English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (16 milliseconds)
English Persian
vittate دارای راه راههای طولی
Other Matches
canaliculate دارای پیچهای طولی
cross member عضو ساختمانی برای اتصال دو ستون طولی هواپیما یاقطعات طولی دیگر
deep stall وضعیتی در هواپیماهای دارای دم تی شکل که افزایش ناگهانی زاویه حمله سبب عدم توانایی سطوح افقی برای کنترل وضعیت طولی هواپیمامیگردد
axial route مسیر طولی منطقه عقب جاده طولی منطقه مواصلات
logistic route راههای تدارکاتی
To block the escape routes. راههای فرار را مسدود کردن
avenues of approach راههای نفوذی مسیرهای تقرب
waterways مجرای اب راههای ابی مسیرهای دریایی
waterway مجرای اب راههای ابی مسیرهای دریایی
pinstripe راه راههای باریک روی پارچه
link route segments راههای مورد استفاده برای حمل بار یکپارچه
gridlock راهبندان مطلق [به طوری که چهار راههای اصلی بسته شوند]
passing place محل پیش بینی شده برای تلاقی در راههای شوسهای
A to Z کتابی حاوی اطلاعات مربوط به نقشه راههای یک شهر یا ناحیه مشخص
combinatorics محاسبه تعداد موارد یکسان تعداد راههای انجام یک کار ترکیب شناسی
to know the ropes راههای کاری را بلد بودن لم کاری رادانستن
longitudinal طولی
linear طولی
linearly طولی
vertical curve خم طولی
it will not take long طولی
longitudinal دنده طولی
ground timber تیر طولی
thrust bearing یاطاقان طولی
longitudinal acceleration شتاب طولی
cut to length طولی بریدن
axis محور طولی
longitudinal axis محور طولی
longitudinal compression فشار طولی
axis خط طولی یا عرضی
variables رکورد با هر طولی
abscissa محور طولی
linearity حالت طولی
longitudinal screed شمشه طولی
longitudinal section برش طولی
longeron ستون طولی
aisle گذرگاه طولی
linear metre متر طولی
linear measure مقیاس طولی
variable رکورد با هر طولی
axial road جاده طولی
strike joint شکستگی طولی
longitudinal welding جوشکاری طولی
longitudinal valley دره طولی
longitudinal turning تراشکاری طولی
longitudinal profile پروفیل طولی
profiling برش طولی
longitudinal studies بررسیهای طولی
profile برش طولی
longitudinal section نیمرخ طولی
longitudinal reinforcement ارماتور طولی
longitudinal reinforcement فولادگذاری طولی
longitudinal screed شمشه طولی
longitudinal seam درز طولی
eftsoon طولی نکشیدکه
longitudinal seam بخیه طولی
longitudinal section برش طولی
longitudinal sleeper تراورس طولی
soon a طولی نکشیدکه
easting مختصات طولی
longitudinal girder تیر طولی
longitudinal wave موج طولی
cut off saw اره طولی بر
longitudinal groove شیار طولی
longitudinal joint درز طولی
longitudinal stress تنش طولی
profiles برش طولی
profiled برش طولی
longitudinal stability پایداری طولی
x scale مقیاس طولی عکس
fakes جمع کردن طولی
faked جمع کردن طولی
shipshank کوتاه کردن طولی
stayed بکسل طولی ناو
summits قله در نیمرخ طولی
summit قله در نیمرخ طولی
soon قریبا طولی نکشید
soonest قریبا طولی نکشید
longitudinal shearing stress تنش برشی طولی
angular contact thrust ball bearing بلبرینگ طولی محوری
axial mining مین گذاری طولی
anchor at short stay لنگر طولی عمودی
cut to length بصورت طولی بریدن
ball thrust bearing یاطاقان طولی ساچمهای
vertical curve منحنی در نیمرخ طولی
fake جمع کردن طولی
formed hole سوراخ درمقطع طولی
linearize بصورت طولی دراوردن
advances پیشرفت طولی ناو
longitudinal redundancy check مقابله افزونگی طولی
advancing پیشرفت طولی ناو
advance پیشرفت طولی ناو
longitudinal girder شاه تیر طولی
stay بکسل طولی ناو
end play بازی طولی محور
longitudinal دندههای طولی موتور
axial road جاده طولی منطقه مواصلات
long service line خط طولی زمین در بازی دونفره
form grind سنگ زدن در مقطع طولی
longitudinal reinforcement [فولاد گزاری طولی در بتن]
abeam امتداد عمود برمحور طولی
fake down چیدن طناب به طور طولی
vertical beam چوب [میله] طولی دار [قالی]
trajectories قسمت اول نیمرخ طولی تنداب
roll دوران حول محور طولی غلطش
invariability عدم تغییرباقیمانده درتغییرات طولی وخطی
rolled دوران حول محور طولی غلطش
trajectory قسمت اول نیمرخ طولی تنداب
ripsaw اره مخصوص برش طولی چوب
lrc Check LongitudinalRedundancy مقابله افزونگی طولی
rolls دوران حول محور طولی غلطش
invariance عدم تغییرباقیمانده درتغییرات طولی وخطی
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
