Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English
Persian
soft shelled
دارای پوسته تردوشکننده
Other Matches
pelliculate
دارای پوسته
loricate
دارای پوسته محافظ
soft shell
دارای پوسته ترد وشکننده
banjo axle
پوسته اکسل عقب اتومبیل که پوسته دیفرانسیل ان در وسط قرار دارد
exfoliation
پوسته پوسته شدن لایههای بتن یا سنگ در اثر حرارت محیط همجوار
flake
جرقه پوسته پوسته شدن
flaking
جرقه پوسته پوسته شدن
pelliculate
پوسته پوسته شامه دار
flaked
جرقه پوسته پوسته شدن
slough
پوست دله زخم پوسته پوسته شدگی پوست انداختن
scabs
پوسته پوسته شدن
scabrous
زبر پوسته پوسته
exfoliate
پوسته پوسته شدن
desquamate
پوسته پوسته شدن
scab
پوسته پوسته شدن
crusts
پوسته
putamen
پوسته
esquillage
پوسته
shuck
پوسته
incrustation
پوسته
stator
پوسته
incrustment
پوسته
shells
پوسته
mantles
پوسته
membrane
پوسته
sludge
پوسته یخ
membranes
پوسته
film
پوسته
filmed
پوسته
mantle
پوسته
earth crust
پوسته
crust
پوسته
single skinned
یک پوسته
flake
پوسته
encrustation
پوسته
flaked
پوسته
flaking
پوسته
dish
پوسته
dishes
پوسته
skins
پوسته
bushing
پوسته
flaky
پوسته پوسته
wythe
پوسته
encrustations
پوسته
chaff
پوسته
cortex
پوسته
cases
پوسته
scurf
پوسته
upper crust
پوسته
testa
پوسته
cryosphere
یخ پوسته
shelly
پوسته پوسته
skin
پوسته
cod
پوسته
skinned
پوسته
skinning
پوسته
case
پوسته
cortices
پوسته
shelling
پوسته
patagium
پوسته
leprose
پوسته پوسته
layers
پوسته
sleeves
پوسته
shell
پوسته
membrance
پوسته
sleeve
پوسته
layer
پوسته
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
cooling shell
پوسته سردکننده
corrugated skin
پوسته موجدار
crankcase
پوسته موتور
crusty
پوسته مانند
wing skin
پوسته بال
pods
پوسته محافظ
electron sheath
پوسته الکترونی
pod
پوسته محافظ
skin
پوسته ریخته گی
skinned
پوسته ریخته گی
crusts
پوسته زمین
snail
حلزون با پوسته
endocarp
پوسته هسته
earth's crust
پوسته زمین
earth crust
پوسته زمین
valence shell
پوسته والانس
energy shell
پوسته انرژی
outer shell
پوسته والانس
rawhides
پوسته خام
rawhide
پوسته خام
crust
پوسته زمین
scutum
پوسته استخوانی
oxide skin
پوسته اکسید
damp proof membrane
پوسته نمبند
bush
پوسته داخلی
bushes
پوسته داخلی
curing membrane
پوسته نگهبان
cupola shell
پوسته کوپل
rinded
پوسته دار
electron shell
پوسته الکترون
membran
پوسته دار
encrustation
پوسته بندی
encrustations
پوسته بندی
descaling
پوسته زدایی
skins
پوسته ریخته گی
sublevel
زیر پوسته
subsell
زیر پوسته
soft shell
نرم پوسته
erratic scab
پوسته جوش
ion sheath
پوسته یونی
soft skin
پوسته نرم
soft shelled
نرم پوسته
acetate film
پوسته استاتی
pellicle
پوسته نازک
pellicular
پوسته دار
skin friction
مقاومت پوسته
slough
پوسته خارجی
skinning
پوسته ریخته گی
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
ectoclast
پوسته خارجی سلول
encrustation
پوسته دار سازی
encrust
بشکل پوسته در اوردن
adapter sleeve
پوسته تطبیق دهنده
encrustations
پوسته دار سازی
encrust
با پوسته یاقشری پوشاندن
drum barrel
پوسته یا روکش استوانهای
body fit sleeve
پوسته یا غلاف مناسب
drop worm housing
پوسته حلزونی سقوطی
rear axle casing
پوسته محور عقب
rinds
پوسته بیرونی هرچیزی
rind
پوسته بیرونی هرچیزی
slug
حلزون بدون پوسته
gear case
پوسته جعبه دنده
front axle housing
پوسته اکسل جلو
half shell mold
قالب نیم پوسته
furnace shell
قشر یا پوسته کوره
tegmen
پوسته داخلی تخم
graben
فرورفتگی در پوسته زمین
film evaporator
تبخیر کننده پوسته
crust of the earth
پوسته یا قشر زمین
insulated bearing housing
پوسته یاطاقان عایق شده
