English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
Other Matches
weak minded دارای روحیه ضعیف
feebleminded دارای فکر ضعیف
poor spirited دارای روحیه ضعیف
low head plant نیروگاه ابی فشار ضعیف تاسیسات فشار ضعیف
isopiestic دارای فشار یکسان خط هم فشار
superincumbent دارای فشار زیاد فشاری
pressure cabin هواپیمای دارای دستگاه تهویه مقاوم با فشار هوا
low voltage distribution system شبکه پخش فشار ضعیف تاسیسات پخش فشار ضعیف
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cut-out روزنهای در هواپیماهی دارای کابین با فشار تنظیم شده بعنوان در پنجره و غیره
isallobar خط فرضی که نقاط دارای فشار جوی مساوی در زمان معینی رانشان میدهد
isallobaric خط فرضی که نقاط دارای فشار جوی مساوی در زمان معینی رانشان میدهد
jet stream جریان باد جت استریم درطبقه استراتوسفر که دارای فشار و سرعت زیاد میباشد
cut-outs روزنهای در هواپیماهی دارای کابین با فشار تنظیم شده بعنوان در پنجره و غیره
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
Nomatic rugs قالی های عشایری و قشقایی [این فرش ها بعلت جا به جایی زیاد عشایر عموما کوچک بافته می شوند و اکثرا بصورت پشم بوده و در آن از ذهنی بافی و یا نقوش محلی استفاده می شود. فرش ها دارای استحکام ضعیف هستند.]
low voltage line خط فشار ضعیف
low potential فشار ضعیف
low tension فشار ضعیف
low voltage فشار ضعیف
low voltage current جریان فشار ضعیف
low pressure plasma پلاسمای فشار ضعیف
low voltage projection lamp لامپ فشار ضعیف
low voltage relay رله فشار ضعیف
low pressure discharge تخلیه ی فشار ضعیف
low voltage lamp لامپ فشار ضعیف
low pressure lamp لامپ فشار ضعیف
low voltage distribution پخش فشار ضعیف
low voltage transformer ترانسفورماتور فشار ضعیف
low voltage system سیستم فشار ضعیف
low voltage switch کلید فشار ضعیف
low voltage supply منبع فشار ضعیف
low voltage side سمت فشار ضعیف
low voltage operation کاردر فشار ضعیف
low voltage network شبکه ی فشار ضعیف
low voltage insulator ایزولاتور فشار ضعیف
low voltage power station نیروگاه فشار ضعیف
low voltage plant تاسیسات فشار ضعیف
low voltage installation تاسیسات فشار ضعیف
low voltage heating گرمایش فشار ضعیف
low voltage fuse فیوز فشار ضعیف
low voltage engineering مهندسی فشار ضعیف
low voltage engineering تکنیک فشار ضعیف
low voltage voltmeter ولتمتر فشار ضعیف
low pressure casing محفظه ی فشار ضعیف
low pressure boiler دیگ فشار ضعیف
low pressure turbine توربین فشار ضعیف
low tension battery باتری فشار ضعیف رادیو
low voltage supply system سیستم تغذیه فشار ضعیف
low voltage operation فرایند کار فشار ضعیف
p سیم پیچ فشار ضعیف
low tension winding سیم پیچ فشار ضعیف
low pressure mercury lamp لامپ فشار ضعیف جیوهای
low voltage winding سیم پیچی فشار ضعیف
low voltage wiring سیم کشی فشار ضعیف
low voltage arc قوس نوری فشار ضعیف
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
off colored دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
monadelphous دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
polyisotopic دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
hypotension فشار خیلی ضعیف وغیرعادی رگها
low voltage system شبکه ی فشار ضعیف تاسیسات فشارضعیف
winy شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pentadactyl دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
