English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (12 milliseconds)
English Persian
trilocular دارای سه حفره
Search result with all words
calyculate دارای سطوح حفره دار
triloculate دارای سه حفره سه یاختهای
Other Matches
sheuch حفره
chambers حفره
lacuna حفره
sucket حفره
porous حفره
venter حفره
thirl حفره
sheugh حفره
cavities حفره
cavity حفره
borings حفره
pothole حفره
fovea حفره
holing حفره
laigh حفره
ditched حفره
delving حفره
ditches حفره
delved حفره
hole حفره
cavern حفره
hollows حفره
hollow حفره
interstice حفره
ditch حفره
sinuses حفره مغ
holes حفره
delve حفره
holed حفره
sinus حفره مغ
caverns حفره
cavitation حفره
sockets حفره
ventricles حفره
chamber حفره
ventricle حفره
craters حفره
delves حفره
crater حفره
dales حفره
socket حفره
cell حفره
cells حفره
potholes حفره
loculus حفره
dale حفره
maw حفره معده
charging socket حفره جا شارژر
pitted حفره دار
foveiform حفره مانند
fossa حفره فرورفتگی
mold cavity حفره قالب
pit حفره روباه
fossate حفره دار
foveal حفره دار
pits گودال حفره
foveate حفره دار
weak square حفره سوراخ
pits حفره روباه
alveolate حفره دار
knot hole محل حفره
vacuolation تشکیل حفره
vacuolate حفره مانند
hollow گودی حفره
vacuolar حفره مانند
pit گودال حفره
electron hole حفره الکترونی
caverns حفره زیرزمینی
boring حفره کنی
camouflet حفره ماسوره
camouflet حفره زیرزمینی
vacuolation ایجاد حفره
hollows گودی حفره
loculate حفره دار
crypts حفره غدهای
cavern حفره زیرزمینی
crypt حفره غدهای
gleonid حفره دار
pitting ایجاد حفره
cavitation حفره سازی
ozone hole حفره اوزون
calyculate حفره دار
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
socket bayonet سرنیزه حفره دار
cellular expanded بتن با حفره منبسط
sink ته نشینی حفره یاگودال
loculus حفره کیسه گرده
vacuolate حفرهای حفره دار
chambers جان لوله حفره
excavation گود برداری حفره
electron pair زوج الکترون حفره
vacuolar حفرهای حفره دار
sinks ته نشینی حفره یاگودال
pit حفره خرج چاه
fuze cavity حفره نصب ماسوره
chamber جان لوله حفره
fox hole سنگر حفره روباه
pits حفره خرج چاه
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
lacunate وابسته به حفره یا جای خالی
loculus سلول یا حفره تخمدان مرکب
vesiculate مربوط به حفره تاول دار
lumen حفره یا مجرای عضولولهای شکل
lacunary وابسته به حفره یا جای خالی
lacunal وابسته به حفره یا جای خالی
vesicular حفره ایجادکردن ابدانک دارکردن
hydrothorax تجمع مایع در حفره جنب
vesicular مربوط به حفره تاول دار
receptacles حفره درون سلولی گیاه
receptacle حفره درون سلولی گیاه
hawse buckler درپوش حفره زنجیر لنگر
cavities سوراخ حفره یا محفظه قالب
lacunar وابسته به حفره یا جای خالی
cavity سوراخ حفره یا محفظه قالب
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
hamstring زردپی طرفین حفره پشت زانو
tamping سفت کردن حفره ها بعد ازپرکردن
lumen حفره سلولی درون جدار گیاه
hamstrung زردپی طرفین حفره پشت زانو
hamstrings زردپی طرفین حفره پشت زانو
hamstringing زردپی طرفین حفره پشت زانو
vesiculate حفره ایجاد کردن ابدانک دارکردن
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
craters دهانه یا حفره حاصله در اثر بمب وغیره
sitzmark حفره حاصل از زمین خوردن اسکی باز
crater دهانه یا حفره حاصله در اثر بمب وغیره
pits منطقه فرود در پرشها حفره پشت میلههای بولینگ
loculicidal شکوفا در شکاف پشت حفره یاحجره گرزن گیاه
stope حفره پله مانند برای استخراج سنگ معدن
pit منطقه فرود در پرشها حفره پشت میلههای بولینگ
ball and socket joint [مفصل ماشینی که گلوله دارد و در داخل حفره قرار میگیرد]
PCMCIA - سوزنی که در انتهای کارت PCMCIA درون حفره آن قرار دارد
endodontics شاخهای از دندانپزشکی که درباره بیماریهای حفره میانی دندان بحث میکند
endodontia شاخهای از دندانپزشکی که درباره بیماریهای حفره میانی دندان بحث میکند
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
middle ear حفره کوچکی محدود به پرده که صدا را ازگوش خارجی به گوش داخلی منتقل میکند
cups حفره یاسوراخ فنجان مانندروی چمن نرم گلف قسمت فنجانی شکل قرقره ماهیگیری
cup حفره یاسوراخ فنجان مانندروی چمن نرم گلف قسمت فنجانی شکل قرقره ماهیگیری
ditched حفره در طرفین زمین که افتادن گوی بولینگ روی چمن در ان باعث خارج شدنش میشود
ditch حفره در طرفین زمین که افتادن گوی بولینگ روی چمن در ان باعث خارج شدنش میشود
cupped حفره یاسوراخ فنجان مانندروی چمن نرم گلف قسمت فنجانی شکل قرقره ماهیگیری
ditches حفره در طرفین زمین که افتادن گوی بولینگ روی چمن در ان باعث خارج شدنش میشود
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
back plane یک برد مدار چاپی PCB که شامل حفره هایی است که سایر بردها می توانند بازاویههای صحیح در ان جای بگیرند
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
earths حفره زیرزمینی روباه بیرون راندن روباه از سوراخ
earth حفره زیرزمینی روباه بیرون راندن روباه از سوراخ
faxed کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
fax کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
faxing کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
faxes کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
polyisotopic دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
off colored دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
monadelphous دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
sullage pit چاله زه کشی سنگر یا حفره زه کشی
winey شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winy شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
phototransistor نیمه هادی حالت جامد که باجذب نور حفره هایی در ان ایجاد میشود و این جریان توسط عمل ترانزیستور تاچندین برابر تشدید میشود
shoot the curl موج سواری در حفره موج
black hole حفره سیاه چاله سیاه
shoot the tube موج سواری در حفره موج
black holes حفره سیاه چاله سیاه
alveolar حفره دار حبابک دار
pentadactyl دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
popliteal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
poplitaeal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
three-legged دارای سه پا
three legged دارای سه پا
trilinear دارای سه خط
glochidiate دارای مو
footy دارای پا
fraught with دارای
bilabiate دارای دو لب
odoriferous دارای بو
iodic دارای ید
weighted دارای وزن
stilted دارای چوب پا
myrrhy دارای بوی مر
spirituous دارای الکل
overbusy دارای کارزیاد
spiriferous دارای عضومارپیچی
sonant دارای اهنگ
nucleate دارای هسته
energetic دارای انرژی
splashy دارای ترشح
of that ilk دارای همان جا
myrrhic دارای بوی مر
social minded دارای افکاراجتماعی
synonymous دارای ترادف
synonymous دارای تشابه
nitrous دارای شوره
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com