tacked گوشه پایینی و جلوی بادبان طولی ناو
tacking گوشه پایینی و جلوی بادبان طولی ناو
it wasdone in no time انجام این کار چندان طولی نکشید
tack گوشه پایینی و جلوی بادبان طولی ناو
tacks گوشه پایینی و جلوی بادبان طولی ناو
bank دوران یا متمایل شدن هواپیماحول محور طولی
banks دوران یا متمایل شدن هواپیماحول محور طولی
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
pitch altitude زاویه بین محور طولی رسانگر و صفحه مرجع
expansion bearing تکیه گاهی که موجب حرکت طولی یا دورانی میشود
wing heavy تمایل هواپیما برای گردش درجهت حول محور طولی
braking length طول پارگی نخ [طولی از نخ که در اثر وزن خودش پاره شود]
included angle زاویه بین محور طولی یک جسم و بردار جریان هوا
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
stirrup میله گردهای کم قطرکه بصورت قاب- بستهای ارماتورهای طولی را دربرمیگیرند
stirrups میله گردهای کم قطرکه بصورت قاب- بستهای ارماتورهای طولی را دربرمیگیرند
critical angle of attack زاویه بین محور طولی هواپیما و جهت جریان نسبی هوا
lubber line خطی که روی صفحه قطب نماامتداد محور طولی هواپیما رانشان میدهد
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
control surface angle زاویه بین مبداء سنجش حرکت سطوح کنترل و وتر سطح ثابت یا محور طولی هواپیما
control column فرمانی برای کنترل حرکت هواپیما حول محور طولی وعرضی که میتواند بصورت میله یا رل باشد
abeam یاتاقانهایی که تحت زاویه 09یا 072 درجه بطور عمود برمحور طولی رسانگر قرارگرفته اند
differential spoilers اسپویلرهای روی بال که بعنوان سطوح کنترل اولیه وثانویه برای حرکت حول محور طولی بکار میروند
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
barleycorn مقیاس وزنی برابر 8460/0 گرم مقیاس طولی برابر5/8میلیمتر
rood مقیاس سطحی معادل یک چهارم جریب مقیاس طولی که درانگلستان 7 الی 8 یارد است
nose up چرخش حول محور عرضی وخارج شدن محور طولی ازوضعیت تراز بطرف اوج
isotropic solutions دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
chine عضو طولی در کنار بدنه شناورهای دریایی یاهواپیماهای دریایی که محل برخورد سطوح فوقانی وتحتانی میباشند
compound motion حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
coning angle زاویه بین محور طولی تیغه ها و سطح مار بر نوک تیغه ها صرفنظر از خمش تیغه ها
Moghat مقات [نوعی واحد اندازه گیری در مشهد که مبنای آن تعداد هزار و دویست گره در یک ردیف طولی و عرضی بوده و جهت پرداخت دستمزد بافنده بکار می رود.]
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
monadelphous دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
polyisotopic دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
off colored دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
selvage شیرازه فرش [اتمام لبه های طولی فرش با اضافه مخ پود به روش های مختلف جهت محکم شدن و تزئین]
winey شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winy شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
Lambalo لامبالو [این نوع فرش که بصورت طولی و کناره بافته می شود که مربوط به قزاقستان بوده و تقلیدی از فرش تالش است و در آن از زمینه کف ساده به همراه نقوش ابتداپی و حواشی دو یا سه ردیفه استفاده می شود.]
pentadactyl دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
compass swing قطب نما انحراف طولی قطب نما
footy دارای پا
glochidiate دارای مو
three legged دارای سه پا
bilabiate دارای دو لب
three-legged دارای سه پا
trilinear دارای سه خط
iodic دارای ید
odoriferous دارای بو
fraught with دارای
pseudonymous دارای تخلص
pulsant دارای تپش
primiparous دارای یک اولاد
pinnular دارای برگچه
pinnular دارای بالچه
plumose دارای دسته پر
polygamous دارای چند زن
pre emptive دارای حق شفعه
preemptor دارای حق شفعه
prerogatived دارای حق ویژه
primipara دارای یک اولاد
weighted دارای وزن
pulsatile دارای تپش
quartziferous دارای در کوهی
reboant دارای واکنش
splash دارای ترشح
equivocal دارای دومعنی
social minded دارای افکاراجتماعی
backed دارای پشت
short range دارای برد کم
silicifoeous دارای در کوهی
shoaly دارای جاهای کم اب
shelterer دارای حفاظ
rifled دارای خان
sexagenary دارای سن 06 تا96
self abnegating دارای کف نفس
handy <adj.> دارای مزیت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com