Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
sceptered
دارای عصای سلطنتی
Other Matches
scepter
عصای سلطنتی
sceptre
عصای سلطنتی
scepters
عصای سلطنتی
sceptres
عصای سلطنتی
scepter
دارای قدرت واختیارات سلطنتی بودن
palating
مجلل امیری که دارای امتیازات سلطنتی بوده
knight marshal
کسیکه در خانواده سلطنتی دارای برخی مامریتهای قضایی باشد
sheep hook
عصای
bamboos
عصای خیزران
caduceus
عصای چاووش
baton
عصای افسران
crutches
عصای زیربغل
divining rod
عصای اب یاب
crutch
عصای زیربغل
bamboo
عصای خیزران
batons
عصای افسران
bourdon
عصای زوار
tipstaff
عصای سرفلزی
crook
عصای سرکج
crooking
عصای سرکج
pigstick
عصای دکل
the staff of old age
عصای پیری
tip staff
عصای سر فلزی
the rod of moses
عصای موسی
crooks
عصای سرکج
crosier
عصای اسقفی یاکشیشی
alpenstock
عصای قدیمی کوهنوردی
crozier
عصای اسقفی یاکشیشی
staddle
عصای زیر بغل
tridentate
نیزه سه شاخه عصای سه دندانه
trident
نیزه سه شاخه عصای سه دندانه
stilt
چوب پا عصای زیر بغل
stilts
چوب پا عصای زیر بغل
malacca cane
عصای چوب خیز ران
rial
سلطنتی
regnal
سلطنتی
royal
سلطنتی
monarchical
سلطنتی
caduceus
[عصای بلند بالدار با دو مار بزرگ در اطرافش]
monarchy
حکومت سلطنتی
bailiff
نگهبان دژ سلطنتی
keep of the
مهردار سلطنتی
regalia
امتیازات سلطنتی
royal flag
پرچم سلطنتی
gentleman atarms
عضوگاردویژه سلطنتی
great seal
مهر سلطنتی
monarchies
حکومت سلطنتی
royalty
از خانواده سلطنتی
royal honor
درجه سلطنتی
royalties
از خانواده سلطنتی
bailiffs
نگهبان دژ سلطنتی
divining rod
میله یا عصای مخصوص کشف اب ومواد معدنی درزمین
Privy Council
هیات مشاورین سلطنتی
equerries
اصطبل سلطنتی میراخور
equerry
اصطبل سلطنتی میراخور
born in the purpule
عضو خانواده سلطنتی
monarchy constitutional
حکومت مشروطه سلطنتی
royalty
اعضای خانواده سلطنتی
royalties
اعضای خانواده سلطنتی
royalism
طرفداری از رژیم سلطنتی
swagger cane
عصای کوچکی که سربازان هنگام گردش کردن در دست میگیرند
stuart
خانواده سلطنتی قدیم انگلستان
RCs
مخفف کالج سلطنتی جراحان
privy councillor
عضو هیئت رایزنان سلطنتی
plantagenet
خانواده سلطنتی پلانتاژنت انگلیس
tudor
خانواده سلطنتی تودور درانگلیس
monarchy absolute
حکومت سلطنتی مطلقه واستبدادی
monarchies
سلطنت مطلقه رژیم سلطنتی
monarchy
سلطنت مطلقه رژیم سلطنتی
order in council
تصمیم هیات مشاورین سلطنتی
remembrancer
مامور وصول مطالبات سلطنتی
royalism
شاهپرستی طرفداری از سیستم حکومت سلطنتی
chancery
مقام وزارت دارایی دفتر مهردار سلطنتی
master of the horse
کسیکه گماشته بر امورخانواده سلطنتی است میراخور
verderor
متصدی قضائی امور وابسته به جنگلهای سلطنتی
yeoman of the guard
گارد سلطنتی محافظ جان پادشاه انگلیس
lancastrian
در انگلیس طرفدار یاعضو خانواده سلطنتی لنکستر
Fontainebleau
[سبک دکوراسیون در قصر ییلاقی سلطنتی فرانسه]
verderer
متصدی قضائی امور وابسته به جنگلهای سلطنتی
electronic
قلم یا عصای نوری قلمی که برای رسم روی جدول گرافیکی به کارمی رود
page of presence
لقب هایی که به برخی گماشتگان خانواده سلطنتی میدهند
p sanction
حکم سلطنتی یاتصویب نامهای که صورت قانون راپیدامیکند
fleur de lis
گل زنبق یا سوسن نشان خانواده سلطنتی قدیم فرانسه
flower de luce
گل زنبق یاسوسن :نشان خانواده سلطنتی فرانسه درقدیم
fleur de lys
گل زنبق یا سوسن نشان خانواده سلطنتی قدیم فرانسه
witan
اعیان و اسقفان و پیرانی که در شورای سلطنتی شرکت میکردند
page of bonour
لقب هایی است که به برخی گماشتگان خانواده سلطنتی میدهند
order of council
تصمیم هیات مشاورین سلطنتی در غیاب یا بیماری پادشاه یا ملکه
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
Royal Bokhara
فرش سلطنتی بخاراتی
[این واژه تجاری به فرش های ترکمنی با کیفیت بالا اطلاق می شود.]
