English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
tungstic دارای تنگستن
Other Matches
wolform تنگستن
tungesten تنگستن
tungsten تنگستن
k tungsten sensitivity حساسیت تنگستن در 4582کلوین
tungsten steel فولاد تنگستن دار
steels containing tungsten فولادهی تنگستن دار
platinoid الیاژی از مس ونیکل و تنگستن
anticathode قطب مثبت برق صفحهء پلاتین یا تنگستن دولولهء اشعهء مجهول
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
monadelphous دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
polyisotopic دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
off colored دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
winey شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winy شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pentadactyl دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
odoriferous دارای بو
iodic دارای ید
glochidiate دارای مو
trilinear دارای سه خط
fraught with دارای
footy دارای پا
bilabiate دارای دو لب
three legged دارای سه پا
three-legged دارای سه پا
monogamous دارای یک همسر
alcoholics دارای الکل
deadbeats دارای سکون
portentous دارای فال بد
nucleate دارای هسته
nitrous دارای شوره
myrrhy دارای بوی مر
myrrhic دارای بوی مر
multilineal دارای چندین خط
multiflorous دارای بیش از سه گل
monogamous دارای یک زن یا یک شوهر
of that ilk دارای همان جا
petiolated دارای دمگل
petiolate دارای دمگل
strontic دارای استرونیوم
sulfureous دارای گوگرد
pelliculate دارای پوسته
papillose دارای برامدگی
palmy دارای نخل
overbusy دارای کارزیاد
bigamous دارای دو زن یا دو شوهر
weighted دارای وزن
multifid دارای چندشکاف
alcoholic دارای الکل
energetic دارای انرژی
monandrous دارای یک شوهر
miasmatic دارای دمه بد بو
miasmal دارای دمه بد بو
melodious دارای ملودی
prerogative دارای حق ویژه
prerogatives دارای حق ویژه
mammilate دارای پستان
salaried دارای حقوق
magneto دارای مغناطیس
formal دارای فکر
monatomic دارای یک جوهرفرد
monoclinal دارای یک شیب
swell butted دارای ته گنده
muciferous دارای مخاط
syntonic دارای بسامدمشابه
stilted دارای چوب پا
monopetalous دارای یک گلبرگ
synonymous دارای ترادف
stannous دارای قلع
preferable دارای رجحان
synonymous دارای تشابه
monometallic دارای یک فلز
deadbeat دارای سکون
pileate دارای کلاهک
shoaly دارای جاهای کم اب
flabby دارای عضلات شل
rectilinear دارای مسیرمستقیم
legitimating دارای حق مشروع
legitimates دارای حق مشروع
legitimated دارای حق مشروع
legitimate دارای حق مشروع
reversioner دارای حق رجوع
reboant دارای واکنش
rattly دارای صدای تق تق
rarely beautiful دارای زیبائی
social minded دارای افکاراجتماعی
silicifoeous دارای در کوهی
rugose دارای رکه
shelterer دارای حفاظ
sexagenary دارای سن 06 تا96
equivocal دارای دومعنی
backed دارای پشت
short range دارای برد کم
short-range دارای برد کم
handy <adj.> دارای مزیت
self abnegating دارای کف نفس
rifled دارای خان
sabulous دارای شن ریزه
sonant دارای اهنگ
quartziferous دارای در کوهی
pulsatile دارای تپش
low-spirited دارای روحیه بد
low spirited دارای روحیه بد
polygamous دارای چند زن
plumose دارای دسته پر
staminate دارای جرثومه نر
stannic دارای قلع
squibs دارای صدای فش فش
squib دارای صدای فش فش
pinnular دارای بالچه
pinnular دارای برگچه
melodic دارای ملودی
splashy دارای ترشح
pre emptive دارای حق شفعه
spiriferous دارای عضومارپیچی
pulsant دارای تپش
pseudonymous دارای تخلص
primiparous دارای یک اولاد
spirituous دارای الکل
redundant دارای اطناب
deficient دارای کمبود
primipara دارای یک اولاد
prerogatived دارای حق ویژه
preemptor دارای حق شفعه
straight line دارای خط مستقیم
acetylize دارای ریشهء
dyslogistic دارای خاطرات بد
double tongued دارای دوقول
azotic دارای ازت
dolose دارای قصدجرم
basined دارای ابگیر
dipteran دارای دو بال
bicentric دارای دومرکز
bichrome دارای دو رنگ
dipolar دارای دو قطب
diplopodous دارای هزار پا
dipetalous دارای دوگلبرگ
dimply دارای فرورفتگی
dimorphic دارای دو شکل
aulait دارای شیر
artiodactylous دارای سم شکافته
floaty دارای اب نشین کم
fibrinous دارای مودلیفی
feldspathic دارای فلدسپار
febile دارای حالت تب
adamantean دارای تلئلو
far reaching دارای اثرزیاد
aluminous دارای زاج
amphibolic دارای دو معنی
entitative دارای وجودخارجی
antithetic دارای ضد ونقیض
antithetical دارای ضد ونقیض
arbitrative دارای اختیارحکمیت
artiodactyl دارای سم شکافته
dichotomous دارای دو بخش
bimolecular دارای دوملکول
bimorphemic دارای دوشکل
cuspidal دارای برامدگی
buckish دارای خوی بز
bumpiness دارای برامدگی
cretaceous دارای گچ فراوان
calcareous دارای کلسیم
calcic دارای اهک
crepitant دارای صدای خش خش
capitated دارای سرمجزا
copperbottomed دارای ته مسی
cloven foot دارای پا یا سم شکافته
cephalous دارای کله
cirrous دارای اویز
chinned دارای چانه
dartrous دارای تبخال
declinatory دارای تمایل
bimotored دارای دوموتور
binaural دارای دو گوش
binocular دارای دو چشم
binuclear دارای دو هسته
binucleate دارای دو هسته
binucleated دارای دو هسته
bipartite دارای دوقسمت
biradial دارای دوشعاع
biramous دارای دو شاخه
bisulcate دارای دوشکاف
diandrous دارای دوپرچم
bizonal دارای دومنطقه
bodied دارای بدن
cingulate دارای کمربند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com