Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
undersexed
دارای تمایل جنسی کمتر ازطبیعی
Other Matches
frigid
دارای اندکی تمایل جنسی
frigidity
کمی تمایل درقوای جنسی
declinatory
دارای تمایل
levorotatory
دارای تمایل چرخش بطرف چپ چپ گرد
levorotary
دارای تمایل چرخش بطرف چپ چپ گرد
undermanned
دارای نفرات کمتر از میزان لازم
undersexed
دارای ناتوانی جنسی
sexed
دارای خاصیت جنسی
gamic
دارای خاصیت جنسی
oversexed
دارای تمایلات جنسی زیاد شهوتران
homosporous
دارای یکنوع هاگ غیر جنسی
sexier
دارای تمایلات جنسی شهوت انگیز
sexiest
دارای تمایلات جنسی شهوت انگیز
sexy
دارای تمایلات جنسی شهوت انگیز
homosexual
دارای احساسات جنسی نسبت به جنس موافق
autosexing
دارای صفات جنسی مغایر بانوع خود
homosexuals
دارای احساسات جنسی نسبت به جنس موافق
haploid
دارای نیمی ازکروموزومهای اصلی مانندکروموسوم سلولهای جنسی
haplont
موجوداتی که دارای تعداد کروموزوم هایی مانندسلولهای جنسی هستند
choke bore
روکشی برای سوراخ کردن یاتراش دادن داخل سیلندر که قسمت بالای ان دارای قطری کمتر از قطر اصلی سیلندرمیباشد
bisexual
دارای علاقه جنسی به جنس مقابل وبه جنس خود
bisexuals
دارای علاقه جنسی به جنس مقابل وبه جنس خود
gametophyte
گیاه یا نژادی از گیاه که دارای عضو جنسی تناوبی
androgen
هورمونهای جنسی که باعث ایجاد صفات ثانویه جنسی درمرد
estrogen
هورمن جنسی زنانه که موجب بروز سفات جنسی ثانویه زنان میشود
erogenous
ارضاکننده تحریکات شهوانی و جنسی محرک احساسات جنسی
exhibitionism
نوعی انحرافات جنسی که دران شخص بوسیله نشان دادن الت جنسی خود احساسات شهوانی رافرومینشاند عریان گرائی
oogamous
دارای یاخته جنسی نر کوچک و متحرک و یاخته ماده بزرگ و غیر متحرک
isogamete
سلول جنسی که ازنظر شکل و کار از سلول جنسی جفت خود قابل تشخیص نیست
sex
احساسات جنسی روابط جنسی
sexes
احساسات جنسی روابط جنسی
oogamete
سلول جنسی ماده یاخته جنسی ماده
tendency
تمایل
sentiment
تمایل
tendencies
تمایل
gravitation
تمایل
disposition
تمایل
month's mind
تمایل
proneness
تمایل
proclivity
تمایل
propensities
تمایل
propensity
تمایل
leaning
تمایل
recumbency
تمایل
trepan
تمایل
intention
تمایل
proclivities
تمایل
would
تمایل
declination
تمایل
intentions
تمایل
left justification
تمایل به چپ
trend
تمایل
aclinic
بی تمایل
leanings
تمایل
unwilling
بی تمایل
disinclined
بی تمایل
liking
تمایل
pendulums
تمایل
pendulum
تمایل
trends
تمایل
appetency
تمایل
addictedness
تمایل
nisus
تمایل
orientation
تمایل
appetence
تمایل
appetence or tency
تمایل
minus
کمتر
less than
کمتر از
lesser
کمتر
short
کمتر
Lt
کمتر از
shortest
کمتر
shorter
کمتر
infrequently
کمتر
in a less degree
کمتر
less
کمتر
minor
کمتر
much less
کمتر
caprice
تمایل فکری
tilted
کجی تمایل
tilts
کجی تمایل
proclivity to steal
تمایل بدزدی
predilection
تمایل قبلی
fugitiveness
تمایل به فرار
disinclination
عدم تمایل
sinistral
تمایل بچپ
portraint orientation
تمایل عمودی
predilections
تمایل قبلی
predispostion
تمایل قبلی
landscape orientation
تمایل افقی
affects
تمایل داشتن
gust
تمایل مزمزه
gusts
تمایل مزمزه
hang
تردید تمایل
hangs
تردید تمایل
propensity to consume
تمایل به مصرف
the herd instinct
