English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
mammilary دارای برامدگیهای پستان مانند
Other Matches
tuberculoid مانند برامدگیهای سلی
mammillary پستان مانند بصورت پستان
mammiform پستان مانند بصورت پستان
nodose دارای برامدگیهای مشخص
nodous دارای برامدگیهای مشخص
nodulose دارای برامدگیهای ریز
nodulous دارای برامدگیهای ریز
tuberculate دارای برامدگیهای سلی
snagged پراز ته شاخه دارای برامدگیهای ناصاف
bosomy پستان مانند
mastoid پستان مانند
udder پستان گاو و مانند ان
udders پستان گاو و مانند ان
mastodynia پستان مانند پستانی
mammila اندام یا چیز دیگرکه مانند پستان باشد
mammilate دارای پستان
bosoms دارای پستان شدن
bosom دارای پستان شدن
mammillate دارای پستان یا پستانک
bosomy دارای پستان برجسته
mastectomy پاره کردن وبرداشتن پستان یا قسمتی از پستان
mastectomies پاره کردن وبرداشتن پستان یا قسمتی از پستان
breasts نوک پستان هرچیزی شبیه پستان
breast نوک پستان هرچیزی شبیه پستان
asteriated دارای اشعهء ستاره مانند
vulviform دارای شکاف فرج مانند
discifloral دارای گلهای صفحه مانند
gramineous علف مانند دارای غلات
xylocarpous دارای میوه چوب مانند
sawtooth دارای دندانه اره مانند
crutched دارای تکهای که مانند چلیپاباشد
saw toothed دارای دندانه اره مانند
runcinate دارای دندانههای اره مانند
globy گوی مانند دارای گلولههای ریز
bicornuate دارای دوشاخ یا زوائد شاخ مانند
globe like گوی مانند دارای گلولههای ریز
rhizomatous دارای ساقههای ریشه مانند زیرزمینی
mooned دارای نشان هلال ماه مانند
acid سرکه مانند دارای خاصیت اسید
acids سرکه مانند دارای خاصیت اسید
high octane دارای اکتان زیاد مانند بنزین سوپر
doughface دارای صورتی مانند خمیر گوشت الود
winy شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
papilloma ورم یا برامدگیهای پوستی
scabbier جرب دار دارای خالهای جرب مانند
scabbiest جرب دار دارای خالهای جرب مانند
scabby جرب دار دارای خالهای جرب مانند
papillary مانند برامدگی دارای برامدگی
actinoid دارای شعاع مانند شعاع
breasts پستان
sebesten سگ پستان
breast پستان
Milky Way پستان زن
mammilary پستان
mamma پستان
mammilliform پستان
breast-fed با پستان شیردادن
chesty درشت پستان
bras پستان بند
full breasted بزرگ پستان
breast-feed با پستان شیردادن
papilla نوک پستان
bodice پستان بند
bodices پستان بند
plumper پستان مصنوعی
breast-feeds با پستان شیردادن
garget پستان درد
garget اماس پستان
brassieres پستان بند
dug نوک پستان
mastitis ورم پستان
weans از پستان گرفتن
mastodynia پستان درد
nipple نوک پستان
weaned از پستان گرفتن
nipples نوک پستان
wean از پستان گرفتن
teat نوک پستان
teats نوک پستان
to suck milk پستان مکیدن
mammalgia پستان درد
pap نوک پستان
mammila نوک پستان
mammary مربوط به پستان
bra پستان بند
brassiere پستان بند
bushbabies گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
bushbaby گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
tit دختریازن نوک پستان
tits دختریازن نوک پستان
breast-feed شیر پستان دادن
breast-fed شیر پستان دادن
mastitis اماس غدههای پستان
mammary gland دژپیه یا غده پستان
nipples ازنوک پستان خوردن
nipple ازنوک پستان خوردن
acromastitis اماس نوک پستان
breast-feeds شیر پستان دادن
falsie لایی پستان بند
teats شبیه نوک پستان
teat شبیه نوک پستان
pap هر چیزی شبیه نوک پستان
lamellate لایه مانند ورقه مانند
fossiliferous فسیل مانند سنگواره مانند
She is laying a guilt trip on [is guilt-tripping] me for not breast feeding. او [زن] به من احساس گناه کاربودن میدهد چونکه من [به او] شیر پستان نمی دهم.
falsie پارچه یالاستیکی که بشکل پستان ساخته اند و درپستان بند کارمیرود
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
adjustable wheel چرخ تنظیم پذیر [مانند بلندی] [چرخ تطبیق پذیر] [مانند نوع جاده]
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
monadelphous دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
off colored دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
polyisotopic دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
pentadactyl دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
capillaceous مانند نخ
plumose پر مانند
etcetera و مانند ان
tougher پی مانند
after the example of مانند
foggier مانند مه
foggiest مانند مه
foggy مانند مه
unapproachable بی مانند
threadlike نخ مانند
gypsiferous گچ مانند
frothy کف مانند
capitate مانند سر
similar مانند
liplike لب مانند
nearing مانند
nearest مانند
encephaloid مخ مانند
nearer مانند
tendinous بی مانند
icily یخ مانند
as مانند
near مانند
near- مانند
nears مانند
lambdoid مانند
tough پی مانند
impish جن مانند
mammilliform مانند
string نخ مانند
castellated دژ مانند
inapproachable بی مانند
vide مانند
thready نخ مانند
toughest پی مانند
mammilary مانند
neared مانند
filiform نخ مانند
reedier نی مانند
argillaceous رس مانند
argillaceous گل مانند
unequaled بی مانند
floriform گل مانند
fluty نی مانند
penniform پر مانند
plumelike پر مانند
aquiform اب مانند
unique بی مانند
womanlike زن مانند
unparalleled بی مانند
simulant مانند
incomparable بی مانند
inimitable بی مانند
unprecedented بی مانند
similiar مانند
arundinaceous نی مانند
without an e. بی مانند
etc و مانند آن
analogous مانند
feathery پر مانند
reediest نی مانند
analogues مانند
analogue مانند
and so on و مانند ان
unequalled بی مانند
unprecedentedly بی مانند
goatish بز مانند
blotchy لک مانند
uniquely بی مانند
analog مانند
reedy نی مانند
fulidal اب مانند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com