helicoid
بشکل پوسته حلزون مارپیچ
gas case hardening
سخت گردانی پوسته گازی
interchangeable bearing shells
پوسته قابل تعویض یاطاقان
lorica
پوسته سخت حافظ جانوران
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
crankcase
محفظه کارتر پوسته میل لنگ
spaced armor
دو پوسته کردن زره برای تقویت ان
epicarp
پوسته خارجی قسمت نرم میوه
proctodaeum
قسمت خارجی پوسته مقعدومجرای مقعد
to crust
[snow]
تشکیل دادن به پوسته سخت
[برف]
crusts
پوسته سخت هر چیزی ادم جسور و بی ادب
splinter screen
پوسته زره پوش اطراف پل فرماندهی ناو
diabase
نوعی سنگ که پوسته زمین را تشکیل میدهد
syenite
نوعی سنگ که پوسته زمین را تشکیل میدهد
clinker
تفاله شیشه درکوره قالگری پوسته اهن
andesite
نوعی سنگ که پوسته زمین را تشکیل میدهد
dunite
نوعی سنگ که پوسته زمین را تشکیل میدهد
crust
پوسته سخت هر چیزی ادم جسور و بی ادب
endodermis
داخلی ترین بافت پوسته ریشه وساقه
geotectonic
مربوط به مبحث ساختمان وتشکیلات صخرههای پوسته زمین
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
plutonism
فرضیهای که بموجب ان خارههای پی در پی پوسته زمین دراثرگرمادرست شده اند
buzzing
نوسان پوسته یا ساختارهای دیگر با فرکانسی که قابل سمع باشد
buzzes
نوسان پوسته یا ساختارهای دیگر با فرکانسی که قابل سمع باشد
buzzed
نوسان پوسته یا ساختارهای دیگر با فرکانسی که قابل سمع باشد
integral tank
تانک سوختی که پوسته رسانگر بخشی از دیواره ان را تشکیل میدهد
buzz
نوسان پوسته یا ساختارهای دیگر با فرکانسی که قابل سمع باشد
catastrophism
اعتقاد باینکه پوسته زمین دستخوش انقلابهای ناگهانی طبیعت شده
volumetric loading/density
خارج قسمت حجم کل سوخت موتور راکت جامد به کل بدنه یا پوسته
geochemistry
علمی که درباره ترکیب وتغییرات شیمیایی پوسته زمین بحث میکند
shelling
بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
shells
بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
shell
بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
plutonic theory
فرضیهای که بموجب ان خارههای پی درپی پوسته زمین دراثرگرمای درست شده اند
neptunist
کسیکه عقیده داردکه خارههای پی در پی پوسته زمین بوسیله اب درست شده اند
idiomorphic
دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
cyaniding
عملیات حرارتی که برای سخت کردن پوسته الیاژهای اهن دار بکار می رود
end stopped
دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions
دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
cam ring
رینوی داخل پوسته موتور که توسط میل لنگ به چرخش درامده و باز و بسته شدن سوپاپها را کنترل میکند
lobster thermidor
مخلوطی از گوشت خرچنگ وزده تخم مرغ وقارچ وخامه که در پوسته خرچنگ سرخ میکنند
Indo-persian rug
قالی هندی با طرح ایرانی
[اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
off colored
دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
polyisotopic
دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
monadelphous
دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
to break up
از هم جدا شدن
[پوسته زمین]
[زمین شناسی]
monocoque
ساختمان سه بعدی مثل بدنه هواپیما که فاقد سازه داخلی بوده و همه تنش بر پوسته و اجزاء ساختمانی که بلافاصله زیر ان قرار دارندوارد میگردد
winy
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pentadactyl
دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
permafrost
لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
cloud chamber effect
اثرات حاصله از لایه خارجی قارچ اتمی اثرات پوسته قارچ اتمی
three legged
دارای سه پا
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com