تمایل بگروه
fantasies
میل تمایل
aptitudes
تمایل طبیعی
fantasy
میل تمایل
aptitude
تمایل طبیعی
affect
تمایل داشتن
propend
تمایل داشتن
tilt
کجی تمایل
caprices
تمایل فکری
self immolation
تمایل به خودکشی
veins
حالت تمایل
streaking
تمایل میل
polarities
تمایل قطبی
polarity
تمایل قطبی
streaked
تمایل میل
streak
تمایل میل
falloff
تمایل داشتن
lean
تمایل داشتن
antipathetic
فاقد تمایل
leaned
تمایل داشتن
leans
تمایل داشتن
wish
[would like]
تمایل داشتن
inclination
تمایل شیب
inclining
تعظیم تمایل
vein
حالت تمایل
work effort
تمایل به کار
streaks
تمایل میل
reactive tendency
تمایل واکنشی
preoccupations
تمایل شیفتگی
trepan
تمایل داشتن
central tendency
تمایل به مرکز
list
تمایل کجی
propensity
تمایل طبیعی
propensities
تمایل طبیعی
preoccupation
تمایل شیفتگی
against his grain
برخلاف تمایل او
sub-
در معنای کمتر
inside of a week
کمتر از یک هفته
minority
بخش کمتر
he would not accept less
دو روز کمتر
low price
قیمت کمتر
cut back
<idiom>
استفاده کمتر
minorities
بخش کمتر
inside of a week
در یک هفته کمتر
A smaller number . Fewer .
تعداد کمتر
argumentativeness
تمایل یاعادت به جدال
bias
تمایل بیک طرف
tendency toward something
تمایل به سوی چیزی
biases
تمایل بیک طرف
take to
تمایل پیدا کردن به
kindlily
با تمایل به مهربانی مهربانانه
uptrend
تمایل بسوی بالا
yen
تمایل رغبت شدید
take to
تمایل پیدا کردن
low marginal propensity to cunsume
تمایل ارام به مصرف
marginal propensity to absorb
تمایل نهائی به جذب
marginal propensity to expend
تمایل نهائی به مخارج
proclivity
تمایل طبیعی بچیز بد
proclivities
تمایل طبیعی بچیز بد
tilt angle
زاویه تمایل به طرفین
to take a ply
تمایل پیدا کردن
evasiveness
تمایل به طفره یاگریز
express willingness
اظهار تمایل کردن
rapprochement
نزدیکی تمایل بدوستی
inclination for any thing
تمایل یا میل بچیزی
propensity to do evil
تمایل به بدی کردن
turn
تمایل تغییر جهت
turns
تمایل تغییر جهت
hade
تمایل پیدا کردن
odds
تمایل بیک سو احتمالات
shoat
خوک کمتر از یک سال
below par
کمتر از بهای اسمی
below par
کمتر از ارزش اسمی
hypotrophy
رشد کمتر ازمعمول
underprice
قیمت کمتر از رقیب
ammo minus
مهمات کمتر از نصف
under-
پایین تراز کمتر از
shorthanded
ادامه با بازیگر کمتر
stroking
راندن کمتر از فرفیت
less than container load
کمتر از فرفیت کانتینر
underexpose
کمتر از حد لزوم در معرض
under
پایین تراز کمتر از
underquote
کمتر مظنه دادن
short-change
کمتر پول دادن
short-changed
کمتر پول دادن
short-changes
کمتر پول دادن
short-changing
کمتر پول دادن
stroke
راندن کمتر از فرفیت
le
to Equal or Than Less کمتر از یا برابر با
strokes
راندن کمتر از فرفیت
stroked
راندن کمتر از فرفیت
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
worldliness
تمایل به ماده پرستی و جسمانیت
adductor
تمایل عضو بطرف محور
prepossession
اشغال قبلی تمایل بیجهت
tenors
تمایل صدای زیر مردانه
heredity
تمایل برگشت باصل توارث
desirability
درجه تمایل شرایط مطلوب
diminishing utility
قانون تقلیل تمایل به مصرف
helm
تمایل قایق به انحراف از مسیر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com