Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
synecologic
دارای عقیده به استمرار
Other Matches
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
orthodox
دارای عقیده درست
soft shell
دارای عقیده معتدل
social minded
دارای عقیده سوسیالیستی اجتماعی
unorthodox
دارای عقیده ناصحیح یا غیر معمول
polygenist
کسیکه عقیده داردبشر دارای چندین مبدابوده است
monophysite
کسیکه عقیده دارد باینکه مسیح دارای یک ذات است و بس
duration
استمرار
continuance
استمرار
continuity
استمرار
continuation
استمرار
continuity
استمرار تسلسل
permanence
ثبات استمرار همیشگی
termed
مدت استمرار تصرف مال غیرمنقول مدت تمتع از منافع مدت محدودی که یک دادگاه جهت طرح و فصل دعاوی تشکیل داده است
term
مدت استمرار تصرف مال غیرمنقول مدت تمتع از منافع مدت محدودی که یک دادگاه جهت طرح و فصل دعاوی تشکیل داده است
terming
مدت استمرار تصرف مال غیرمنقول مدت تمتع از منافع مدت محدودی که یک دادگاه جهت طرح و فصل دعاوی تشکیل داده است
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
belief
عقیده
faith
عقیده
i am not of his mind
با او هم عقیده
faiths
عقیده
advice
عقیده
tenet
عقیده
doctrine
عقیده
creedless
بی عقیده
thought
عقیده
thoughts
عقیده
concepts
عقیده
concept
عقیده
credos
عقیده
doctrines
عقیده
brainchild
عقیده
conception
عقیده
idea
عقیده
internal conception
عقیده
concepts
عقیده ها
opinions
عقیده
creed
عقیده
credo
عقیده
opinion
عقیده
ism
عقیده
viewpoints
عقیده
viewpoint
عقیده
impressions
عقیده
ideas
عقیده ها
creeds
عقیده
impression
عقیده
i maintain
عقیده دارم که ...
hit off
هم عقیده شدن
to think
[of]
عقیده داشتن
suggestion
افهار عقیده
suggestions
افهار عقیده
to be of
[or share]
the same view
[or opinion]
هم عقیده بودن
i maintain
بر این عقیده ام که ...
error
عقیده نادرست
having
عقیده داشتن
have
عقیده داشتن
my sentiment toward him
عقیده من درباره او
outside opinion
عقیده مردم
pythagoreanism
عقیده به تناسخ
so many menŠso many minds
عقیده بیشتر
errors
عقیده نادرست
swear by
عقیده زیادداشتن به
theosophism
عقیده به عرفان
dissension
اختلاف عقیده
iam of the opinion that
من براین عقیده ام که
turnabouts
تغییر عقیده
turnabout
تغییر عقیده
dogmas
عقیده دینی
dogma
عقیده دینی
irreconcilability
سختی در عقیده
irreconcilableness
سختی در عقیده
tradition
عقیده رایج
the belief that
با این عقیده که
coniviction
عقیده اطمینان
view
نظریه عقیده
to agree in opinion
هم عقیده بودن
espousing
عقیده داشتن به
viewing
نظریه عقیده
abjuration
ترک عقیده
impressions
عقیده خیال
impression
عقیده خیال
viewed
نظریه عقیده
espouses
عقیده داشتن به
counterview
عقیده مخالف
divarication
اختلاف عقیده
cogency
قدرت عقیده
views
نظریه عقیده
espouse
عقیده داشتن به
espoused
عقیده داشتن به
fortuitism
عقیده به اتفاق
freedom of belief
ازادی عقیده
conviction
عقیده محکم
Marxism
عقیده مارکس
convictions
عقیده محکم
folkway
عقیده عامه
to cherish an opinion
عقیده ایی را در مغزخودپروراندن
suggests
افهار عقیده کردن
suggesting
افهار عقیده کردن
suggested
افهار عقیده کردن
to change one's tune
تغییر عقیده دادن
tradition
عقیده موروثی عرف
persuasions
اطمینان عقیده دینی
suggest
افهار عقیده کردن
veers
تغییر عقیده دادن
karaism
عقیده به نص تورات رداحادیث
john's own opinion
عقیده خود جان
veered
تغییر عقیده دادن
pronounce
افهار عقیده کردن
dissent
اختلاف عقیده داشتن
to venture an opinion
جسارتاافهار عقیده کردن
persuasion
اطمینان عقیده دینی
self expressive
پافشار در عقیده خود
pronouncements
افهار عقیده رسمی
pronouncement
افهار عقیده رسمی
preconceive
قبلا عقیده پیداکردن
sentimental
مبنی بر احساسات یا عقیده
liberty of conscience
ازادی عقیده یا فکر
veer
تغییر عقیده دادن
dissents
اختلاف عقیده داشتن
dissented
اختلاف عقیده داشتن
opine
افهار عقیده کردن
pass an opnion
افهار عقیده کردن
observing
افهار عقیده کردن
differences of opinion
اختلاف عقیده
[نظر]
pronounces
افهار عقیده کردن
observes
افهار عقیده کردن
observed
افهار عقیده کردن
i stand to it that
جدا عقیده دارم که
to make a suggestion
افهار عقیده کردن
observe
افهار عقیده کردن
to be of the opinion that ...
