English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
English Persian
absorbent دارای خاصیت جذب درکش
absorbant دارای خاصیت جذب درکش
Other Matches
isogametic دارای خاصیت هم گامیتی
low test دارای خاصیت فراری
curative دارای خاصیت درمانی
alkaline دارای خاصیت قلیایی
agglomerative دارای خاصیت تراکم
alkalescent دارای خاصیت قلیایی
sexed دارای خاصیت جنسی
diastatic دارای خاصیت جوهربزاق
isogamous دارای خاصیت هم گامیتی
gamic دارای خاصیت جنسی
antidotal دارای خاصیت پادزهری
quale شیی دارای خاصیت هوشیاری
persalt نمک دارای خاصیت اسیدی
amphoteric دارای خاصیت اسید و قلیا
paramorphous دارای خاصیت تغییر یابی
paramorphic دارای خاصیت تغییر یابی
balmy دارای خاصیت مرهم خنک کننده
acids سرکه مانند دارای خاصیت اسید
acid سرکه مانند دارای خاصیت اسید
balmiest دارای خاصیت مرهم خنک کننده
balmier دارای خاصیت مرهم خنک کننده
iceland spar کلسیت شفاف دارای خاصیت انکسار مضاعف
vitrescent اماده برای تبدیل به شیشه دارای خاصیت شیشهای
catapulted هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
catapulting هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
catapults هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
catapult هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
actinoelectric اجسامی که دارای خاصیت تولید الکتریسیته در اثر تابش طول موجی متناسب با نورباشند
sponger درکش
absorbing جذاب درکش
pneumaticity خاصیت بادی یا هوایی خاصیت چیزی که با هوای فشرده کار میکند
actinism خاصیت نیروی تشعشعی مخصوصا در نواحی مرئی وغیرمرئی ماوراء بنفش که خاصیت شیمیایی پیدا میکند
sound absorption خاصیت تبدیل انرژی صوتی خاصیت جذب انرژی صوتی
inefficacious بی خاصیت
navigated خاصیت
quale خاصیت
virtues خاصیت
navigating خاصیت
the five predicables خاصیت
affection خاصیت
property خاصیت
reflectiveness خاصیت
propertyless بی خاصیت
navigate خاصیت
virtue خاصیت
navigates خاصیت
neer do well or well بی خاصیت
milkiness خاصیت شیری
alkalescence خاصیت قلیایی
the virtue of drugs خاصیت داروها
causality خاصیت سببی
ductility خاصیت کش امدن
natures نوع خاصیت
nature نوع خاصیت
function خاصیت وجودی
functioned خاصیت وجودی
functions خاصیت وجودی
absorption property خاصیت جذب
adhesive property خاصیت چسبندگی
fungosity خاصیت قارچی
fluffiness خاصیت کرکی
flakiness خاصیت فلسی
vitreosity خاصیت شیشهای
chalkiness خاصیت تباشیری
buoyancy خاصیت شناوری
steeliness خاصیت فولادی
fattiness خاصیت چربی
unmake از خاصیت انداختن
glassiness خاصیت شیشهای
magnetism خاصیت مغناطیسی
gumminess خاصیت صمغی
extensive property خاصیت مقداری
sponginess خاصیت اسفنجی
mealiness خاصیت اردی
mealness خاصیت اردی
mechanicalness خاصیت مکانیکی
gauziness خاصیت گارسی
abnormality خاصیت غیرطبیعی
abnormalities خاصیت غیرطبیعی
impoverish بی خاصیت کردن
pitchiness خاصیت زفتی
astingency خاصیت قبض
recursivity خاصیت بازگشت
impoverished بی خاصیت کردن
impoverishes بی خاصیت کردن
carnosity خاصیت گوشتی
paramorphism خاصیت دگردیسی
ductility خاصیت انگمی
elasticity خاصیت فنری
quantification تعیین خاصیت
chemism خاصیت شیمیایی
deactivate بی خاصیت کردن
non skid quality خاصیت ضد لغزش
silkiness خاصیت ابریشمی
anti knock property خاصیت ضدضربه
powderiness خاصیت گردی
deactivates بی خاصیت کردن
nutritiousness خاصیت غذائی
nutritiveness خاصیت غذایی
impoverishing بی خاصیت کردن
deactivated بی خاصیت کردن
deactivating بی خاصیت کردن
woodiness خاصیت چوبی
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
impenetrableness خاصیت عدم تداخل
heat treating property خاصیت عملیات حرارتی
tonus خاصیت انقباض عضله
acid base behavior خاصیت اسیدی- بازی
capillarity خاصیت موئی مویسانی
prevenience خاصیت جلوگیری کننده
flexibility خاصیت خمش پذیری
acid base catalysis خاصیت اسیدی- بازی
pulpiness خاصیت خمیری یاگوشتی
geomagnetic خاصیت مغناطیسی زمین
corporeity خاصیت جسمی یامادی
illusion of space القاء خاصیت فضایی
corkiness خاصیت چوب پنبهای
inductionless بدون خاصیت القائی
