English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (14 milliseconds)
English Persian
before you can say knife خیلی زود
in no time خیلی زود
Search result with all words
stentorian خیلی بلند
seldom خیلی کم ندرتا
raucous خیلی نامرتب
goody goody خیلی خوب
goody-goodies خیلی خوب
goody-goody خیلی خوب
very good خیلی خوب
glorious خیلی خوب
rattling خیلی تند خیلی خوب
well خیلی خوب
wells خیلی خوب
dump بقیمت خیلی ارزان فروختن فرورفتن درخیالات واهی حالت مالخو لیایی
near miss فاصله خیلی دور دو هواپیما
near misses فاصله خیلی دور دو هواپیما
quaint خیلی فریف
frequently خیلی اوقات
emergencies خیلی خیلی فوری
emergency خیلی خیلی فوری
crystal قطعه کوچک از کریستال کوارتز که در فرکانس خاص به لرزش در می آید که به عنوان یک سیگنال ساعت خیلی دقیق برای کامپیوتر یا سایر برنامههای کاربردی زمان بندی شده به کار می رود
crystals قطعه کوچک از کریستال کوارتز که در فرکانس خاص به لرزش در می آید که به عنوان یک سیگنال ساعت خیلی دقیق برای کامپیوتر یا سایر برنامههای کاربردی زمان بندی شده به کار می رود
high خیلی بزرگ
highest خیلی بزرگ
highs خیلی بزرگ
often خیلی اوقات
blockbuster بمب دارای قدرت تخریبی زیاد شخص یاچیز خیلی موثر وسخت
blockbusters بمب دارای قدرت تخریبی زیاد شخص یاچیز خیلی موثر وسخت
so خیلی باین زیادی
infinitely خیلی زیاد
sky high خیلی بالا در اسمان
sky-high خیلی بالا در اسمان
exceeding خیلی زیاد
villainous خیلی بد
extra بسیار خیلی
extra- بسیار خیلی
extras بسیار خیلی
locket قوطی کوچکی برای یادگارهای خیلی کوچک
lockets قوطی کوچکی برای یادگارهای خیلی کوچک
super- در معنای خیلی خوب یا قدرتمند
fortissimo خیلی بلند
hypersensitive دارای حساسیت فوق العاده خیلی حساس
microwave موج خیلی کوچک الکترومغناطیسی
hunks شخص خیلی خسیس
open and shut خیلی سهل
open-and-shut خیلی سهل
parlous خیلی مهیب
outdistance خیلی جلوتر از دیگری افتادن
outdistanced خیلی جلوتر از دیگری افتادن
outdistances خیلی جلوتر از دیگری افتادن
outdistancing خیلی جلوتر از دیگری افتادن
superabundant خیلی زیاد
immediate خیلی فوری
chaining اجرای یک برنامه خیلی بزرگ که با اجرای بخشهای کوچکتر در یک زمان
chopper توپ ضربه خورده که پس ازتماس با زمین خیلی بلندمیشود
choppers توپ ضربه خورده که پس ازتماس با زمین خیلی بلندمیشود
voracious پرولع خیلی گرسنه
decrepit خیلی پیر
micro- در معنای خیلی کوچک
tycoon سرمایه دار خیلی مهم
tycoons سرمایه دار خیلی مهم
whopping خیلی بزرگ
middleman دستگاههای فرکانس خیلی بالا یا فوق العاده زیادمخصوص رهگیری هوایی
middlemen دستگاههای فرکانس خیلی بالا یا فوق العاده زیادمخصوص رهگیری هوایی
lowest خیلی پست تر پایین تر
spate تعداد خیلی زیاد هجوم بی مقدمه
macro- خیلی بزرگ یا مربوط به نام سیستم
titanic غول اسا خیلی کلان
microfilm فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilmed فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilming فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilms فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
bottleneck راه خیلی باریک
bottlenecks راه خیلی باریک
faraway خیلی دور
transient باس ولتاژ خیلی کوتاه در یک لحظه
transients باس ولتاژ خیلی کوتاه در یک لحظه
prim خیلی محتاط تمیز
oversimplification خیلی سهل گرفتن
oversimplified خیلی سهل گرفتن
oversimplifies خیلی سهل گرفتن
oversimplify خیلی سهل گرفتن
oversimplifying خیلی سهل گرفتن
spat : حلزون خوراکی خیلی کوچک
ponderous خیلی سنگین خیلی کودن
precipitate خیلی سریع
precipitated خیلی سریع
precipitates خیلی سریع
precipitating خیلی سریع
gape خمیازه کشیدن دهان را خیلی باز کردن