three-legged دارای سه پا
fraught with دارای
glochidiate دارای مو
footy دارای پا
three legged دارای سه پا
odoriferous دارای بو
bilabiate دارای دو لب
trilinear دارای سه خط
iodic دارای ید
softies پسر ضعیف وزن نما ادم ضعیف وسست عنصر
softie پسر ضعیف وزن نما ادم ضعیف وسست عنصر
softy پسر ضعیف وزن نما ادم ضعیف وسست عنصر
pulsatile دارای تپش
dimply دارای فرورفتگی
pseudonymous دارای تخلص
declinatory دارای تمایل
dartrous دارای تبخال
quartziferous دارای در کوهی
rarely beautiful دارای زیبائی
deadbeats دارای سکون
cuspidal دارای برامدگی
superabundant دارای وفور
prerogatived دارای حق ویژه
preemptor دارای حق شفعه
portentous دارای فال بد
keratinous دارای موادشاخی
dyslogistic دارای خاطرات بد
diplopodous دارای هزار پا
pulsant دارای تپش
dipolar دارای دو قطب
dipteran دارای دو بال
plumose دارای دسته پر
polygamous دارای چند زن
dolose دارای قصدجرم
dichotomous دارای دو بخش
dimorphic دارای دو شکل
double tongued دارای دوقول
head دارای سرکردن
pinnular دارای بالچه
pinnular دارای برگچه
pre emptive دارای حق شفعه
pileate دارای کلاهک
primipara دارای یک اولاد
primiparous دارای یک اولاد
dipetalous دارای دوگلبرگ
straight line دارای خط مستقیم
spiriferous دارای عضومارپیچی
sonant دارای اهنگ
buckish دارای خوی بز
bumpiness دارای برامدگی
rustler دارای صدای خش خش
rustlers دارای صدای خش خش
social minded دارای افکاراجتماعی
calcareous دارای کلسیم
calcic دارای اهک
capitated دارای سرمجزا
spirituous دارای الکل
splashy دارای ترشح
dog eared دارای پرانتز
bisulcate دارای دوشکاف
salaried دارای حقوق
bizonal دارای دومنطقه
stannous دارای قلع
stannic دارای قلع
staminate دارای جرثومه نر
prerogatives دارای حق ویژه
prerogative دارای حق ویژه
melodic دارای ملودی
melodious دارای ملودی
silicifoeous دارای در کوهی
bossiness دارای برجستگی
bossy دارای برجستگی
self abnegating دارای کف نفس
cloven foot دارای پا یا سم شکافته
energetic دارای انرژی
copperbottomed دارای ته مسی
sabulous دارای شن ریزه
rugose دارای رکه
crepitant دارای صدای خش خش
cretaceous دارای گچ فراوان
reversioner دارای حق رجوع
reboant دارای واکنش
stilted دارای چوب پا
cirrous دارای اویز
synonymous دارای ترادف
shoaly دارای جاهای کم اب
diandrous دارای دوپرچم
cephalous دارای کله
shelterer دارای حفاظ
chinned دارای چانه
sexagenary دارای سن 06 تا96
chymiferous دارای کیموس
cingulate دارای کمربند
dog-eared دارای پرانتز
synonymous دارای تشابه
rattly دارای صدای تق تق
petiolated دارای دمگل
mammilate دارای پستان
squibs دارای صدای فش فش
rifled دارای خان
geniculate دارای زانویی
longheaded دارای سردراز
glanduliferous دارای غد دکوچک
glary دارای تشعشع
lobated دارای نرمه
lobate دارای نرمه
lippy پر رو دارای لب اویزان
haired دارای موی ...
knock kneed دارای زانوی کج
short-range دارای برد کم
magneto دارای مغناطیس
legitimate دارای حق مشروع
legitimated دارای حق مشروع
legitimates دارای حق مشروع
legitimating دارای حق مشروع
rectilinear دارای مسیرمستقیم
flabby دارای عضلات شل
equivocal دارای دومعنی
backed دارای پشت
short range دارای برد کم
ledgy دارای طاقچه
lean to دارای چارطاقی
hearted دارای قلب ...
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com