Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
epithetical
دارای صفات یا القال
Other Matches
racy
دارای صفات اصلی و نژادی
whorish
دارای صفات هرزگی وفاحشه گی
well conditioned
نیکو خصال دارای صفات حسنه
recombinant
موجود دارای صفات ارثی متشکل جدید
autosexing
دارای صفات جنسی مغایر بانوع خود
echinoid
دارای صفات خوارپوست دریایی یاتوتیاء البحر
makings
صفات یا
sportmanlike
صفات ورزشکارانه
secondary qualities
صفات ثانوی
womanliness
صفات زنانه
paternity
صفات پدری
interosculate
صفات مشترک داشتن
characterization
توصیف صفات اختصاصی
attributes of god
صفات یا اسامی خدا
homozygote
واجد صفات پدرومادر
patterns
الگو صفات فردی
pattern
الگو صفات فردی
osculate
صفات مشترک داشتن
admirable qualitics
صفات پسندیده یاستوده
germanity
صفات ویژه المانی
ethos
صفات وشخصیت انسان
qualities inhering in a person
صفات جبلی شخص
animalization
واجد صفات حیوانی
osculation
تماس اشتراک صفات
to p any one's good qualities
صفات نیک کسی راستودن
lineaments
خطوط چهره صفات مشخصه
lineament
خطوط چهره صفات مشخصه
quantitative
بیان شده بر حسب صفات
quantitatively
بیان شده بر حسب صفات
dehumanization
از دست دادن صفات انسانی
disfeature
صفات ممتازه چیزی را از بین بردن
dysgenic
مضر برای صفات وخصوصیات ارثی
These qualities are esteemed by managers.
مدیران این
[نوع]
صفات را ارجمند می شمارند.
recapitulating
صفات ارثی را در طی چند نسل تکراری کردن
cacogenesis
فساد نژادی دراثر حفظ وابقاء صفات بد
recapitulates
صفات ارثی را در طی چند نسل تکراری کردن
characters
صفات ممتازه هرنوع حروف نوشتنی وچاپی
character
صفات ممتازه هرنوع حروف نوشتنی وچاپی
recapitulate
صفات ارثی را در طی چند نسل تکراری کردن
recapitulated
صفات ارثی را در طی چند نسل تکراری کردن
genes
عامل موجود در کروموزوم که ناقل صفات ارثی است
gene
عامل موجود در کروموزوم که ناقل صفات ارثی است
incross
اختلاط و امیزش صفات ارثی یک طایفه میان افراد ان
telegony
انتقال فرضی صفات ونفوذاخلاقی شوهر اول در بچههای زن از شوهران بعدی
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
androgen
هورمونهای جنسی که باعث ایجاد صفات ثانویه جنسی درمرد
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
humanize
انسان شدن واجد صفات انسانی شدن
professionalism
صفات وعادات مخصوص اهل حرفه حرفه یی
humanizing
انسان شدن واجد صفات انسانی شدن
humanised
انسان شدن واجد صفات انسانی شدن
humanises
انسان شدن واجد صفات انسانی شدن
humanising
انسان شدن واجد صفات انسانی شدن
humanizes
انسان شدن واجد صفات انسانی شدن
humanized
انسان شدن واجد صفات انسانی شدن
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
quantize
با تئوری و فرمول صفات وکیفیت چیزی را تعیین کردن نیرو را با فرمول اندازه گیری کردن
idiomorphic
دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
isotropic solutions
دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
end stopped
دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
Indo-persian rug
قالی هندی با طرح ایرانی
[اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
polyisotopic
دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
off colored
دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
monadelphous
دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
winy
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pentadactyl
دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
three-legged
دارای سه پا
three legged
دارای سه پا
fraught with
دارای
trilinear
دارای سه خط
iodic
دارای ید
glochidiate
دارای مو
footy
دارای پا
odoriferous
دارای بو
bilabiate
دارای دو لب
sabulous
دارای شن ریزه
accentual
دارای تاکید
sexagenary
دارای سن 06 تا96
short range
دارای برد کم
monogamous
دارای یک زن یا یک شوهر
short-range
دارای برد کم
geniculate
دارای زانویی
rugose
دارای رکه
acetylize
دارای ریشهء
privileged
دارای امتیاز
reversioner
دارای حق رجوع
reboant
دارای واکنش
rattly
دارای صدای تق تق
rarely beautiful
دارای زیبائی
self abnegating
دارای کف نفس
handy
<adj.>
دارای مزیت
rifled
دارای خان
glanduliferous
دارای غد دکوچک
glary
دارای تشعشع
prurient
دارای فکرشهوانی
foliolate
دارای برگچه
silicifoeous
دارای در کوهی
artiodactylous
دارای سم شکافته
artiodactyl
دارای سم شکافته
straight line
دارای خط مستقیم
squib
دارای صدای فش فش
squibs
دارای صدای فش فش
arbitrative
دارای اختیارحکمیت
antithetical
دارای ضد ونقیض
antithetic
دارای ضد ونقیض
acetylate
دارای ریشهء
far reaching
دارای اثرزیاد
stannous
دارای قلع
strontic
دارای استرونیوم
aulait
دارای شیر
sulfureous
دارای گوگرد
preferable
دارای رجحان
basined
دارای ابگیر
syntonic
دارای بسامدمشابه
alcoholic
دارای الکل
alcoholics
دارای الکل
entitative
دارای وجودخارجی
azotic
دارای ازت
monogamous
دارای یک همسر
bigamous
دارای دو زن یا دو شوهر
swell butted
دارای ته گنده
low spirited
دارای روحیه بد
low-spirited
دارای روحیه بد
stannic
دارای قلع
sonant
دارای اهنگ
fibrinous
دارای مودلیفی
amphibolic
دارای دو معنی
social minded
دارای افکاراجتماعی
aluminous
دارای زاج
miasmatic
دارای دمه بد بو
floaty
دارای اب نشین کم
shoaly
دارای جاهای کم اب
adamantean
دارای تلئلو
shelterer
دارای حفاظ
equivocal
دارای دومعنی
spiriferous
دارای عضومارپیچی
flabby
دارای عضلات شل
rectilinear
دارای مسیرمستقیم
staminate
دارای جرثومه نر
febile
دارای حالت تب
deficient
دارای کمبود
redundant
دارای اطناب
feldspathic
دارای فلدسپار
splashy
دارای ترشح
spirituous
دارای الکل
legitimate
دارای حق مشروع
legitimated
دارای حق مشروع
legitimates
دارای حق مشروع
legitimating
دارای حق مشروع
backed
دارای پشت
divan
دارای دوفرفیت
synonymous
دارای تشابه
multiflorous
دارای بیش از سه گل
multifid
دارای چندشکاف
isogenous
دارای یک منبع
muciferous
دارای مخاط
overlapping
دارای اشتراک
hook-nosed
دارای بینی کج
hook nosed
دارای بینی کج
monopetalous
دارای یک گلبرگ
monometallic
دارای یک فلز
keyed
دارای جاانگشتی
synonymous
دارای ترادف
multilineal
دارای چندین خط
intercommunicate
دارای مراوده
nucleate
دارای هسته
bodily
دارای بدن
invested with power
دارای اختیار
monatomic
دارای یک جوهرفرد
iodous
دارای یود
nitrous
دارای شوره
energetic
دارای انرژی
myrrhy
دارای بوی مر
myrrhic
دارای بوی مر
stilted
دارای چوب پا
keeled
دارای تبر ته
melodious
دارای ملودی
splashes
دارای ترشح
splashing
دارای ترشح
mammilate
دارای پستان
electives
دارای حق انتخاب
magneto
دارای مغناطیس
elective
دارای حق انتخاب
twofold
دارای دو چیز
lean to
دارای چارطاقی
longheaded
دارای سردراز
ledgy
دارای طاقچه
lobated
دارای نرمه
splash
دارای ترشح
knock kneed
دارای زانوی کج
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com