osmosis خاصیت نفوذ وحلول
diathermacy خاصیت هدایت گرما
malleability خاصیت چکش خواری
commutative law خاصیت جابجایی [ریاضی]
soak up <idiom> خاصیت جنب کردنداشتن
asexual فاقد خاصیت جنسی
erotization خاصیت شهوانی یافتن
springiness خاصیت فنری ارتجاع
vitality قدرت یا خاصیت حیاتی
ductility خاصیت فتیله شدن
commutative property خاصیت جابجایی [ریاضی]
elater خاصیت انبساط و گسترش
sliminess خاصیت گلی یا لجنی
plasticity خاصیت شکل افرینی
neer do well or well ادم بی وجود یا بی خاصیت
ductility خاصیت لوله شدن
commutative rule خاصیت جابجایی [ریاضی]
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
acoustic vases [ظروف سفالین با خاصیت آکوستیک]
absorbency خاصیت درکشی یا دراشامی جذب
distributive law خاصیت توزیع پذیری [ریاضی]
ethereality خاصیت اتری یا اثیری روحانیت
nervous nellie ادم محافظه کار و بی خاصیت
adhesion of fibers خاصیت چسبندگی الیاف به یکدیگر
sourness is the p of vinegar ترشی خاصیت سرکه است
male sterile گامتهای عقیم وبی خاصیت نر
distributive law خاصیت پخش پذیری [ریاضی]
de energize از بین بردن خاصیت مغناطیسی
actescence نمایش شیر خاصیت شیری
indiscerptibility خاصیت چیزی که در اثرتجزیه فنانپذیرد
active material موادی که خاصیت تجزیه دارند
distributive rule خاصیت توزیع پذیری [ریاضی]
demagnetize خاصیت مغناطیسی را از بین بردن
despiritualize فاقد خاصیت یا جنبه روحانی کردن
electromagnetism خاصیت مغناطیسی حاصل ازجریانهای الکتریکی
capillarity خاصیت بالا رفتن اب درسوراخهای موئی
basicity خاصیت بازی وقلیایی حالت بنیانی
hot forming property خاصیت تغییر شکل پذیری گرم
objectify خاصیت و ماهیت چیزی رامعین کردن
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
radioactivity خاصیت جسمی که از خودپرتو مجهول بیرون میدهد
radio activity خاصیت جسمی که از خودپرتو مجهول بیرون دهد
incendivity خاصیت اتش زنی که در جرقه الکتریکی هست
vitrescence امادگی برای تبدیل به شیشه خاصیت شیشهای
zooflagellate اغازیان شبه گیاه فاقد خاصیت جذب نور
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
prepositional phrase بخشی از جمله که با حرف اغازگرد دو خاصیت صفت یاقیدیا اسم راپیداکند
neutral soil خاکی که نه خاصیت اسیدی دارد نه قلیائی یعنی پ هاش ان مساوی 7است
pitchstone یکجور خاره اتش فشانی که خاصیت شیشه و صیقل زفت رادارا است
electro magnet اهنی که در تحت تاثیر قوه برق خاصیت مغناطیسی پیداکند اهنربای الکتریکی
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
electromagnet اهنی که بوسیله جریان برق خاصیت مغناطیسی پیدا میکند اهن ربای الکتریکی مغناطیس برقی
isotropic solutions دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
curie point دمای بحرانی منحصر به فردبرای هر ماده که بالاتر از ان مواد فرومانیتیک خاصیت مغناطیسی دائم یاموقت خودرا ازدست میدهند
kemp پشم ضخیم [بیشتر مربوط به ناحیه زیر شکم گوسفند بوده که شکننده است و خاصیت رنگ پذیری کمی دارد.]
plasma display صفحه نمایش با استفاده از خاصیت نورانی بدون گازهای متن صفحه
elasticity خاصیت فنری قابلیت ارتجاع و خم شدن قابلیت انعطاف
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
monadelphous دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
off colored دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
polyisotopic دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
flakiness خاصیت چیزی که ورقه ورقه است
winy شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
cold working شکل دادن به قطعات فلزی دردمای معمولی که باعث افزایش شکنندگی سختی واستحکام و کاهش خاصیت تورق پذیری یا مفتول پذیری ان میگردد
vitalist خاصیت حیاتی قدرت حیاتی
vitalistic خاصیت حیاتی قدرت حیاتی
dead wool پشم مرده [که از بدن حیوان مرده یا ذبح شده توسط مواد شیمیایی جدا شده و خاصیت رنگ پذیری خوبی ندارد.]
pentadactyl دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
odoriferous دارای بو
trilinear دارای سه خط
glochidiate دارای مو
footy دارای پا
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com