Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English
Persian
quartziferous
دارای در کوهی
silicifoeous
دارای در کوهی
Other Matches
quartz
در کوهی الماس کوهی
orological
کوهی
ibex
بز کوهی
gazelle
بز کوهی
gazelles
بز کوهی
musmon
قوچ کوهی
mountain pine
کاج کوهی
quartz
بلور کوهی
asbestus
پنبه کوهی
moufflon
قوچ کوهی
mouflon
قوچ کوهی
musmon
میش کوهی
ramsons
والک کوهی
brambling
سهره کوهی
gazelles
اهوی کوهی
buckrams
والک کوهی
wild garlic
والک کوهی
broad-leaved garlic
والک کوهی
wood garlic
والک کوهی
bear leek
والک کوهی
bear's garlic
والک کوهی
valerian
سنبل کوهی
deer
اهوی کوهی
bellflower
لاله کوهی
koodoo
بز کوهی خط دار
miuntain flax
پنبه کوهی
meadowsweet
اسپیره کوهی
uphill christie
پیچ کوهی
ladys smock
تره کوهی
abiston
پنبه کوهی
rock wool
پشم کوهی
rock pigeon
کبوتر کوهی
colluvial
دامنه کوهی
rock dove
کبوتر کوهی
earth flax
پنبه کوهی
airplane turn
اسکی کوهی
rock cork
پنبه کوهی
dittany
پونه کوهی
row an
سماق کوهی
gazelle
اهوی کوهی
dewberry
یکجورتوت کوهی
cuckoo flower
تره کوهی
dittany
اویشن کوهی
horse radish
ترب کوهی
highlander
پشت کوهی
rowen
سمان کوهی
rowan
سمان کوهی
intercepting ditch
نهر کوهی
amianthus
پنبهء کوهی
transmontane
فرا کوهی
origanum
پونه کوهی
transmountain
فرا کوهی
submontane
دامنهای کوهی
oregano
پونه کوهی
orohippus
اسب کوهی
bugleweed
گندنای کوهی
cardamine
تره کوهی
reedbuck
بز کوهی افریقایی
asbestos
پنبه کوهی
hare bell
سنبل کوهی
chive
پیاز کوهی
amiantus
پنبهء کوهی
asbestos cement
سیمان پنبه کوهی
ground hog
موش خرمای کوهی
he has cut no ice
کوهی نکنده است
mountain ash
[rowan ]
درخت سمان کوهی
hyrax
نوعی خرگوش کوهی
To make a mountain out of a mole - hI'll .
ازکاهی کوهی ساختن
wild rue
سداب کوهی اسپند
wormwood
افسنطین برنجاسف کوهی
marmot
موش خرمای کوهی
rosemary
اکلیل کوهی رزماری
rupicolous
شبیه خروس کوهی
foin
دله یاسمور کوهی
nylghau
بز کوهی بزرگ درهند
eland
گاو کوهی افریقایی
rowanberry
میوه سماق کوهی
rupicoline
شبیه خروس کوهی
mountain cork
یکجور پنبه کوهی
cantarellus
نوعی قارچ کوهی خوراکی
catamount
ادم پس کوهی و وحشی صفت
catamountain
ادم پس کوهی و وحشی صفت
There is a mountain of difficulties .
کوهی از مشکلات وجود دارد
inyala
یکجور بز کوهی در افریقای جنوبی
porcupines
جوجه تیغی خارپشت کوهی
porcupine
جوجه تیغی خارپشت کوهی
woodchuck
موش خرمای کوهی امریکا
foot hill
تپه ای که در دامنه کوهی باشد.
witch hazel
نارون کوهی گورجین اغاجی
bighorn
نوعی گوسفند کوهی امریکایی
intercepting ditch
جوی کوهی ابروی بالای کند
izard
یکجور شوکا یا بز کوهی درکوههای پیرنه
gemsbuck
بز یااهوی کوهی بزرگ افریقای جنوبی
limpets
جانور نرم تن خاره چسب صدف کوهی
limpet
جانور نرم تن خاره چسب صدف کوهی
goat antelope
نوعی بز که از بعضی جهات شبیه بز کوهی است
gemsbok
بزیا اهوی کوهی بزرگ افریقای جنوبی
chives
پیاز کوهی schoenoprasum Allium از خانوادهی سوسن
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
stem turn
پیچ موازی با گام برداشتن اسکی کوهی یا درهای
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
parnassian
نام کوهی در یونان مرکزی که اختصاص داشت به الهه شعر
addax
یکنوع بز کوهی که رنگ روشن دارد و در افریقاو سیبری دیده میشود
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic
دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
isotropic solutions
دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
end stopped
دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
Indo-persian rug
قالی هندی با طرح ایرانی
[اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
asbestos
پنبه نسوز پنبه کوهی
off colored
دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
polyisotopic
دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
monadelphous
دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
winy
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pentadactyl
دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
trilinear
دارای سه خط
iodic
دارای ید
odoriferous
دارای بو
three-legged
دارای سه پا
fraught with
دارای
footy
دارای پا
glochidiate
دارای مو
bilabiate
دارای دو لب
three legged
دارای سه پا
chymiferous
دارای کیموس
petiolated
دارای دمگل
petiolate
دارای دمگل
cephalous
دارای کله
energetic
دارای انرژی
pelliculate
دارای پوسته
far reaching
دارای اثرزیاد
papillose
دارای برامدگی
pileate
دارای کلاهک
pinnular
دارای برگچه
entitative
دارای وجودخارجی
pre emptive
دارای حق شفعه
weighted
دارای وزن
chinned
دارای چانه
polygamous
دارای چند زن
plumose
دارای دسته پر
deadbeat
دارای سکون
deadbeats
دارای سکون
portentous
دارای فال بد
pinnular
دارای بالچه
stilted
دارای چوب پا
palmy
دارای نخل
synonymous
دارای ترادف
prerogatives
دارای حق ویژه
floaty
دارای اب نشین کم
salaried
دارای حقوق
bodied
دارای بدن
foliolate
دارای برگچه
bizonal
دارای دومنطقه
nucleate
دارای هسته
formal
دارای فکر
splash
دارای ترشح
nitrous
دارای شوره
prerogative
دارای حق ویژه
fibrinous
دارای مودلیفی
melodic
دارای ملودی
capitated
دارای سرمجزا
febile
دارای حالت تب
synonymous
دارای تشابه
overbusy
دارای کارزیاد
calcic
دارای اهک
calcareous
دارای کلسیم
bumpiness
دارای برامدگی
buckish
دارای خوی بز
of that ilk
دارای همان جا
melodious
دارای ملودی
splashes
دارای ترشح
pulsatile
دارای تپش
spiriferous
دارای عضومارپیچی
sonant
دارای اهنگ
cretaceous
دارای گچ فراوان
social minded
دارای افکاراجتماعی
rifled
دارای خان
crepitant
دارای صدای خش خش
shoaly
دارای جاهای کم اب
shelterer
دارای حفاظ
sexagenary
دارای سن 06 تا96
dimorphic
دارای دو شکل
spirituous
دارای الکل
splashy
دارای ترشح
short-range
دارای برد کم
declinatory
دارای تمایل
cuspidal
دارای برامدگی
diandrous
دارای دوپرچم
stannous
دارای قلع
stannic
دارای قلع
staminate
دارای جرثومه نر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com