Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (12 milliseconds)
English
Persian
low spirited
دارای روحیه بد
low-spirited
دارای روحیه بد
Search result with all words
fey
دارای روحیه خراب واشفته
poor spirited
دارای روحیه ضعیف
public spirited
دارای روحیه اجتماعی
rah rah
دارای روحیه دانشجویی شعار دهنده برای دانشکده هورا هورا گفتن
weak minded
دارای روحیه ضعیف
Other Matches
demoralises
از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
demoralizes
از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
demoralized
از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
demoralizing
از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
demoralised
از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
demoralising
از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
demoralize
از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
morale
روحیه
moral
روحیه
gei
روحیه
mentality
روحیه
mentalities
روحیه
spiriting
روحیه
spirit
روحیه
spiriting
رمق روحیه
high moral
روحیه عالی
psych
تضعیف روحیه
psyched
تضعیف روحیه
psyches
تضعیف روحیه
psyching
تضعیف روحیه
psychs
تضعیف روحیه
espirit de corps
روحیه گروهی
esprit
غرور روحیه
high moral
روحیه قوی
tuck
نیرو روحیه
party spirit
روحیه تحزب
recreation
روحیه و رفاه
recreations
روحیه و رفاه
spirituality
روحیه مذهبی
tucking
نیرو روحیه
tucks
نیرو روحیه
spirit de corps
روحیه قسمتی
esprit de corps
روحیه قسمتی
spirit
رمق روحیه
demoralization
تضعیف روحیه
morale
روحیه جنگجویان
braced
تجدید واحیای روحیه
brace
تجدید واحیای روحیه
demoralizes
تضعیف روحیه کردن
demoralises
تضعیف روحیه کردن
flattens
روحیه خودرا باختن
demoralization
از بین بردن روحیه
demoralizing
تضعیف روحیه کردن
demoralising
تضعیف روحیه کردن
demoralized
تضعیف روحیه کردن
dispirit
دلسردکردن روحیه راباختن
disspirit
روحیه راتضعیف کردن
demoralization
تخریب روحیه کردن
morale
روحیه افراد مردم
flatten
روحیه خودرا باختن
demoralize
تضعیف روحیه کردن
demoralised
تضعیف روحیه کردن
cowed
ترساندن تضعیف روحیه کردن
zeitgeist
روحیه یا طرزفکر یک عصر یادوره
cows
ترساندن تضعیف روحیه کردن
cowing
ترساندن تضعیف روحیه کردن
cow
ترساندن تضعیف روحیه کردن
bravura
افهار شجاعت و دلاوری روحیه مطمئن وامرانه
welfare funds
اعتبارات رفاهی یا بهزیستی اعتبار مربوط به روحیه ورفاه
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic
دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
buck up
پیشرفت کردن روحیه کسی را درک کردن تهییج کردن
buddy system
سیستم گماشتن هم خرج برای سربازان سیستم تقویت روحیه با گماشتن همرزم
end stopped
دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions
دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
Indo-persian rug
قالی هندی با طرح ایرانی
[اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
monadelphous
دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
off colored
دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
polyisotopic
دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
winy
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pentadactyl
دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
odoriferous
دارای بو
trilinear
دارای سه خط
three legged
دارای سه پا
bilabiate
دارای دو لب
fraught with
دارای
footy
دارای پا
glochidiate
دارای مو
three-legged
دارای سه پا
iodic
دارای ید
deadbeat
دارای سکون
myrrhy
دارای بوی مر
legitimates
دارای حق مشروع
splashy
دارای ترشح
stannous
دارای قلع
nitrous
دارای شوره
spirituous
دارای الکل
legitimate
دارای حق مشروع
deadbeats
دارای سکون
nucleate
دارای هسته
portentous
دارای فال بد
legitimated
دارای حق مشروع
myrrhic
دارای بوی مر
energetic
دارای انرژی
monoclinal
دارای یک شیب
monatomic
دارای یک جوهرفرد
monandrous
دارای یک شوهر
melodious
دارای ملودی
squib
دارای صدای فش فش
melodic
دارای ملودی
miasmatic
دارای دمه بد بو
miasmal
دارای دمه بد بو
prerogatives
دارای حق ویژه
squibs
دارای صدای فش فش
monometallic
دارای یک فلز
monopetalous
دارای یک گلبرگ
multilineal
دارای چندین خط
multiflorous
دارای بیش از سه گل
synonymous
دارای ترادف
synonymous
دارای تشابه
redundant
دارای اطناب
muciferous
دارای مخاط
deficient
دارای کمبود
staminate
دارای جرثومه نر
stannic
دارای قلع
stilted
دارای چوب پا
of that ilk
دارای همان جا
prerogative
دارای حق ویژه
rattly
دارای صدای تق تق
reboant
دارای واکنش
reversioner
دارای حق رجوع
rugose
دارای رکه
sabulous
دارای شن ریزه
spiriferous
دارای عضومارپیچی
rifled
دارای خان
self abnegating
دارای کف نفس
handy
<adj.>
دارای مزیت
rarely beautiful
دارای زیبائی
quartziferous
دارای در کوهی
plumose
دارای دسته پر
polygamous
دارای چند زن
pre emptive
دارای حق شفعه
preemptor
دارای حق شفعه
prerogatived
دارای حق ویژه
primiparous
دارای یک اولاد
pseudonymous
دارای تخلص
pulsant
دارای تپش
pulsatile
دارای تپش
sexagenary
دارای سن 06 تا96
short-range
دارای برد کم
short range
دارای برد کم
sonant
دارای اهنگ
flabby
دارای عضلات شل
petiolate
دارای دمگل
pelliculate
دارای پوسته
papillose
دارای برامدگی
rectilinear
دارای مسیرمستقیم
palmy
دارای نخل
weighted
دارای وزن
overbusy
دارای کارزیاد
petiolated
دارای دمگل
pileate
دارای کلاهک
primipara
دارای یک اولاد
backed
دارای پشت
equivocal
دارای دومعنی
shelterer
دارای حفاظ
shoaly
دارای جاهای کم اب
silicifoeous
دارای در کوهی
social minded
دارای افکاراجتماعی
pinnular
دارای بالچه
pinnular
دارای برگچه
legitimating
دارای حق مشروع
salaried
دارای حقوق
acetylate
دارای ریشهء
entitative
دارای وجودخارجی
azotic
دارای ازت
basined
دارای ابگیر
dyslogistic
دارای خاطرات بد
bicentric
دارای دومرکز
bichrome
دارای دو رنگ
double tongued
دارای دوقول
dolose
دارای قصدجرم
bimolecular
دارای دوملکول
bimorphemic
دارای دوشکل
bimotored
دارای دوموتور
binaural
دارای دو گوش
binuclear
دارای دو هسته
aulait
دارای شیر
artiodactylous
دارای سم شکافته
artiodactyl
دارای سم شکافته
acetylize
دارای ریشهء
foliolate
دارای برگچه
floaty
دارای اب نشین کم
adamantean
دارای تلئلو
fibrinous
دارای مودلیفی
feldspathic
دارای فلدسپار
aluminous
دارای زاج
amphibolic
دارای دو معنی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com