English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (14 milliseconds)
English Persian
prerogative دارای حق ویژه
prerogatives دارای حق ویژه
prerogatived دارای حق ویژه
Search result with all words
tendentious دارای گرایش ویژه وعمدی
privileged دارای امتیاز یا حق ویژه
bested دارای حالت ویژه
Other Matches
idiosyncrasies طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
idiosyncrasy طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
to watch for certain symptoms توجه کردن به نشانه های ویژه [علایم ویژه مرض ]
special interest groups گروههایی با علاقه ویژه گروه مشترک المنافع ویژه
specialities کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
speciality کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
specialty کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
idiocrasy طبیعت ویژه طرز فکر ویژه
praetorial متعلق به گارد ویژه سربازی که جز گارد ویژه است
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
special ویژه
nets ویژه
net ویژه
special <adj.> ویژه
extra <adj.> ویژه
paticular ویژه
nett ویژه
privilege حق ویژه
particulars ویژه
peculiar ویژه
special character ویژه
express ویژه
extra special ویژه
specialists ویژه گر
prerogative حق ویژه
expressing ویژه
expressed ویژه
expert ویژه گر
prerogatives حق ویژه
expresses ویژه
experts ویژه گر
specially ویژه
priviege حق ویژه
particular ویژه
specific humidity نم ویژه
adhoc ویژه
idiocrasy ویژه
specialist ویژه گر
specifics ویژه
specific ویژه
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
standing orders اوامر ویژه
preceptorial ویژه اموزگاری
standing order اوامر ویژه
morbid ویژه ناخوشی
speleologist ویژه گر غارشناسی
praetorian guard گارد ویژه
booths جای ویژه
penologist ویژه گر کیفرشناسی
rarely بااستادی ویژه
characteristics نشان ویژه
specific gravities گرانی ویژه
specific heat گرمای ویژه
extraordinary meeting نشست ویژه
special session نشست ویژه
booth جای ویژه
specific gravity گرانی ویژه
body guard هنگ ویژه
experts ویژه کار
expert ویژه کار
specialist ویژه کار
proper value ویژه مقدار
specialists ویژه کار
net profit سود ویژه
life guard هنگ ویژه
specialty ویژه گری
characteristic نشان ویژه
characteristic root ویژه مقدار
characteristic number ویژه مقدار
monographs ویژه نگاشت
monograph ویژه نگاشت
monkish ویژه راهبان
cariologist ویژه گر قلب
monocular ویژه یک چشم
byelaw قانون ویژه
garb پوشاک ویژه
dead weights ویژه وزن
dead weight ویژه وزن
characteristic function ویژه تابع
characteristically نشان ویژه
lingo زبان ویژه
physiologists ویژه گر فیزیولوژی
physiologist ویژه گر فیزیولوژی
acoustician ویژه گر اواشنود
bylaw قانون ویژه
particular lien حق حبس ویژه
(not one's) cup of tea <idiom> علاقه ویژه
idioms تعبیر ویژه
idioms زبان ویژه
idiom تعبیر ویژه
idiom زبان ویژه
special effects جلوههای ویژه
specializing ویژه گری
lingoes زبان ویژه
specialises ویژه گری
specialising ویژه گری
lacrimal ویژه اشک
lachrymal ویژه اشک
conizance نشان ویژه
labeled cargo کالای ویژه
specialize ویژه گری
specializes ویژه گری
kink ویژه گی فرریز
special passport پاسپورت ویژه
special party گروه ویژه
special duty کار ویژه
special drawing rights حق برداشت ویژه
special drawing right حق برداشت ویژه
special deposits سپردههای ویژه
relative density گرانی ویژه
special character دخشه ویژه
special symbol نماد ویژه
specific donor دهنده ویژه
specific cost هزینه ویژه
species specific نوع- ویژه
resistivity مقاومت ویژه
special verdict تصمیم ویژه
traits نشان ویژه
trait نشان ویژه
capital ارزش ویژه
special case مورد ویژه
ecotype بوم ویژه
eigenfunction ویژه تابع
eigenvalue ویژه مقدار
electrical resistivity مقاومت ویژه
zoologist ویژه گرجانورشناسی
versions شرح ویژه
nutritionists ویژه گر تغذیه
version شرح ویژه
stall لژ جایگاه ویژه
juvenile ویژه نو جوانان
endemical ویژه یک قوم
singular matrix ماتریش ویژه
regiospecific جهت ویژه
juveniles ویژه نو جوانان
habiliments جامه ویژه
special agreement قرارداد ویژه
proper function ویژه تابع
proper volume ویژه حجم
gastronomist ویژه گرخوراک
nutritionist ویژه گر تغذیه
quantum state ویژه حالت
singular matrix ماتریس ویژه
stalling لژ جایگاه ویژه
specific drawdown افت ویژه
specific resistance مقاومت ویژه
favourite or vor ویژه مخصوص
specific weight سنگینی ویژه
specific volume حجم ویژه
prerogative حق یا امتیاز ویژه
prerogatives حق یا امتیاز ویژه
specific viscosity گرانروی ویژه
neurologist ویژه گر اعصاب
special bastard حرامزاده ویژه
speciality ویژه گری
specialities ویژه گری
specific rotation چرخش ویژه
indicium نشانه ویژه
lineaments نشان ویژه
lineament نشان ویژه
extra equipment متعلقات ویژه
specific weight وزن ویژه
specific lattice شبکه ویژه
specific heat دمای ویژه
equity capital ارزش ویژه
specific humidity رطوبت ویژه
specialization ویژه گری
self weight ویژه وزن
specialization ویژه کاری
specific yield ابدهی ویژه
theoretician ویژه گردر تئوری
mycologist ویژه گر قارچ شناسی
anesthetist ویژه گر هوش بری
coasters کشتی ویژه خط ساحلی
anesthesiologist ویژه گرهوش بری
metllurgist ویژه گرفلز کاری
mourning paper کاغذ ویژه عزاداری
royal prerogative حق امتیاز ویژه پادشاه
ratio of specific heats نسبت گرمایی ویژه
specialities اختصاص کیفیت ویژه
unit elongation ازدیاد طول ویژه
net ویژه خرج دررفته
serologist ویژه گر سرم شناسی
school slang اصطلاح ویژه اموزشگاه
molecular specific heat گرمای ویژه مولی
speciality اختصاص کیفیت ویژه
asterium عنصر ویژه ستارگان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com