gaped خمیازه کشیدن دهان را خیلی باز کردن
gapes خمیازه کشیدن دهان را خیلی باز کردن
gaping خمیازه کشیدن دهان را خیلی باز کردن
overawe خیلی وحشت زده کردن
overawed خیلی وحشت زده کردن
overawes خیلی وحشت زده کردن
overawing خیلی وحشت زده کردن
hint چیز خیلی جزئی
hinted چیز خیلی جزئی
hints چیز خیلی جزئی
slash تخفیف زیاد دادن خیلی کم کردن
slashed تخفیف زیاد دادن خیلی کم کردن
Other Matches
she has a well poised head وضع سرش در روی بدنش خیلی خیلی خوش نما است
paint oneself into a corner <idiom> گرفتارشدن درشرایط خیلی بدو رهایی آن خیلی سخت است
i am very keen on going there من خیلی مشتاقم انجا بروم خیلی دلم میخواهد به انجابروم
go great guns <idiom> موفقیت آمیز،انجام کاری خیلی سریع یا خیلی سخت
sottovoce صدای خیلی یواش اهنگ خیلی اهسته
very low frequency فرکانس خیلی کم در ارتفاع خیلی پایین
jim dandy ادم خیلی شیک چیز خیلی شیک
dumpiness خیلی
not a few خیلی ها
very little خیلی کم
abysmal <adj.> خیلی بد
in large quantities خیلی خیلی
many خیلی
far and away خیلی
very خیلی
for long خیلی
routh خیلی
copious خیلی
highly خیلی
dammit خیلی
damn خیلی
ten خیلی
to a large extent خیلی
tickled pink <idiom> خیلی شادوخوشحال
giantess زن خیلی قدبلند
by leaps and bounds خیلی تند
skin and bones <idiom> خیلی لاغر
corking خیلی زیبا
far off خیلی دور
dead slow خیلی اهسته
far and away خیلی دور
(a) snap <idiom> خیلی ساده
too bad <idiom> خیلی بد ،غم انگیز
precise خیلی دقیق
Nothing more, thanks. خیلی متشکرم.
too tough خیلی سفت
jolly بذله گو خیلی
pluperfect خیلی عالی
extreme خیلی زیاد
Neanderthal خیلی کهنه
confidential خیلی محرمانه
pitch black خیلی سیاه
pitch-black خیلی سیاه
piping hot خیلی داغ
to pieces <idiom> خیلی زیاده
benedicite خیلی خوب
at most خیلی باشد
in seventh heaven <idiom> خیلی خوشحال
as stiff as a poker خیلی خشک
as good as خیلی خوب
mad as a hornet <idiom> خیلی عصبانی
far زیاد خیلی
not so hot <idiom> نه خیلی خوب
in cold blood <idiom> خیلی خونسرد
(as) old as the hills <idiom> خیلی قدیمی
thank you very much خیلی متشکرم
precisian خیلی دقیق
pixilated خیلی حساس
pianissmo خیلی نرم
very light خیلی سبک
overstrung خیلی حساس
oftentimes خیلی اوقات
of vital importance خیلی ضروری
swith خیلی عظیم
superrabundant خیلی زیاد
much worse خیلی بدتر
primely خیلی خوب
raff خیلی زیاد
subminiature خیلی کوچک
span new خیلی تازه
to spread like wildfire خیلی زودمنتشرشدن
skinless خیلی حساس
toploftiness خیلی متکبر
senseful خیلی حساس
sappy خیلی احساساتی
rotundily چاقی خیلی
ultraconservative خیلی محتاط
ritzy خیلی شیک
much was said خیلی حرفهازده شد
bone dry خیلی خشک
number one خیلی خوب
immensurable خیلی قدیم
He is a loose card . خیلی ول است
iam in bad خیلی محتاجم
(go over with a) fine-toothed comb <idiom> خیلی بادقت
flying high <idiom> خیلی شادوشنگول
get up the nerve <idiom> خیلی شلوغ
hit bottom <idiom> خیلی پست
hand in glove خیلی نزدیک
hand in glove خیلی صمیمی
hand and glove خیلی نزدیک
I had an awful time . به من خیلی بد گذشت
many persons خیلی اشخاص
many people خیلی اشخاص
many people خیلی از مردم
lower most خیلی پست تر
lily white خیلی سفید
level best خیلی خوب
level best خیلی عالی
She is very pretentious. خیلی ادعادارد
it is very easily done خیلی به اسانی
hand and glove خیلی صمیمی
a lot of times <adv.> خیلی از اوقات
frequently <adv.> خیلی از اوقات
many times <adv.> خیلی از اوقات
often <adv.> خیلی از اوقات
I spoke my mind. من خیلی رک گفتم.
really wicked خیلی محشر
really sick خیلی محشر
Many thanks! خیلی ممنون!
