیه
con
بر علیه
versus
علیه
pros and cons
له و علیه
v
علیه
losing party
محکوم علیه
defendant
مدعی علیه
beneficiary of an endowment
موقوف علیه
divisor
مقسوم علیه
divtsor
مقسوم علیه
drawee
محال علیه
third person of a transfer
محال علیه
recognizor
محکوم علیه
pro and con
دلائل له و علیه
judgement debtor
محکوم علیه
presentee
معروض علیه
person placed under guardianship
مولی علیه
peace be upon him
علیه السلام
party against whom a protest is made
معترض علیه
lady ship
سرکار علیه
object of protest
معترض علیه
assignee
محال علیه
defendants
مدعی علیه
out of court
محکوم علیه
respondent
مدعی علیه
respondent
مستانف علیه
respondents
مدعی علیه
respondents
مستانف علیه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com