Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English
Persian
family man
دارای نانخور
family men
دارای نانخور
Other Matches
He has a family of six to. support . he has six mouths to feed.
شش سر نانخور دارد ( تحت تکلف )
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic
دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
isotropic solutions
دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
end stopped
دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
Indo-persian rug
قالی هندی با طرح ایرانی
[اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
monadelphous
دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
polyisotopic
دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
off colored
دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
winy
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pentadactyl
دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
trilinear
دارای سه خط
footy
دارای پا
odoriferous
دارای بو
fraught with
دارای
glochidiate
دارای مو
bilabiate
دارای دو لب
iodic
دارای ید
three legged
دارای سه پا
three-legged
دارای سه پا
far reaching
دارای اثرزیاد
febile
دارای حالت تب
feldspathic
دارای فلدسپار
fibrinous
دارای مودلیفی
floaty
دارای اب نشین کم
foliolate
دارای برگچه
miasmatic
دارای دمه بد بو
miasmal
دارای دمه بد بو
mammilate
دارای پستان
geniculate
دارای زانویی
magneto
دارای مغناطیس
longheaded
دارای سردراز
glanduliferous
دارای غد دکوچک
glary
دارای تشعشع
entitative
دارای وجودخارجی
monandrous
دارای یک شوهر
dartrous
دارای تبخال
declinatory
دارای تمایل
diandrous
دارای دوپرچم
dichotomous
دارای دو بخش
dimorphic
دارای دو شکل
dimply
دارای فرورفتگی
dipetalous
دارای دوگلبرگ
diplopodous
دارای هزار پا
dipolar
دارای دو قطب
monatomic
دارای یک جوهرفرد
dipteran
دارای دو بال
dolose
دارای قصدجرم
double tongued
دارای دوقول
dyslogistic
دارای خاطرات بد
lobated
دارای نرمه
lobate
دارای نرمه
ill neighboured
دارای همسایه بد
keeled
دارای تبر ته
ill neighboured
دارای محیط بد
in defect
دارای کاستی
keyed
دارای جاانگشتی
in flower
دارای شکوفه
in force
دارای اعتبار
in power
دارای اختیارات
indued with charm
دارای فریبندگی
inflorescent
دارای گل اذین
innervate
دارای پی کردن
isogenous
دارای یک منبع
instinct with force
دارای زور
intercommunicate
دارای مراوده
iodous
دارای یود
humous
دارای موادالی
lippy
پر رو دارای لب اویزان
ledgy
دارای طاقچه
lean to
دارای چارطاقی
insectile
دارای حشره
knock kneed
دارای زانوی کج
knarred
دارای برامدگی
haired
دارای موی ...
hearted
دارای قلب ...
kibed
دارای شکاف
heterogamous
دارای مادگی ها
undersigned
دارای امضاء
hexameter
دارای شش وزن
homolographic
دارای قرینه
keratinous
دارای موادشاخی
invested with power
دارای اختیار
acetylate
دارای ریشهء
divans
دارای دوفرفیت
divan
دارای دوفرفیت
bodily
دارای بدن
overlapping
دارای اشتراک
hook-nosed
دارای بینی کج
hook nosed
دارای بینی کج
electives
دارای حق انتخاب
elective
دارای حق انتخاب
bifocal
دارای دو کانون
bifocals
دارای دو کانون
isometric
دارای یک میزان
accentual
دارای تاکید
prurient
دارای فکرشهوانی
privileged
دارای امتیاز
hectic
دارای تب لازم
behinds
دارای پس افت
behind
دارای پس افت
ambivalence
دارای دو جنبه
isometrics
دارای یک میزان
splashing
دارای ترشح
splashes
دارای ترشح
portentous
دارای فال بد
deadbeats
دارای سکون
deadbeat
دارای سکون
weighted
دارای وزن
rifled
دارای خان
short-range
دارای برد کم
short range
دارای برد کم
backed
دارای پشت
energetic
دارای انرژی
stilted
دارای چوب پا
synonymous
دارای ترادف
splash
دارای ترشح
formal
دارای فکر
salaried
دارای حقوق
prerogatives
دارای حق ویژه
prerogative
دارای حق ویژه
melodic
دارای ملودی
melodious
دارای ملودی
synonymous
دارای تشابه
equivocal
دارای دومعنی
acetylize
دارای ریشهء
cuspidal
دارای برامدگی
calcareous
دارای کلسیم
bumpiness
دارای برامدگی
buckish
دارای خوی بز
bodied
دارای بدن
bizonal
دارای دومنطقه
bisulcate
دارای دوشکاف
biramous
دارای دو شاخه
biradial
دارای دوشعاع
calcic
دارای اهک
capitated
دارای سرمجزا
cephalous
دارای کله
cretaceous
دارای گچ فراوان
crepitant
دارای صدای خش خش
copperbottomed
دارای ته مسی
cloven foot
دارای پا یا سم شکافته
cirrous
دارای اویز
cingulate
دارای کمربند
chymiferous
دارای کیموس
chinned
دارای چانه
bipartite
دارای دوقسمت
binucleated
دارای دو هسته
aulait
دارای شیر
artiodactylous
دارای سم شکافته
artiodactyl
دارای سم شکافته
arbitrative
دارای اختیارحکمیت
antithetical
دارای ضد ونقیض
antithetic
دارای ضد ونقیض
amphibolic
دارای دو معنی
aluminous
دارای زاج
azotic
دارای ازت
basined
دارای ابگیر
bicentric
دارای دومرکز
binucleate
دارای دو هسته
binuclear
دارای دو هسته
binocular
دارای دو چشم
binaural
دارای دو گوش
bimotored
دارای دوموتور
bimorphemic
دارای دوشکل
bimolecular
دارای دوملکول
bichrome
دارای دو رنگ
adamantean
دارای تلئلو
monoclinal
دارای یک شیب
parenthetical
دارای کمانک
infatuated
دارای داوری بد
curvy
دارای انحنا
allergic
دارای حساسیت به
zygomorphic
دارای تقارن
zonate
دارای مدار
to be fraught
[with]
دارای ... بودن
woolly headed
دارای سر پشمالو
windiness
دارای باد
whizzer
دارای صدای غژ
unipod
دارای یک پایه
unifoliate
دارای یک برگ
unifilar
دارای یک سیم یا نخ
unidirectional
دارای یک جهت
unidirection
دارای یک جهت
underweight
دارای کسروزن
umbrageous
دارای سوفن
two way
دارای دو راه
univalent
دارای یک فرفیت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com