Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
echinoid
دارای صفات خوارپوست دریایی یاتوتیاء البحر
Other Matches
echinate
شبیه خوارپوست دریایی
hydromedusa
نجم البحر یا ستاره دریایی
sea nettle
نجم البحر ریت البحر
epithetical
دارای صفات یا القال
racy
دارای صفات اصلی و نژادی
whorish
دارای صفات هرزگی وفاحشه گی
well conditioned
نیکو خصال دارای صفات حسنه
autosexing
دارای صفات جنسی مغایر بانوع خود
recombinant
موجود دارای صفات ارثی متشکل جدید
starfish
نجم البحر
medusa
نجم البحر
acalephe
طایفه ریه البحر
hermaphroditus
پسر هرمس وافرودیت که وقتی در اب تنش را می شست بایک حوری دریایی متصل و دارای یک بدن شد
seabee
گردان ساختمان دریایی گردان مهندسی دریایی مخصوص ساختن پایگاه ولنگرگاه یکان استحکامات دریایی
midshipman
افسر پایین رتبه نیروی دریایی دانشجوی سال دوم دانشکده دریایی
piratic
درخوردزدان دریایی مربوطبه دزدان دریایی مبنی بردزدی
running lights
فارهای شناور دریایی چراغهای راه دریایی
petty officer
معاون افسرنگهبان دریایی درجه دارنیروی دریایی
petty officers
معاون افسرنگهبان دریایی درجه دارنیروی دریایی
kites
کایت دریایی هدف کش دریایی غوطه وردر اب
kite
کایت دریایی هدف کش دریایی غوطه وردر اب
pilot chart
نقشههای راهنمای دریایی نقشه ناوبری دریایی
oceanography
تهیه نقشههای دریایی و نقشه برداری دریایی
chine
عضو طولی در کنار بدنه شناورهای دریایی یاهواپیماهای دریایی که محل برخورد سطوح فوقانی وتحتانی میباشند
makings
صفات یا
sea mark
راهنمای دریایی :چراغ یافانوس دریایی
stadimeter
مسافت یاب دریایی الیداد دریایی
sea cucumber
حلزون دریایی از جنس راب دریایی
womanliness
صفات زنانه
secondary qualities
صفات ثانوی
paternity
صفات پدری
sportmanlike
صفات ورزشکارانه
patterns
الگو صفات فردی
osculation
تماس اشتراک صفات
osculate
صفات مشترک داشتن
characterization
توصیف صفات اختصاصی
homozygote
واجد صفات پدرومادر
ethos
صفات وشخصیت انسان
germanity
صفات ویژه المانی
admirable qualitics
صفات پسندیده یاستوده
qualities inhering in a person
صفات جبلی شخص
animalization
واجد صفات حیوانی
interosculate
صفات مشترک داشتن
pattern
الگو صفات فردی
attributes of god
صفات یا اسامی خدا
dehumanization
از دست دادن صفات انسانی
quantitative
بیان شده بر حسب صفات
to p any one's good qualities
صفات نیک کسی راستودن
lineament
خطوط چهره صفات مشخصه
lineaments
خطوط چهره صفات مشخصه
quantitatively
بیان شده بر حسب صفات
sea power
قدرت دریایی منظور کشوری است که بادریا ارتباط ویژه دارد ودارای نیروی دریایی قوی است
dysgenic
مضر برای صفات وخصوصیات ارثی
disfeature
صفات ممتازه چیزی را از بین بردن
convoy joiner
ناوهای منفردی که به کاروان دریایی پیوسته اند ناوهای متفرقه اضافی درستون دریایی
naval activity
تاسیسات دریایی قسمت دریایی
tern
پرستوک دریایی چلچله دریایی
terns
پرستوک دریایی چلچله دریایی
marine
تفنگداران دریایی تکاوران دریایی
marines
تفنگداران دریایی تکاوران دریایی
task unit
نیروی واگذار کننده ماموریت دریایی یکان یا بخشی ازگروه ماموریت دریایی که زیر امر فرمانده گروه قرارمی گیرد
attack director
وسایل محاسباتی سیستم کنترل اتش دریایی وسیله هادی تک اتش دریایی
recapitulating
صفات ارثی را در طی چند نسل تکراری کردن
These qualities are esteemed by managers.
مدیران این
[نوع]
صفات را ارجمند می شمارند.
