English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
rose lipped دارای لبهای گلگون
Other Matches
roseate گلگون
roseal گلگون
rose colored گلگون
florid گلگون
rosy گلگون
rose coloured گلگون
edge perforated با سوراخهای لبهای
red lips لبهای قرمز
ripe lips لبهای قرمز
edge weld جوش لبهای
labia لبهای فرج
edge coated با روکش لبهای
edge notched با بریدگی لبهای
ruddy گلگون گلچهره
incarnadine گلگون کردن
edge triggered با رها شدگی لبهای
flushes چهره گلگون کردن
flush چهره گلگون کردن
flushing چهره گلگون کردن
labial شفوی واویخته به لبهای فرج
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
isotropic solutions دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
polyisotopic دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
monadelphous دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
off colored دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
winy شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pentadactyl دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
fraught with دارای
three legged دارای سه پا
footy دارای پا
odoriferous دارای بو
trilinear دارای سه خط
glochidiate دارای مو
bilabiate دارای دو لب
iodic دارای ید
three-legged دارای سه پا
windiness دارای باد
whizzer دارای صدای غژ
stannous دارای قلع
indued with charm دارای فریبندگی
woolly headed دارای سر پشمالو
in power دارای اختیارات
ill neighboured دارای همسایه بد
in force دارای اعتبار
in flower دارای شکوفه
in defect دارای کاستی
ill neighboured دارای محیط بد
humous دارای موادالی
straight line دارای خط مستقیم
homolographic دارای قرینه
wapper jawed دارای ارواره کج
energetic دارای انرژی
syntonic دارای بسامدمشابه
geniculate دارای زانویی
glary دارای تشعشع
stilted دارای چوب پا
glanduliferous دارای غد دکوچک
synonymous دارای ترادف
synonymous دارای تشابه
vivific دارای حیات
melodious دارای ملودی
weak eyed دارای چشم کم سو
weak sighted دارای چشم کم سو
haired دارای موی ...
strontic دارای استرونیوم
hexameter دارای شش وزن
warty دارای زگیل
weighted دارای وزن
hearted دارای قلب ...
deadbeat دارای سکون
deadbeats دارای سکون
portentous دارای فال بد
unifilar دارای یک سیم یا نخ
sulfureous دارای گوگرد
swell butted دارای ته گنده
melodic دارای ملودی
zonate دارای مدار
legitimate دارای حق مشروع
legitimated دارای حق مشروع
legitimates دارای حق مشروع
legitimating دارای حق مشروع
rectilinear دارای مسیرمستقیم
flabby دارای عضلات شل
longheaded دارای سردراز
social minded دارای افکاراجتماعی
lobated دارای نرمه
lobate دارای نرمه
lippy پر رو دارای لب اویزان
equivocal دارای دومعنی
backed دارای پشت
magneto دارای مغناطیس
redundant دارای اطناب
deficient دارای کمبود
monopetalous دارای یک گلبرگ
shoaly دارای جاهای کم اب
monometallic دارای یک فلز
monoclinal دارای یک شیب
monatomic دارای یک جوهرفرد
monandrous دارای یک شوهر
miasmatic دارای دمه بد بو
miasmal دارای دمه بد بو
squib دارای صدای فش فش
squibs دارای صدای فش فش
low spirited دارای روحیه بد
silicifoeous دارای در کوهی
mammilate دارای پستان
short range دارای برد کم
short-range دارای برد کم
ledgy دارای طاقچه
isogenous دارای یک منبع
knock kneed دارای زانوی کج
iodous دارای یود
low-spirited دارای روحیه بد
invested with power دارای اختیار
intercommunicate دارای مراوده
instinct with force دارای زور
insectile دارای حشره
innervate دارای پی کردن
staminate دارای جرثومه نر
stannic دارای قلع
inflorescent دارای گل اذین
allergic دارای حساسیت به
splashy دارای ترشح
spirituous دارای الکل
spiriferous دارای عضومارپیچی
lean to دارای چارطاقی
sonant دارای اهنگ
parenthetical دارای کمانک
rifled دارای خان
knarred دارای برامدگی
kibed دارای شکاف
infatuated دارای داوری بد
keratinous دارای موادشاخی
keeled دارای تبر ته
family men دارای نانخور
family man دارای نانخور
keyed دارای جاانگشتی
curvy دارای انحنا
zygomorphic دارای تقارن
privileged دارای امتیاز
trifoliolate دارای سه نشریه
adamantean دارای تلئلو
trigonous دارای سه زاویه
cirrous دارای اویز
aluminous دارای زاج
amphibolic دارای دو معنی
cingulate دارای کمربند
chymiferous دارای کیموس
heterogamous دارای مادگی ها
trigynous دارای سه مادگی
chinned دارای چانه
cephalous دارای کله
antithetic دارای ضد ونقیض
antithetical دارای ضد ونقیض
cloven foot دارای پا یا سم شکافته
tricyclic دارای سه چرخ
tricuspidate دارای سه لخت
prurient دارای فکرشهوانی
cuspidal دارای برامدگی
cretaceous دارای گچ فراوان
crepitant دارای صدای خش خش
accentual دارای تاکید
copperbottomed دارای ته مسی
acetylate دارای ریشهء
acetylize دارای ریشهء
triatomic دارای سه اتم
tungstic دارای تنگستن
trichotomous دارای سه قسمت
tricone دارای سه شاخ
triconered دارای سه گوشه
tricorn دارای سه شاخ
arbitrative دارای اختیارحکمیت
artiodactyl دارای سم شکافته
trilocular دارای سه حفره
bodied دارای بدن
trimolecular دارای سه ملکول
bizonal دارای دومنطقه
bimolecular دارای دوملکول
bimorphemic دارای دوشکل
bimotored دارای دوموتور
binaural دارای دو گوش
binocular دارای دو چشم
binuclear دارای دو هسته
binucleate دارای دو هسته
binucleated دارای دو هسته
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com