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
monarchic
وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic
دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
end stopped
دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions
دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
coronation carpet
فرش تاجگذاری
[این فرش که منصوب به اصفهان می باشد در قرن هفدهم میلادی جهت تاجگذاری فردریک پنجم در دانمارک بافته شده و اکنون نیز در موزه سلطنتی دانمارک نگهداری می شود]
Indo-persian rug
قالی هندی با طرح ایرانی
[اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
off colored
دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
monadelphous
دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
polyisotopic
دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
winey
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winy
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pentadactyl
دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
fraught with
دارای
bilabiate
دارای دو لب
three legged
دارای سه پا
glochidiate
دارای مو
trilinear
دارای سه خط
iodic
دارای ید
footy
دارای پا
three-legged
دارای سه پا
odoriferous
دارای بو
spiriferous
دارای عضومارپیچی
preemptor
دارای حق شفعه
overbusy
دارای کارزیاد
social minded
دارای افکاراجتماعی
synonymous
دارای ترادف
flabby
دارای عضلات شل
stannous
دارای قلع
stannic
دارای قلع
equivocal
دارای دومعنی
stilted
دارای چوب پا
sonant
دارای اهنگ
spirituous
دارای الکل
staminate
دارای جرثومه نر
of that ilk
دارای همان جا
rectilinear
دارای مسیرمستقیم
myrrhic
دارای بوی مر
salaried
دارای حقوق
prerogatives
دارای حق ویژه
prerogative
دارای حق ویژه
nitrous
دارای شوره
melodic
دارای ملودی
multilineal
دارای چندین خط
melodious
دارای ملودی
redundant
دارای اطناب
synonymous
دارای تشابه
nucleate
دارای هسته
straight line
دارای خط مستقیم
legitimate
دارای حق مشروع
legitimated
دارای حق مشروع
myrrhy
دارای بوی مر
legitimates
دارای حق مشروع
legitimating
دارای حق مشروع
formal
دارای فکر
energetic
دارای انرژی
backed
دارای پشت
pileate
دارای کلاهک
pinnular
دارای برگچه
pinnular
دارای بالچه
weighted
دارای وزن
plumose
دارای دسته پر
polygamous
دارای چند زن
pre emptive
دارای حق شفعه
reboant
دارای واکنش
splashy
دارای ترشح
rattly
دارای صدای تق تق
rarely beautiful
دارای زیبائی
prerogatived
دارای حق ویژه
primipara
دارای یک اولاد
primiparous
دارای یک اولاد
quartziferous
دارای در کوهی
pulsatile
دارای تپش
pulsant
دارای تپش
reversioner
دارای حق رجوع
deadbeat
دارای سکون
short range
دارای برد کم
short-range
دارای برد کم
silicifoeous
دارای در کوهی
palmy
دارای نخل
papillose
دارای برامدگی
shoaly
دارای جاهای کم اب
shelterer
دارای حفاظ
pelliculate
دارای پوسته
rifled
دارای خان
sexagenary
دارای سن 06 تا96
self abnegating
دارای کف نفس
petiolate
دارای دمگل
petiolated
دارای دمگل
portentous
دارای فال بد
sabulous
دارای شن ریزه
rugose
دارای رکه
deadbeats
دارای سکون
pseudonymous
دارای تخلص
hearted
دارای قلب ...
bicentric
دارای دومرکز
bichrome
دارای دو رنگ
fibrinous
دارای مودلیفی
feldspathic
دارای فلدسپار
febile
دارای حالت تب
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com