Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (21 milliseconds)
English
Persian
creole
دارای نژاد مخلوط
creoles
دارای نژاد مخلوط
Other Matches
epistasis
اختفای اثرات یک نژاد بوسیله نژاد دیگری
epistasy
اختفای اثرات یک نژاد بوسیله نژاد دیگری
admix
مخلوط شدن بهم پیوستن مخلوط کردن امیختن
auto rich
مخلوط غلیظ سوخت و هوا که نسبت ان توسط کنترل کننده مخلوط اتوماتیک درکاربوراتور ثابت نگهداشته میشود
phylon
نژاد
congenerous
هم نژاد
phylum
نژاد
sibling
هم نژاد
blood
نژاد
issued
نژاد
issues
نژاد
issue
نژاد
race
نژاد
raced
نژاد
races
نژاد
origin
نژاد
stirps
نژاد
Lurs
نژاد لر
descents
نژاد
siblings
هم نژاد
descent
نژاد
strain
نژاد
strains
نژاد
origins
نژاد
Norman
از نژاد نرمان
half breed
از نژاد مختلف
Normans
از نژاد نرمان
racism
نژاد پرستی
Adegenerate ( decadent ) race .
نژاد فاسد
highborn
نیک نژاد
underbred
از نژاد غیراصیل
racist
نژاد پرست
mutts
سگ پست نژاد
eugenics
اصلاح نژاد
racists
نژاد پرست
ethnocentric
نژاد پرست
mongrel
پست نژاد
mongrels
پست نژاد
ethnocentrism
نژاد پرستی
mutt
سگ پست نژاد
full-blooded
پاک نژاد
full blood
نژاد خالص
Celt
نژاد سلت
Celts
نژاد سلت
Slavs
از نژاد اسلاو
full blooded
از نژاد اصیل
master race
نژاد برتر
pedigrees
ریشه نژاد
anglian
مربوط به نژاد
genocide
نژاد ستیزی
Slav
از نژاد اسلاو
genocide
نژاد زدایی
pedigree
ریشه نژاد
ethnography
نژاد پرستی
outcrossing
پیوند دو نژاد
purebred
پاک نژاد
ethnology
نژاد شناسی
the black race
نژاد سیاه
biotype
جانداران هم نژاد
gerontomorphosis
پیر شدگی نژاد
improvement in stock breading
اصلاح نژاد چارپایان
hamito semitic
از نژاد حامی وسامی
inbreed
از یک نژاد ایجاد کردن
Celtic
وابسته به نژاد سلت
euthenics
اصلاح نژاد محیطی
semitics
نژاد شناسی سامی
africander
افریقایی فرنگی نژاد
skinheads
رذل نژاد پرست
African American
نژاد آفریقایی آمریکایی
hamitic
مربوط به نژاد حام
skinhead
رذل نژاد پرست
anti-Semitic
مخالف نژاد سامی
game fowl
نژاد خروس جنگی
heaven born
خدایی اسمانی نژاد
humankind
بشریت نژاد انسان
interbreed
اصلاح نژاد کردن
quadroon
از نژاد سفید وسیاه
paleface
نژاد سفید پوست
anglo saxon
نژاد انگلیسی وساکنسونی
top dog
نژاد یا شخص غالب
bon ton
خوش نژاد اشرافی
akkadian
نژاد اکد یا اکاد
schnauzer
سگ " تری یر "المانی نژاد
of alow parentage
فرومایه پست نژاد
negrophobe
بیمناک از نژاد سیاه
white civilization
تمدن نژاد سفید
turanian
مردمی از نژاد التایی اورال
a racist attack
حمله ای با غرض نژاد پرستی
hamp shire
نژاد خوک سیاه امریکایی
non human
غیر متعلق به نژاد انسان
broodmare
مادیان برای تولید نژاد
non-human
غیر متعلق به نژاد انسان
Eurasian
از نژاد مختلط اروپایی واسیایی
purebred
جانور یا گیاه خوش نژاد
jersey giant
نژاد ماکیان خانگی بزرگ
wiltshire
نژاد گوسفند سفیدرنگ انگلیسی
Eurasians
از نژاد مختلط اروپایی واسیایی
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
selected breed
[گوسفند یا چهارپای اصلاح نژاد شده]
Afro-American
نژاد آفریقایی آمریکایی
