Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (12 milliseconds)
English
Persian
alcoholic
دارای الکل
alcoholics
دارای الکل
spirituous
دارای الکل
Search result with all words
brut
دارای مقدار خیلی کمی الکل
Other Matches
water/alcohol
الکل
alcohol
الکل
spirit of wine
الکل
spiriting
الکل
spirit
الکل
spirits of wine
الکل
acetylenic alcohol
الکل استیلنی
varnish
لاک الکل
varnished
لاک الکل
secondary alcohol
الکل 2 درجه
alcoholics
معتادبنوشیدن الکل
varnishing
لاک الکل
absolute alcohol
الکل مطلق
anhydrous alcohol
الکل مطلق
shellac solution
لاک الکل
varnishes
لاک الکل
lacquers
لاک الکل
proof spirit
الکل خالص
amyl alcohol
الکل امیلیک
alcohol-free
<adj.>
بدون الکل
wet one's whistle
<idiom>
نوشیدن الکل
rectified spirit
الکل دو تقطیری
on the wagon
<idiom>
الکل ننوشیدن
hit the sauce
<idiom>
الکل نوشیدن
alcoholysis
الکل کافت
alcoholometer
الکل سنج
grain alcohol
الکل خالص
lacquer
لاک الکل
alcoholmeter
الکل سنج
alcoholimeter
الکل سنج
tertiary alcohol
الکل 3 درجه
acetylene alcohol
الکل استیلنی
glycol
الکل دهنی
spirit varnish
لاک الکل
spiritous
الکل دار
laced
الکل زده
methyle alcohol
الکل متیلیک
trihydric alcohol
الکل چندعاملی
denatured alcohol
الکل تقلیبی
primary alcohol
الکل 1 درجه
methyl alcohol
متیل الکل
dihydric alcohol
دی هیدرولیک الکل
methanol
الکل متیلیک
methyl alcohol
الکل متیلیک
hit the bottle
<idiom>
الکل نوشیدن
dihydric alcohol
الکل دوعاملی
ethanol
الکل اتیلیک
neutral spirits
الکل سفید
alcoholic
معتادبنوشیدن الکل
monohydric alcohol
مونوهیدریک الکل
wood spirit
الکل چوب
wood alcohol
الکل چوب
wood alcohol
الکل متانول
ethyl alcohol
الکل اتیلیک
ethanol
الکل معمولی
ethyl alcohol
الکل معمولی
polyalcohol
پلی الکل
primary alcohol
الکل نوع اول
hard drink
مشروب قوی و پر الکل
alcoholize
بصورت الکل دراوردن
absolute ethyl alcohol
اتیل الکل مطلق
secondary alcohol
الکل نوع دوم
wood alcohol
الکل چوب متانول
polyhydric alcohol
پلی هیدریک الکل
polyvinyl alcohol
پلی وینیل الکل
kvass
ابجو کم الکل روسی
vinic
مربوط به شراب یا الکل
trihydric alcohol
تری هیدریک الکل
proofs
مقیاس خلوص الکل
proof
مقیاس خلوص الکل
p.v.a
پلی وینیل الکل
mercaptan
الکل گوگرد دار
polyhydroxcy alcohol
الکل چند عاملی
alcoholism
اعتیاد به نوشیدن الکل
lacquers
لاک الکل زدن
spirit stain
رنگ لاک الکل
ethyl alcohol
الکل اتیل دار
alcoholism
تاثیر الکل در مزاج
aquavitae
الکل تصفیه نشده
strong drink
مشروب قوی و پر الکل
tertiary alcohol
الکل نوع سوم
lacquer
لاک الکل زدن
The sharp smell of alcohol
بوی تند وتیز الکل
alcoholize
تحت تاثیر الکل دراوردن
methanol
الکل متیلیک بفرمول OH 3CH
varnishing
لاک الکل زدن به جلازدن به
varnishes
لاک الکل زدن به جلازدن به
small beer
ابجو پست وکم الکل
varnish
لاک الکل زدن به جلازدن به
vinometer
الت سنجش الکل شراب
methylate
بصورت الکل چوب در اوردن
varnished
لاک الکل زدن به جلازدن به
off the wagon
<idiom>
دوباره شروع به خوردن الکل کردن
geraniol
الکل اشباع شده مایع و معطر
alcohol-free beer
آبجوی بدون الکل
[غذا و آشپزخانه]
pyroxilin
یکجور باروت پنبه که در الکل اب میشود
near beer
[American]
آبجوی بدون الکل
[غذا و آشپزخانه]
non-alcoholic beer
آبجوی بدون الکل
[غذا و آشپزخانه]
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
