English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
Other Matches
wirility مردی رجولیت قوه مردی
he is a man of queer habits مردی است دارای عادتهای غریب
magnetic دارای نیروی مغناطیسی
youthful دارای نیروی شباب
progenitive دارای نیروی تولید
dynamoelectric دارای نیروی محرکه برقی
equicaloric دارای کالری و نیروی مساوی
isodynamic دارای نیروی مغناطیسی مساوی
isomagnetic دارای نیروی مغناطیسی متساوی
self energizing دارای نیروی خود کار
steamrollers جاده صاف کن دارای نیروی بخار
steamroller جاده صاف کن دارای نیروی بخار
steamrollered جاده صاف کن دارای نیروی بخار
steamrollering جاده صاف کن دارای نیروی بخار
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
emasculative برنده نیروی مردی
emasculatory برنده نیروی مردی
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
phallic وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
polyisotopic دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
monadelphous دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
off colored دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
winey شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winy شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pentadactyl دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
iodic دارای ید
fraught with دارای
three-legged دارای سه پا
glochidiate دارای مو
odoriferous دارای بو
three legged دارای سه پا
bilabiate دارای دو لب
footy دارای پا
trilinear دارای سه خط
virility رجولیت
masculinity رجولیت
manhood رجولیت
preferable دارای رجحان
declinatory دارای تمایل
rugose دارای رکه
wapper jawed دارای ارواره کج
dartrous دارای تبخال
accredited دارای اعتبارنامه
cuspidal دارای برامدگی
pulsatile دارای تپش
quartziferous دارای در کوهی
multifid دارای چندشکاف
rarely beautiful دارای زیبائی
starchy دارای نشاسته
monometallic دارای یک فلز
monopetalous دارای یک گلبرگ
vivific دارای حیات
pulsant دارای تپش
muciferous دارای مخاط
melodious دارای ملودی
portentous دارای فال بد
deadbeats دارای سکون
deadbeat دارای سکون
aluminous دارای زاج
amphibolic دارای دو معنی
melodic دارای ملودی
glary دارای تشعشع
multiflorous دارای بیش از سه گل
crepitant دارای صدای خش خش
cretaceous دارای گچ فراوان
terahenous دارای 4 مادگی
viniferous دارای شراب
alcoholic دارای الکل
alcoholics دارای الکل
pseudonymous دارای تخلص
monogamous دارای یک همسر
monogamous دارای یک زن یا یک شوهر
dog-eared دارای پرانتز
dog eared دارای پرانتز
bigamous دارای دو زن یا دو شوهر
multilineal دارای چندین خط
musicals دارای اهنگ
allergic دارای حساسیت به
stilted دارای چوب پا
dichotomous دارای دو بخش
accentual دارای تاکید
acetylate دارای ریشهء
windiness دارای باد
double tongued دارای دوقول
acetylize دارای ریشهء
rustlers دارای صدای خش خش
dolose دارای قصدجرم
whizzer دارای صدای غژ
energetic دارای انرژی
mammilate دارای پستان
privileged دارای امتیاز
zygomorphic دارای تقارن
bossiness دارای برجستگی
bossy دارای برجستگی
prurient دارای فکرشهوانی
zonate دارای مدار
monoclinal دارای یک شیب
woolly headed دارای سر پشمالو
magneto دارای مغناطیس
sulfureous دارای گوگرد
synonymous دارای تشابه
dyslogistic دارای خاطرات بد
swell butted دارای ته گنده
rustler دارای صدای خش خش
miasmal دارای دمه بد بو
warty دارای زگیل
monandrous دارای یک شوهر
adamantean دارای تلئلو
monatomic دارای یک جوهرفرد
wordy دارای اطناب
synonymous دارای ترادف
longheaded دارای سردراز
diandrous دارای دوپرچم
rattly دارای صدای تق تق
knobby دارای برامدگی
musical دارای اهنگ
weak eyed دارای چشم کم سو
weak sighted دارای چشم کم سو
reversioner دارای حق رجوع
dipteran دارای دو بال
head دارای سرکردن
dipolar دارای دو قطب
diplopodous دارای هزار پا
dipetalous دارای دوگلبرگ
dimply دارای فرورفتگی
dimorphic دارای دو شکل
superabundant دارای وفور
reboant دارای واکنش
syntonic دارای بسامدمشابه
hectic دارای تب لازم
capitated دارای سرمجزا
bodied دارای بدن
miasmatic دارای دمه بد بو
bizonal دارای دومنطقه
triradiate دارای سه شعاع
aulait دارای شیر
bisulcate دارای دوشکاف
tripetalous دارای سه کلبرگ
trinomial دارای سه عبارت
trinary دارای سه متغیر
trinal دارای سه متغیر
trimolecular دارای سه ملکول
biramous دارای دو شاخه
pelliculate دارای پوسته
plumose دارای دسته پر
binucleated دارای دو هسته
artiodactyl دارای سم شکافته
calcic دارای اهک
calcareous دارای کلسیم
rifled دارای خان
artiodactylous دارای سم شکافته
palmy دارای نخل
turpentinous دارای تربانتین
bumpiness دارای برامدگی
buckish دارای خوی بز
papillose دارای برامدگی
tungstic دارای تنگستن
trilocular دارای سه حفره
biradial دارای دوشعاع
bipartite دارای دوقسمت
azotic دارای ازت
bichrome دارای دو رنگ
bicentric دارای دومرکز
pileate دارای کلاهک
triatomic دارای سه اتم
trichotomous دارای سه قسمت
tricuspidate دارای سه لخت
tricone دارای سه شاخ
triconered دارای سه گوشه
petiolate دارای دمگل
petiolated دارای دمگل
basined دارای ابگیر
pinnular دارای برگچه
pinnular دارای بالچه
tristigmatic دارای سه مادگی
trigynous دارای سه مادگی
trigonous دارای سه زاویه
binucleate دارای دو هسته
binuclear دارای دو هسته
trifoliolate دارای سه نشریه
binocular دارای دو چشم
tricyclic دارای سه چرخ
binaural دارای دو گوش
bimotored دارای دوموتور
bimorphemic دارای دوشکل
bimolecular دارای دوملکول
tricorn دارای سه شاخ
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com