English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (13 milliseconds)
English Persian
dialysepalous دارای کاس برگهای جدا
Search result with all words
acinceous دارای برگهای شمشیری
acutifoliate دارای برگهای نوک تیز
flaggy دارای برگهای شمشیری
half evergreen دارای برگهای نیمه سبز درفصل زمستان
heterophyllous دارای برگهای جوربجور
Other Matches
the f. of a tree برگهای درخت
mercantile papers برگهای بهاداربازرگانی
sageittate leaves برگهای پیکانی
yellowing leaves برگهای زرد شونده
gigas برگهای ضخیم تر و تیره تر
process server مامور ابلاغ برگهای قانونی
stringing نخ کشیدن برگهای توتون وامثال ان
interleaf برگ سفید که لای برگهای کتابی بگذارند
ivy geranium یکجور شمعدانی عطر که برگهایی مانند برگهای پاپیتال دارد
pot pourri کوزهای که برگهای چندین جورگل رابا ادویه خوشبوامیخته دران میریزند
debenture bond برگهای که پشتوانه ان فقط اعتبار صادر کننده است سهم قرضه
serrate leaves برگهای ارهای یا دندانه دندانه
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
off colored دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
monadelphous دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
polyisotopic دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
winey شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winy شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pentadactyl دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
bilabiate دارای دو لب
footy دارای پا
odoriferous دارای بو
trilinear دارای سه خط
glochidiate دارای مو
iodic دارای ید
three-legged دارای سه پا
three legged دارای سه پا
fraught with دارای
papillose دارای برامدگی
monatomic دارای یک جوهرفرد
overbusy دارای کارزیاد
magneto دارای مغناطیس
formal دارای فکر
splash دارای ترشح
pelliculate دارای پوسته
pinnular دارای برگچه
palmy دارای نخل
petiolated دارای دمگل
pileate دارای کلاهک
splashes دارای ترشح
petiolate دارای دمگل
weighted دارای وزن
of that ilk دارای همان جا
melodious دارای ملودی
energetic دارای انرژی
muciferous دارای مخاط
stilted دارای چوب پا
miasmal دارای دمه بد بو
synonymous دارای ترادف
miasmatic دارای دمه بد بو
monopetalous دارای یک گلبرگ
monometallic دارای یک فلز
monandrous دارای یک شوهر
prerogative دارای حق ویژه
multifid دارای چندشکاف
multiflorous دارای بیش از سه گل
melodic دارای ملودی
deadbeat دارای سکون
synonymous دارای تشابه
deadbeats دارای سکون
portentous دارای فال بد
mammilate دارای پستان
nucleate دارای هسته
nitrous دارای شوره
myrrhy دارای بوی مر
myrrhic دارای بوی مر
multilineal دارای چندین خط
salaried دارای حقوق
monoclinal دارای یک شیب
swell butted دارای ته گنده
low-spirited دارای روحیه بد
splashy دارای ترشح
spirituous دارای الکل
deficient دارای کمبود
redundant دارای اطناب
spiriferous دارای عضومارپیچی
sonant دارای اهنگ
legitimate دارای حق مشروع
legitimated دارای حق مشروع
legitimates دارای حق مشروع
legitimating دارای حق مشروع
rectilinear دارای مسیرمستقیم
flabby دارای عضلات شل
low spirited دارای روحیه بد
staminate دارای جرثومه نر
alcoholic دارای الکل
alcoholics دارای الکل
monogamous دارای یک همسر
monogamous دارای یک زن یا یک شوهر
bigamous دارای دو زن یا دو شوهر
sulfureous دارای گوگرد
strontic دارای استرونیوم
straight line دارای خط مستقیم
squib دارای صدای فش فش
squibs دارای صدای فش فش
stannous دارای قلع
stannic دارای قلع
social minded دارای افکاراجتماعی
silicifoeous دارای در کوهی
rarely beautiful دارای زیبائی
quartziferous دارای در کوهی
pulsatile دارای تپش
pulsant دارای تپش
pseudonymous دارای تخلص
primiparous دارای یک اولاد
primipara دارای یک اولاد
prerogatived دارای حق ویژه
preemptor دارای حق شفعه
pre emptive دارای حق شفعه
prerogatives دارای حق ویژه
polygamous دارای چند زن
plumose دارای دسته پر
rattly دارای صدای تق تق
reboant دارای واکنش
shoaly دارای جاهای کم اب
shelterer دارای حفاظ
sexagenary دارای سن 06 تا96
equivocal دارای دومعنی
backed دارای پشت
short range دارای برد کم
short-range دارای برد کم
handy <adj.> دارای مزیت
self abnegating دارای کف نفس
rifled دارای خان
sabulous دارای شن ریزه
rugose دارای رکه
reversioner دارای حق رجوع
pinnular دارای بالچه
splashing دارای ترشح
floaty دارای اب نشین کم
dyslogistic دارای خاطرات بد
basined دارای ابگیر
double tongued دارای دوقول
bicentric دارای دومرکز
bichrome دارای دو رنگ
dolose دارای قصدجرم
dipteran دارای دو بال
dipolar دارای دو قطب
diplopodous دارای هزار پا
bimolecular دارای دوملکول
bimorphemic دارای دوشکل
bimotored دارای دوموتور
binaural دارای دو گوش
azotic دارای ازت
aulait دارای شیر
fibrinous دارای مودلیفی
adamantean دارای تلئلو
feldspathic دارای فلدسپار
febile دارای حالت تب
aluminous دارای زاج
amphibolic دارای دو معنی
far reaching دارای اثرزیاد
antithetic دارای ضد ونقیض
antithetical دارای ضد ونقیض
arbitrative دارای اختیارحکمیت
entitative دارای وجودخارجی
artiodactyl دارای سم شکافته
artiodactylous دارای سم شکافته
binocular دارای دو چشم
binuclear دارای دو هسته
bumpiness دارای برامدگی
calcareous دارای کلسیم
calcic دارای اهک
dartrous دارای تبخال
cuspidal دارای برامدگی
capitated دارای سرمجزا
cretaceous دارای گچ فراوان
crepitant دارای صدای خش خش
cephalous دارای کله
copperbottomed دارای ته مسی
chinned دارای چانه
chymiferous دارای کیموس
cingulate دارای کمربند
buckish دارای خوی بز
declinatory دارای تمایل
binucleate دارای دو هسته
binucleated دارای دو هسته
bipartite دارای دوقسمت
dipetalous دارای دوگلبرگ
biradial دارای دوشعاع
biramous دارای دو شاخه
bisulcate دارای دوشکاف
dimply دارای فرورفتگی
dimorphic دارای دو شکل
bizonal دارای دومنطقه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com