to quit something cold turkey
چیزی را یکدفعه ترک کردن
[مانند سیگار یا الکل]
acetum
حل مواد معطر درمحلولی مرکب از اسید استیک و الکل و اب
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
chaser
آب میوه یا آبجو
[ یا نوشیدنی کم الکلی]
که پشت مشروب قوی و پر الکل می نوشند
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
ether
مایع سبکی که ازتقطیر الکل و جوهرگوگردبدست میایدو برای بیهوش کردن اشخاص بکارمی رود
cellulose acetate
ترموپلاستیکی متشکل ازسلولز و اسیداستیک که درابریشمهای مصنوعی فیلم لاک الکل و غیره بکار میرود
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic
دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
end stopped
دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions
دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
Indo-persian rug
قالی هندی با طرح ایرانی
[اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
off colored
دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
monadelphous
دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
polyisotopic
دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
lager
ابجو نارس ابجو کم الکل
lagers
ابجو نارس ابجو کم الکل
winey
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winy
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pentadactyl
دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
three-legged
دارای سه پا
trilinear
دارای سه خط
three legged
دارای سه پا
footy
دارای پا
iodic
دارای ید
bilabiate
دارای دو لب
fraught with
دارای
odoriferous
دارای بو
glochidiate
دارای مو
equivocal
دارای دومعنی
melodious
دارای ملودی
of that ilk
دارای همان جا
pelliculate
دارای پوسته
twofold
دارای دو چیز
plumose
دارای دسته پر
multilineal
دارای چندین خط
palmy
دارای نخل
papillose
دارای برامدگی
backed
دارای پشت
melodic
دارای ملودی
myrrhic
دارای بوی مر
stannic
دارای قلع
formal
دارای فکر
staminate
دارای جرثومه نر
splash
دارای ترشح
nucleate
دارای هسته
splashes
دارای ترشح
splashing
دارای ترشح
salaried
دارای حقوق
prerogatives
دارای حق ویژه
prerogative
دارای حق ویژه
nitrous
دارای شوره
straight line
دارای خط مستقیم
myrrhy
دارای بوی مر
overbusy
دارای کارزیاد
synonymous
دارای تشابه
pulsant
دارای تپش
prerogatived
دارای حق ویژه
preemptor
دارای حق شفعه
pre emptive
دارای حق شفعه
weighted
دارای وزن
rugose
دارای رکه
sabulous
دارای شن ریزه
self abnegating
دارای کف نفس
shelterer
دارای حفاظ
bumpiness
دارای برامدگی
pseudonymous
دارای تخلص
reversioner
دارای حق رجوع
pulsatile
دارای تپش
primiparous
دارای یک اولاد
quartziferous
دارای در کوهی
primipara
دارای یک اولاد
rarely beautiful
دارای زیبائی
rattly
دارای صدای تق تق
reboant
دارای واکنش
stannous
دارای قلع
shoaly
دارای جاهای کم اب
silicifoeous
دارای در کوهی
pileate
دارای کلاهک
energetic
دارای انرژی
petiolated
دارای دمگل
petiolate
دارای دمگل
stilted
دارای چوب پا
splashy
دارای ترشح
synonymous
دارای ترادف
short-range
دارای برد کم
pinnular
دارای برگچه
pinnular
دارای بالچه
polygamous
دارای چند زن
social minded
دارای افکاراجتماعی
rifled
دارای خان
sonant
دارای اهنگ
spiriferous
دارای عضومارپیچی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com