[عبارت قدیمی]
Semitic
از نژاد سام بن نوح زبان سامی
orthogenesis
اصلاح و پرورش نژاد درطی زمان
segregationist
طرفدار جدایی نژاد سفید وسیاه
eugenic
از نژاد یانسب خوب اصلاح نژادی
anti-Semitic
مقرون به دشمنی با نژاد سامی یایهود
cross fertile
اصلاح نژاد از راه لقاح متقابل
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
slovak
نژاد اسلواک ساکن قسمت مرکزی چکوسلواکی
mixed marriage
پیوند مرمانی که از دو نژاد یادو کیش باشند
gamodeme
نژاد دور افتاده یا منزوی موجود زنده
studhorse
اسب مخصوص تخم کشی واصلاح نژاد
amphimictic
مناسب برای تولید و تناسل واختلاط نژاد
cacogenics
رشتهای از علم درباره فسادو خرابی نژاد
amerind
نژاد مختلط امریکایی و سرخ پوست یا اسکیمو
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
kaffir
کافر نام قبیله ای درافریقای جنوبی از نژاد بانتو
melanochroi
سیه مویان نژاد سیاه موی سبزه روی
kafir
کافر نام قبیله ای درافریقای جنوبی از نژاد بانتو
linebreeding
پرورش نژاد انسان یا حیوان درجهت یا هدف معینی
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
pan germanism
نظریه مبتنی بر برتری نژاد اریایی ژرمنی بر سایر نژادها
jackrabbit
نژاد خرگوشهای بزرگ شمال امریکا که گوشهای دراز و اویخته دارند
hash
مخلوط
blender
مخلوط کن
mixtures
مخلوط
blenders
مخلوط کن
mixers
مخلوط کن
mixed
مخلوط
blending
مخلوط
mixture
مخلوط
mixer
مخلوط کن
macedoine
مخلوط
blent
مخلوط شد
blend
مخلوط
composite
مخلوط
compost
مخلوط
blends
مخلوط
admixtion
مخلوط
admixture
مخلوط
confused
مخلوط
anti freeze mixture
مخلوط ضد یخ
lombards
گروهی از کشور یتانان المانی نژاد که در سده ششم ایتالیارا فتح کردند
azeotropic mixture
مخلوط همجوش
blent
مخلوط کرد
mixed gas
گاز مخلوط
mixed crystal
کریستال مخلوط
miscible
مخلوط شدنی
mixing
مخلوط کردن
unadulterated
مخلوط نشده
mixes
مخلوط ترکیبی
solid solution
کریستال مخلوط
mixes
امیزه مخلوط
mell
مخلوط کردن
hash
مخلوط کردن
batch mixer
مخلوط کن ضربهای
mixed glue
چسب مخلوط
powder mixer
گرد مخلوط کن
mixing in place
امیختن در جا مخلوط در جا
proportioner
مخلوط کن شیمیایی
pug mill
اسیای گل مخلوط کن
intermingle
با هم مخلوط کردن
mixture control
کنترل مخلوط
rich mix
مخلوط پر مایه
azeotropic mixture
مخلوط ازئوتروپ
mix
مخلوط ترکیبی
mixers
مخلوط کننده
admix
مخلوط کردن
mixed semiconductor
نیمرسانای مخلوط
intermingled
با هم مخلوط کردن
intermingles
با هم مخلوط کردن
intermingling
با هم مخلوط کردن
homogeneous mixture
مخلوط همگن
heterogeneous mixture
مخلوط ناهمگن
gas mixture
مخلوط گاز
puddles
مخلوط کردن
mingle
مخلوط کردن
puddle
مخلوط کردن
blend
مخلوط امیختگی
hot mixer
مخلوط کننده
blends
مخلوط کردن
blends
مخلوط امیختگی
blend
مخلوط کردن
immiscible
مخلوط نشدنی
mingled
مخلوط کردن
intercarrier beat
زنه مخلوط
intercarrier buzz
وزوز مخلوط
commix
مخلوط کردن
laudanum
مخلوط افیون
mixtures
بتن مخلوط کن
concrete mix
مخلوط بتن
mixture
بتن مخلوط کن
porridge
چیز مخلوط
mixer
مخلوط کننده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com