English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (13 milliseconds)
English Persian
ferrous دارای ترکیبات اهن
ferric دارای ترکیبات اهن
Search result with all words
heteromerous دارای ترکیبات غیر مربوط ونامتجانس
stannous دارای ترکیبات قلع دو فرفیتی
Other Matches
compounds of iron ترکیبات اهن
trace compounds ترکیبات کم مقدار
hydrocarbons ترکیبات هیدروکربن
hydrocarbon ترکیبات هیدروکربن
sandwich compounds ترکیبات ساندویچی
spiro compounds ترکیبات اسپیرو
saliniferous ترکیبات نمک زا
coordination compounds ترکیبات کوئوردیناسیون
homologous series ترکیبات همرده
charge transfer compounds ترکیبات انتقال بار
clathrate compounds ترکیبات اندرون گیر
interhalogen compounds ترکیبات بین هالوژنی
homocyclic compounds ترکیبات جور حلقه
intermetallic compounds ترکیبات بین فلزی
heterocyclic compounds ترکیبات ناجور حلقه
dispensatory کتاب ترکیبات دارویی داروخانه
fusion principle اصل ترکیبات جوش خورده
carbohydrate ترکیبات خنثی کربن واکسیژن وهیدرژن
carbohydrates ترکیبات خنثی کربن واکسیژن وهیدرژن
platinize با پلاتین و ترکیبات ان مخلوط کردن یا اندودن
turborocket ترکیبات گوناگونی از توربین گاز و راکت در یک موتور
continuous tone image تصویر تشکیل شده از ترکیبات نواحی مجزا
micronutrient ترکیبات اصلی ومغذی که بمقدار خیلی کمی برای زندگی لازمست
color code روشی برای مشخص کردن یک جسم یا خواص ان با استفاده از ترکیبات مختلف رنگها
purpurin رنگ ارغوان یا قرمز [که از تلفیق روناس با ترکیبات فلزی دیگر بدست می آید.]
semantics 1-بخشی از زبان که مربوط به معنای کلمات بخشهای کلمات یا ترکیبات آنهاست . 2-
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
isotropic solutions دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
polyisotopic دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
off colored دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
monadelphous دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
winy شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pentadactyl دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
footy دارای پا
odoriferous دارای بو
fraught with دارای
glochidiate دارای مو
iodic دارای ید
three legged دارای سه پا
trilinear دارای سه خط
bilabiate دارای دو لب
three-legged دارای سه پا
preferable دارای رجحان
starchy دارای نشاسته
accentual دارای تاکید
self abnegating دارای کف نفس
handy <adj.> دارای مزیت
acetylate دارای ریشهء
acetylize دارای ریشهء
short-range دارای برد کم
entitative دارای وجودخارجی
equivocal دارای دومعنی
backed دارای پشت
alcoholics دارای الکل
sexagenary دارای سن 06 تا96
alcoholic دارای الکل
swell butted دارای ته گنده
syntonic دارای بسامدمشابه
short range دارای برد کم
basined دارای ابگیر
accredited دارای اعتبارنامه
terahenous دارای 4 مادگی
testate دارای وصیت
glanduliferous دارای غد دکوچک
glary دارای تشعشع
knobby دارای برامدگی
prurient دارای فکرشهوانی
reversioner دارای حق رجوع
privileged دارای امتیاز
legitimating دارای حق مشروع
geniculate دارای زانویی
rugose دارای رکه
rifled دارای خان
dyslogistic دارای خاطرات بد
splashy دارای ترشح
ternal دارای سه تغییر
pelliculate دارای پوسته
musicals دارای اهنگ
sabulous دارای شن ریزه
musical دارای اهنگ
reboant دارای واکنش
shelterer دارای حفاظ
feldspathic دارای فلدسپار
straight line دارای خط مستقیم
aluminous دارای زاج
antithetic دارای ضد ونقیض
antithetical دارای ضد ونقیض
arbitrative دارای اختیارحکمیت
spirituous دارای الکل
spiriferous دارای عضومارپیچی
legitimate دارای حق مشروع
squib دارای صدای فش فش
redundant دارای اطناب
squibs دارای صدای فش فش
febile دارای حالت تب
low-spirited دارای روحیه بد
staminate دارای جرثومه نر
amphibolic دارای دو معنی
stannic دارای قلع
stannous دارای قلع
deficient دارای کمبود
far reaching دارای اثرزیاد
legitimated دارای حق مشروع
legitimates دارای حق مشروع
social minded دارای افکاراجتماعی
adamantean دارای تلئلو
bigamous دارای دو زن یا دو شوهر
silicifoeous دارای در کوهی
monogamous دارای یک زن یا یک شوهر
floaty دارای اب نشین کم
shoaly دارای جاهای کم اب
foliolate دارای برگچه
fibrinous دارای مودلیفی
low spirited دارای روحیه بد
flabby دارای عضلات شل
strontic دارای استرونیوم
artiodactyl دارای سم شکافته
azotic دارای ازت
sonant دارای اهنگ
artiodactylous دارای سم شکافته
sulfureous دارای گوگرد
aulait دارای شیر
rectilinear دارای مسیرمستقیم
monogamous دارای یک همسر
rattly دارای صدای تق تق
instinct with force دارای زور
multifid دارای چندشکاف
stilted دارای چوب پا
isogenous دارای یک منبع
muciferous دارای مخاط
synonymous دارای ترادف
synonymous دارای تشابه
keyed دارای جاانگشتی
keeled دارای تبر ته
monopetalous دارای یک گلبرگ
monometallic دارای یک فلز
keratinous دارای موادشاخی
multiflorous دارای بیش از سه گل
multilineal دارای چندین خط
intercommunicate دارای مراوده
nucleate دارای هسته
invested with power دارای اختیار
iodous دارای یود
nitrous دارای شوره
overlapping دارای اشتراک
hook-nosed دارای بینی کج
hook nosed دارای بینی کج
myrrhy دارای بوی مر
myrrhic دارای بوی مر
energetic دارای انرژی
electives دارای حق انتخاب
monoclinal دارای یک شیب
monatomic دارای یک جوهرفرد
mammilate دارای پستان
magneto دارای مغناطیس
splash دارای ترشح
splashes دارای ترشح
splashing دارای ترشح
lean to دارای چارطاقی
ledgy دارای طاقچه
longheaded دارای سردراز
twofold دارای دو چیز
lippy پر رو دارای لب اویزان
lobated دارای نرمه
formal دارای فکر
knock kneed دارای زانوی کج
monandrous دارای یک شوهر
elective دارای حق انتخاب
melodious دارای ملودی
melodic دارای ملودی
miasmatic دارای دمه بد بو
miasmal دارای دمه بد بو
prerogative دارای حق ویژه
prerogatives دارای حق ویژه
kibed دارای شکاف
knarred دارای برامدگی
salaried دارای حقوق
lobate دارای نرمه
hectic دارای تب لازم
behind دارای پس افت
pre emptive دارای حق شفعه
ambivalence دارای دو جنبه
hexameter دارای شش وزن
isometrics دارای یک میزان
isometric دارای یک میزان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com