به این عقیده باشند که ...
make a suggestion
افهار عقیده کردن
pass an opinion
افهار عقیده کردن
suggestions
افهار عقیده پیشنهاد
i was under theimpression that
به این عقیده بودم که ...
Difference of opinion (in taste).
اختلا ف عقیده ( سلیقه )
dissentient
مخالف عقیده اکثریت
irrationalism
عقیده نامعقول یا چرند
epicure
پیرو عقیده اپیکور
epicures
پیرو عقیده اپیکور
change of heart
<idiom>
تغیر عقیده دادن
article of faith
اعتقاد و عقیده باطنی
express an opinion
افهار عقیده کردن
suggestion
افهار عقیده پیشنهاد
I find it's ...
به نظر
[عقیده]
من این ...
I think it's ...
به نظر
[عقیده]
من این ...
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
pragmatism
تعصب دراثبات عقیده خود
four freedoms
ازادی در نطق و بیان عقیده
to believe in palmistry
بکف بینی عقیده داشتن
to be under the i. ihat...
براین عقیده یا خیال بودن
persuasion
نظریه یا عقیده ازروی اطمینان
extremism
افراط کاری عقیده افراطی
to be of the mind that ...
این عقیده
[نظر]
را دارند که ...
teutonism
عقیده برتری نژادی المان
his f. opinion
عقیده ایی که پرورده وموردپسنداوست
persuasions
نظریه یا عقیده ازروی اطمینان
what do you think of him?
عقیده شما در باره او چیست
upset the applecart
<idiom>
خراب شدن عقیده ونظر
what say you to a cinema?
در باره سینما چه عقیده دارید
opine
نظر یا عقیده خود را افهارداشتن
orthodoxly
با عقیده از روی رشد راشدوار
malthusian
پیرو عقیده توماس مالتوس
maintrain
ادامه دادن عقیده داشتن
dogmatism
افهار عقیده بدون دلیل
aristotelian
مربوط به عقیده و فلسفهء ارسطو
wrongheaded
لجباز در عقیده و عمل سرسخت
aristotelean
مربوط به عقیده و فلسفهء ارسطو
like water off a duck's back
<idiom>
بی تاثیر ،بدون تغیر عقیده
immersionism
عقیده به غسل ارتماسی درتعمید
legalism
عقیده به اصالت و الویت قانون
apostasy
ترک عقیده برگشتگی از دین
paradox
عقیدهای که با عقیده عموم مخالف است
psilanthropy
عقیده باینکه مسیح جز انسان نبوده
feminism
عقیده به برابری زن ومرد طرفداری اززنان
paradoxes
عقیدهای که با عقیده عموم مخالف است
brainwash
اجبار شخص بقبول عقیده تازهای
brainwashed
اجبار شخص بقبول عقیده تازهای
brainwashes
اجبار شخص بقبول عقیده تازهای
i insist that he is innocent
جدا` عقیده دارم که او بی گناه است
i insist on his innocence
جدا` عقیده دارم که او بی گناه است
psilanthropism
عقیده باینکه مسیح جز انسان نبوده
abreact
تغییر دادن عقیده شخص با تلقین
to make of something
در باره چیزی نظر
[عقیده]
داشتن
to fancy oneself
عقیده خوب درباره خود داشتن
you are written
عقیده یاسخن شما درست نیست
to have a different view of
[ opinion about]
something
در باره موضوی عقیده دیگری داشتن
guerillas
جنگجوی غیرنظامی که به خاطر عقیده سیاسی می جنگد
internationalism
عقیده بحفظ و رعایت مصالح عمومی ملل
to think badly of somebody
درباره کسی نظر
[عقیده]
بدی داشتن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com