oft [archaic, literary] <adv.> خیلی از اوقات
on any number of occasions <adv.> خیلی از اوقات
regularly [often] <adv.> خیلی از اوقات
costs and arm and a leg <idiom> خیلی گرونه
To take with a pinch of salt. خیلی جدی نگرفتن
sick [British E] <adj.> خیلی خوب
nifty خیلی خوب
great <adj.> خیلی خوب
awesome <adj.> خیلی خوب
niftier خیلی خوب
whackings خیلی بزرگ
whacking خیلی بزرگ
cool <adj.> خیلی خوب
wicked <adj.> خیلی خوب
once in the blue moon خیلی بندرت
niftiest خیلی خوب
oodles خیلی زیاد
lots خیلی زیاد
aquamarine <adj.> <noun> آبی خیلی روشن
very short شعاع عمل خیلی کم
It is quite likely that …. خیلی احتمال می رود که …
mammoth task وظیفه خیلی بزرگ
not too expensive خیلی گران نباشد.
very long برد خیلی زیاد
It is too expensive. خیلی گران است.
very many book کتابهای خیلی زیاد
I greatly appreciate it. [ I am very greatful] خیلی قدردانی می کنم.
very short برد خیلی کوتاه
It's too small آن خیلی کوچک است.
very light خیلی روشن یا کم رنگ
ultra خیلی متعصب مافوق
far cry from <idiom> [خیلی فرق داره با]
very high frequency فرکانس خیلی زیاد
very high ارتفاع خیلی بالا
they make much noise خیلی صدا می کنند
ultrashort wave موج خیلی کوتاه
ultramodernist ادم خیلی متجدد
ultramodern خیلی جدید متجدد
I am in a great hurry . I am pressed for time . خیلی عجله دارم
It's too dark. آن خیلی تاریک است.
good sport <idiom> کسی که خیلی میبازد
huge blunder اشتباه خیلی بزرگ
huge mistake اشتباه خیلی بزرگ
from way back <idiom> مدت خیلی درازی
foam at the mouth <idiom> خیلی عصبانی شدن
fit to be tied <idiom> خیلی عصبانی وناامید
scrupulously <adv.> خیلی دقیق وسواسی
fall for <idiom> خیلی عاشق بودن
eyes pop out <idiom> خیلی متعجب شدن
highway robbery <idiom> قیمت خیلی بالا
on cloud nine <idiom> خیلی خوشحال وشاد
on a shoestring <idiom> باپول خیلی کمی
spic and span <idiom> خیلی تمیز ومرتب
on a dime <idiom> درزمان خیلی کوتاه
tire out <idiom> خیلی خسته شدن
look at the world through rose-colored glasses <idiom> خیلی مثبت بودن
on edge <idiom> خیلی عصبی وخشمگین
Thank you very much indeed. واقعا خیلی ممنون.
like mad <idiom> خیلی سریعودیوانه وار
do the trick <idiom> خیلی خوب کارکردن
an arm and a leg <idiom> پول خیلی زیاد
It is not very far from our house. خیلی ازمنزل ما دورنیست
We had a lovely ( nice ,enjoyable ) time . به ما خیلی خوش گذشت
You are most welcome. خیلی خوش آمدید
His manners are free and easy. خیلی خودمانی است
He is loaded. خیلی خر پول است
We get along splendidly(fine) خیلی با هم جور هستیم
She is extremly restive. خیلی بی تابی می کند
mind one's P's and Q's <idiom> خیلی دقیق به رفتاروگفتار
nutty as a fruitcake <idiom> خیلی دیوانه وابله
What impudence!what never !what cheek! واقعا" که خیلی رو می خواهد !
He is as bold as brass. He has a never . خیلی پررو است
(in) up to the chin <idiom> خیلی مشغول با کسی
We had a very enjoyable time . به ما خیلی خوش گذشت
It's too cold. آن خیلی سرد است.
She really gets me . She infuriates . از دستش خیلی کوکم
I see very little of her . خیلی کم اورامی بینم
She is very passionate. She is over –sexed. خیلی شهوتی است
He is no fool . He is quite knowledgeable. خیلی سرش می شود
We had a very rough time. نه ما خیلی سخت گذشت
It's too hot. آن خیلی گرم است.
at f. منتهی خیلی باشد
it is very kind of you خیلی التفات کردید
for a wonder خیلی عجیب است که
from immemorial times از زمان خیلی قدیم
it is plenty good enough خیلی هم خوب است
it is of frequent خیلی مورد دارد
hairbreadth فاصله خیلی کم تنگنا
It is much sought after خیلی طالب دارد.
he has much merit خیلی قابلیت دارد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com