character
صفات ممتازه هرنوع حروف نوشتنی وچاپی
characters
صفات ممتازه هرنوع حروف نوشتنی وچاپی
recapitulates
صفات ارثی را در طی چند نسل تکراری کردن
cacogenesis
فساد نژادی دراثر حفظ وابقاء صفات بد
recapitulated
صفات ارثی را در طی چند نسل تکراری کردن
recapitulate
صفات ارثی را در طی چند نسل تکراری کردن
light lists
کتابهای راهنمای محل فارهای دریایی فهرست راهنمای چراغهای دریایی
summary areas
مناطق اطلاعاتی دریایی مناطق یاد شده در خلاصه وضعیت دریایی
incross
اختلاط و امیزش صفات ارثی یک طایفه میان افراد ان
gene
عامل موجود در کروموزوم که ناقل صفات ارثی است
genes
عامل موجود در کروموزوم که ناقل صفات ارثی است
knot
گره دریایی
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
knot
میل دریایی
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
telegony
انتقال فرضی صفات ونفوذاخلاقی شوهر اول در بچههای زن از شوهران بعدی
maritime
ناوگان مستقل دریایی ناوگان دریایی دریایی
naval aviation
قسمت هوایی نیروی دریایی هواپیمایی نیروی دریایی
rear commodore
سرپرست کاروان دریایی جانشین فرمانده کاروان دریایی
bureau of naval personnel
اداره پرسنل نیروی دریایی دفتر پرسنل دریایی
light period
دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
crash position indicator
برج اعلام محل وقوع سوانح دریایی برج مراقبت سوانح دریایی
Marine Corps
نیروی تکاوران دریایی نیروی تفنگداران دریایی
convoy commodore
فرمانده ستون دریایی فرمانده کاروان دریایی
naval gunfire
تیراندازی توپخانه دریایی اتش توپخانه دریایی
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
androgen
هورمونهای جنسی که باعث ایجاد صفات ثانویه جنسی درمرد
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
crash locator beacon
برج اعلام سوانح دریایی برج تعیین محل سوانح دریایی
convoy schedule
برنامه کلی حرکت ستون دریایی برنامه حرکت کاروان دریایی
convoy routing
تعیین مسیر کاروان دریایی تعیین مسیر حرکت ستون دریایی
professionalism
صفات وعادات مخصوص اهل حرفه حرفه یی
humanising
انسان شدن واجد صفات انسانی شدن
humanised
انسان شدن واجد صفات انسانی شدن
humanize
انسان شدن واجد صفات انسانی شدن
humanized
انسان شدن واجد صفات انسانی شدن
humanises
انسان شدن واجد صفات انسانی شدن
humanizes
انسان شدن واجد صفات انسانی شدن
humanizing
انسان شدن واجد صفات انسانی شدن
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
convoy route
مسیر حرکت ستون دریایی مسیر حرکت کاروان دریایی
commandant of marine corps
فرمانده نیروی تکاوران دریایی فرمانده نیروی تفنگداران دریایی
light ship
کشتی حامل فار دریایی کشتی حامل فانوس دریایی
sofar
سیستم مسافت یابی صوتی دریایی نوعی روش مسافت یابی صوتی دریایی
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
lobsters
خرچنگ دریایی گوشت خرچنگ دریایی
lobster
خرچنگ دریایی گوشت خرچنگ دریایی
quantize
با تئوری و فرمول صفات وکیفیت چیزی را تعیین کردن نیرو را با فرمول اندازه گیری کردن
idiomorphic
دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
end stopped
دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions
دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
spotting board
طرح تیر توپخانه دریایی طرح تنظیم تیر توپخانه دریایی
Indo-persian rug
قالی هندی با طرح ایرانی
[اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
monadelphous
دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
polyisotopic
دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
off colored
دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
winey
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winy
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
marines
دریایی
maritime
دریایی
pelagian
دریایی
benthic
ته دریایی
salty
دریایی
nautical
دریایی
saltiest
دریایی
marine
دریایی
dogfish
سگ دریایی
naval
دریایی
saltier
دریایی
shark
سگ دریایی
thalaesic
دریایی
thalassic
دریایی
sea born
دریایی
sea
دریایی
seas
دریایی
sea pier
سد دریایی
sharks
سگ دریایی
gunnery
توپخانه دریایی
seebreeze
نسیم دریایی
otters
سمور دریایی
thalassocracy
سلطه دریایی
otter
سمور دریایی
siren
حوری دریایی
reef
صخره دریایی
siren
اژیر دریایی
reefs
تپه دریایی
sirens
حوری دریایی
reefs
صخره دریایی
naval
افسرنیروی دریایی
naval
نیروی دریایی
sirens
اژیر دریایی
seaplanes
هواپیمای دریایی
seaway
مسیر دریایی
nautical miles
میل دریایی
ripped
گرداب دریایی
rip
گرداب دریایی
seadrome
فرودگاه دریایی
seaman guard
گارد دریایی
seamount
کوه دریایی
hurricane lamp
چراغ دریایی
hurricane lamps
چراغ دریایی
seapower
قدرت دریایی
nautical mile
مایل دریایی
seawall
دیوار یا سد دریایی
seaway
راه دریایی
thetis
حوری دریایی
nautical mile
میل دریایی
seaplane
هواپیمای دریایی
nautical miles
مایل دریایی
reef
تپه دریایی
jellyfish
عروس دریایی
seaweeds
سبزال دریایی
blockage
ممانعت دریایی
blockage
محاصره دریایی
blockages
ممانعت دریایی
blockages
محاصره دریایی
marine
تفنگدار دریایی
marines
تفنگدار دریایی
porpoises
گراز دریایی
porpoise
گراز دریایی
cruising
سفر دریایی
marine
تکاور دریایی
cruises
سفر دریایی
seaports
بندر دریایی
cruised
سفر دریایی
armadas
نیروی دریایی
rear admiral
سرتیپ دریایی
sea monster
هیولای دریایی
ship's corporal
دژبان دریایی
navies
نیروی دریایی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com